English Version
This Site Is Available In English

جشن اولین سال رهایی مسافر حمیدرضا و مسافر مهدی

جشن اولین سال رهایی مسافر حمیدرضا و مسافر مهدی

پنجمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر محمدصادق، نگهبانی موقت مسافر سهیل و دبیری موقت مسافر مجتبی با دستور جلسه " هفته دیده‌‌‌‌بان " روز شنبه 31 مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان. محمدصادق هستم یک مسافر؛ خیلی خوشحالم که در جمع خانواده‌‌‌‌ی شعبه‌‌‌‌ ستارخان هستم. هفته‌‌‌‌ی دیده‌‌‌‌بان را به تمام اعضای کنگره60، جناب آقای مهندس و خانواده‌‌‌‌ی محترمشان و تمامی اعضا تبریک می‌گویم. دیده‌‌‌‌بان‌‌‌‌ها، ستون‌های کنگره60 هستند و این ستون، بنا بر قدرت است؛ یعنی می‌خواهد به مسافران و همسفران بگوید که دیده‌‌‌‌بان بسیار قدرتمند و نیرومند است، می‌تواند در جمیعت احیای انسانی کنگره60 کاربرد داشته باشد. من به‌عنوان راهنما، تصاویر این عزیزان را داشتم و کاری که انجام می‌دهند را به رهجویانم می‌گفتم و معرفی می‌کردم؛ در این هفته، کارایی هر دیده‌‌‌‌بان را توضیح دادم و اگر هم تکراری بود، باید مجدد گوش می‌دادند؛ چون با تکرار و تمرین متوجه می‌شدند که چه عمل بزرگی را انجام می‌دهند تا یک تازه‌وارد به رهایی برسد و در کنگره60 خدمتگزار شود. در ادامه، طبق روال شنبه‌ها، قسمت دوم دستورجلسه تولد ها می‌باشد و افتخار داشتم که کمک حال مسافر حمیدرضا و مسافر مهدی باشم. بنده به‌عنوان راهنما و سرپرست لژیون بیست در نمایندگی ستارخان افتخار داشتم که به این دو عزیز ازنظر اعتیاد، رهایی و جهان‌بینی کمک کنم تا بتوانند به آرامش درونی برسند.

برای راهنمایان بسیار خوشایند می‌باشد که در این مسیر کمک حال داشته باشند تا دیگران را از مشکل اعتیاد رها کنند. مسئولیت صبحانه در پارک طالقانی بر عهده حمیدرضا بود، همین پیوند محبت باعث شد مسافر مهدی هم به آماده کردن سبد صبحانه پیوست و این عزیزان نسبت به دیگر رهجویان سهم بیشتری دارند و کمک حال دیگران بودند که از ایشان تشکر و قدردانی می‌کنم. آنتی‌ایکس مصرفی مسافر حمیدرضا گل بوده است که سفر مجدد داشتند. تمام رهجویان بنده در کارگاه‌های عمومی باید در سه ردیف اول می‌نشستند و اگر شخصی عقب می‌نشست یا از من فاصله می‌گرفت متوجه می‌شدم که در خلق‌وخو بالا پایین دارند. آنتی‌ایکس مسافر مهدی شیره کشیدنی بوده است، ایشان در محل کار سرپرست افراد زیادی هستند ولی زمانی که وارد لژیون شدند تسلیم آمدند و بسیار فرمان‌بردار بودند. ساکنین جسمِ فردی که بیماری اعتیاد دارد، خواسته‌های نامعقول جسم است. برای درست کردن افکار، زمان نیاز است. ساکنین جسمِ مهدی، خردمند شدند... ایشان در حال حاضر پهلوان هستند و اذن نشانی در بی نشانی را هم از جناب آقای مهندس دریافت کردند. تولد یک سال رهایی را به دو عزیز تبریک می‌گویم و امیدوارم در ادامه از خدمتگزاران شعبه شوند. که باید از جنبه‌‌‌‌های زمان و مالی، صد خودشان را بگذارند؛ بهترین‌‌‌‌ها را برای‌‌‌‌شان آرزو می‌کنم.

خلاصه سخنان پهلوان محترم مسافر مهدی:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛ خداوند را سپاسگزارم که در این جایگاه هستم و تولدم را در کنار شما جشن می‌گیرم. از جناب آقای مهندس، خانواده محترمشان، گروه دیدبانان، ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمایان تشکر و قدردانی می‌کنم که این کشتی را هدایت می‌کنند، شاید الآن متوجه نباشیم ولی صدسال دیگر صدای این کشتی به گوش می‌رسد، از تمام خدمتگزاران سپاس گذارم و همگی به نحوی محبت کردند، انگار20 ساله است که یکدیگر را می‌شناسیم. منیت به شکل‌های گوناگونی به سراغ ما می‌آیند، به‌قدری منیت داشتم که از همه انتظار داشتم به من احترام بگذارند و باید از من همیشه تشکرمی‌کردند. اعتیاد مانند سونامی عمل می‌کند و برایش مهم نیست در چه جایگاه و مقامی هستی، اصلاً عجله ندارد و منتظر می‌ماند، دقیقا در لحظه‌ای که در اوج لذت هستیم میاید و سکه‌ی‌‌ یک پولمان می‌کند. آنتی‌ایکس بنده تریاک و شیره بوده است و زمانی که سفرم را شروع کردم از درب داخل شدم حس خوبی از جلسات گرفتم و برایم لذت‌بخش بود تا اینکه منیت را کنار گذاشتم و فرمان‌بردار شدم. پس از دو هفته از شروع سفر متوجه لژیون ویلیام شدم و لحظه‌شماری می‌کردم سریع‌تر سفر نیکوتین را بتوانم شروع کنم در ابتدا راهنمای بنده مخالفت کرد و بسیار برای شروع سفر نیکوتین عجله داشتم زیرا روزبه‌روز به حال بهتری می‌رسیدم و دیگر دگرگون نبودم. در حال حاضر که جشن یک سال رهائیم می‌باشد بسیار حال خوبی دارم که مجدد شخصیت و احترام و جایگاه اجتماعی که داشتم به خودم برگشت و در راه خدمت هر قدمی که برداشتم تاثیراتی در من داشت و باعث این رهایی و اتفاقات خوب در زندگی‌ام آموزش‌های کنگره بوده است، در کنگره از بند اعتیاد رها می‌شویم و وارد بند محبت می‌شویم. محبت شخص را نجات می‌دهد زیر این سقف حال شخص خوب است. ممنون که به صحبت‌های بنده گوش دادید.

خواسته مسافر مهدی: امیدوارمذد هر شخصی وارد این مکان می‌شود، علم و آگاهی کنگره60 نصیبش گردد.

خلاصه سخنان مسافر حمیدرضا:

خیلی خوشحال هستم که تولد یک سال رهایی را جشن می‌گیرم . به دلیل سفر  ناموفقی که داشتم، مجدد سفر کردم و الان بیشتر قدردان این تولد هستم؛ از جناب آقای مهندس و راهنمای محترم و تمام عزیزان در این مسیر که دستم را گرفتند و در کنارم بودند تشکر می‌کنم. سفر اول سفری تعیین‌کننده می‌باشد و باید نتیجه‌بخش باشد تا بتوانیم بهترین تصمیم گیری را انجام دهیم تا سلامت زندگی کنیم و رهایی باکیفیتی داشته باشیم. به‌طورکلی به نظرم در سفر اول چند نکته اساسی وجود دارد که بسیار ساده است که به‌موقع در جلسات حضورداشته باشیم، مشارکت کنیم و سی‌دی بنویسیم. در سفر اول، اعلام سفر بسیار برای ما کاربردی است، متوجه می‌شویم در چه مرحله از سفریم که بسیار تأثیرگذار است. من به‌صورت تفریحی در دوران دانشجویی گل مصرف می‌کردم تا اینکه گریبان گیر من شد؛ اصلاً فکر نمی‌کردم روزی به گل وابسته شوم و باعث اعتیاد شود چون اطلاعات غلطی می‌دادند و می‌گفتند گل اعتیاد ندارد اما هرچه می‌گذشت بیشتر در تاریکی‌ها فرو می‌رفتم و در زندگی‌ام تا مرحله نابودی پیش رفتم. تا اینکه با کنگره60 آشنا شدم، هیچ‌وقت برای اعتیادی که داشتم خداوند را شاکر نبودم ولی الآن خداوند را سپاس گذارم که برای درمان مسیر کنگره60 را انتخاب کرده‌ام و  اگر پیامی که در کنگره 60 هست را دریافت کنیم در جامعه، محیط کار، اطرافیان، خانواده و... همیشه موفق خواهیم شد. درنهایت به تمام مسافران که همسفر دارند تبریک می‌گویم زیرا وجود همسفر بسیار حس خوبی دارد.

خواسته مسافر حمیدرضا: آرزو می‌کنم، روزی آموزش های کنگره60 و جهان بینی در مدارس و دانشگاه ها تدریس شود.

 

مسئول سایت: مسافر حامد

مرزبان کشیک: مسافر ایوب
مرزبان خبری: مسافر ماهان

با عرض تبریک هفته دیدبان، سایت مسافران نمایندگی ستارخان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .