جلسه سیزدهم از دوره نود و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی دستیار محترم دیدهبان مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز شنبه 31 مرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر، عرض ادب و احترام خدمت همه مسافران و اعضای محترم کنگره. خداوند را شکرگزارم که امروز این فرصت را دارم تا در این جایگاه در خدمت شما عزیزان، بهویژه دیدهبانان و اعضای محترم کنگره، باشم. همچنین هفته دیدهبان را خدمت همه اعضای شعبه تبریک عرض میکنم.
در کنگره مناسبتها و جشنهای مختلفی برگزار میشود که یکی از آنها «هفته دیدهبان» است. اعضای قدیمیتر کنگره با فلسفه و نحوه برگزاری این جشنها آشنایی بیشتری دارند، اما ممکن است برای اعضای جدید این پرسش مطرح باشد که فلسفه برگزاری چنین جشنهایی چیست و چرا اعضا در این مناسبتها گرد هم میآیند و از زحمات و خدمات افراد مختلف قدردانی میکنند.
به اعتقاد من، بسیاری از تجربیاتی که در کنگره به دست میآوریم، تجربیاتی هستند که شاید در هیچ محیط دیگری، اعم از دانشگاه، محل کار یا حتی خانواده، فرصت تجربه کردن آنها را نداشته باشیم. یکی از این تجربیات، احساس و ارتباطی است که در جریان همین جشنها و مراسمهای قدردانی شکل میگیرد.
فلسفه برگزاری جشنهای کنگره را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ یکی حضور فیزیکی و دیگری حضور قلبی و واقعی. ممکن است فردی از نظر فیزیکی در یک جشن حضور داشته باشد، اما سؤال اساسی این است که تا چه اندازه از نظر قلبی و معنوی نیز در آن مشارکت دارد و خود را بخشی از این جریان میداند.
برای توضیح این موضوع، میتوان از یک مثال ساده استفاده کرد. زمانی که فردی وارد کنگره میشود، یک کارت عضویت دریافت میکند. اما داشتن کارت عضویت به این معنا نیست که فرد لزوماً به مفهوم واقعی، «کنگرهای» شده است، هدف میتواند فراتر از این باشد؛ یعنی فرد به جایی برسد که خود را بخشی از کنگره بداند و حتی بتواند خود را یک سلول از این ساختار بزرگ تلقی کند.
اگر من خودم را بخشی از یک مجموعه بدانم، ارتباط و تبادل انرژی میان من و آن مجموعه به شکل متفاوتی اتفاق میافتد. همانند یک درخت که اگر من بخشی از ساختار زنده آن باشم، میتوانم از جریان انرژی و حیات آن بهرهمند شوم؛ اما اگر صرفاً در کنار آن قرار داشته باشم، طبیعتاً چنین ارتباط عمیقی شکل نخواهد گرفت.
در جشنهای کنگره نیز شرایط به همین صورت است. ممکن است فردی در یک جشن حضور پیدا کند، سخنان افراد را بشنود و درباره زحمات و فداکاریهای آنان فکر کند، اما در نهایت تنها به این نتیجه برسد که «افراد خوبی هستند و زحمت میکشند» و پس از پایان مراسم، همه چیز برای او تمام شود. در این حالت، اگرچه فرد از نظر فیزیکی در مراسم حضور داشته است، اما ارتباط عمیقی با فلسفه جشن برقرار نکرده است.
در مقابل، زمانی که فرد با نگاهی متفاوت در جشن حضور پیدا میکند، از روی آگاهی و احساس، قدردانی میکند، در مشارکتها حضور دارد و نسبت به زحمات دیگران احساس مسئولیت و سپاسگزاری میکند، اتفاق دیگری در درون او شکل میگیرد. در چنین شرایطی، ارتباط و تبادل انرژی میان فرد و کنگره ایجاد میشود.
من این موضوع را بر اساس تجربه شخصی خودم بیان میکنم، زیرا هر دو حالت را تجربه کردهام. در مقطعی ممکن بود حضور من صرفاً یک حضور فیزیکی باشد، اما با گذشت زمان و تغییر نگرش، متوجه شدم که بسیاری از احساسات عمیق و ارزشمندی که در کنگره تجربه میکنم، نتیجه همین ارتباط و مشارکت واقعی است.
زمانی که فرد تلاش میکند خود را بخشی از کنگره بداند، در مسئولیتها حضور پیدا کند، خدمت را بپذیرد، مشارکت کند، صحبتهای دیگران را با دقت بشنود و در مسیر حرکت کنگره قرار بگیرد، بتدریج احساسات متفاوتی در او شکل میگیرد. در این حالت، فرد دیگر صرفاً کسی نیست که در کنگره حضور دارد؛ بلکه خودش را جزئی از این ساختار میداند.
به همین دلیل است که ممکن است در یک مراسم، دو نفر در کنار یکدیگر حضور داشته باشند، اما میزان احساس و تأثیری که از آن مراسم دریافت میکنند، کاملاً متفاوت باشد. تفاوت اصلی در نوع نگاه، میزان مشارکت و ارتباط قلبی افراد با موضوع است.
موضوع دیگری که در اینجا اهمیت دارد، فلسفه شکرگزاری است. انسان زمانی که متوجه میشود دیگران برای او تلاش و خدمت میکنند و بخشی از زندگی و آرامش او حاصل زحمات دیگران است، باید بتواند این موضوع را درک کرده و قدردانی خود را ابراز کند. شکرگزاری تنها در برابر خداوند نیست؛ بلکه قدردانی از انسانهایی که در مسیر زندگی به ما کمک میکنند نیز بخشی از همین فرهنگ است.
انسان شکرگزار معمولاً ارزش خدمت دیگران را بهتر درک میکند و همین نگاه میتواند باعث شود که خودش نیز در مسیر خدمت و کمک به دیگران قرار بگیرد. در مقابل، ناسپاسی و بیتوجهی به زحمات دیگران میتواند روابط انسانی را تضعیف کند.
بنابراین، جشنهایی مانند هفته دیدهبان را نباید صرفاً یک مراسم تشریفاتی تلقی کرد. این مناسبتها فرصتی هستند برای شناخت، قدردانی، مشارکت و تقویت ارتباط میان اعضای کنگره. میزان بهرهای که هر فرد از این مراسم دریافت میکند، تا حد زیادی به نوع نگاه و میزان حضور قلبی او بستگی دارد.
امیدوارم همه ما بتوانیم با شناخت عمیقتر فلسفه این مناسبتها، صرفاً به حضور فیزیکی اکتفا نکنیم و تلاش کنیم خود را بهعنوان بخشی از این مجموعه ببینیم و در مسیر خدمت، مشارکت و شکرگزاری حرکت کنیم.
در پایان از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه تشکر میکنم و امیدوارم در ادامه این مناسبتها نیز شاهد حضور و مشارکت ارزشمند همه عزیزان باشیم.
رهاییهای هفته:



تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
250