English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان وقتی همه خوابند خطر را می‌بیند

دیده‌بان وقتی همه خوابند خطر را می‌بیند

جلسه چهارم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یوسف، با استادی دیده‌بان محترم رضا ترابخانی، نگهبانی ایجینت محترم مسافر محمدرضا و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسه "هفته دیده‌بان" روز شنبه  31 مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱6:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

هفته دیده‌بان است و چون سلسله‌مراتب خدمتی هر سال برای ما تکرار می‌شود، نفرات جدید می‌آیند و نفرات قدیمی‌تر خدمت‌های دیگری را می‌گیرند. این روند هر سال تکرار می‌شود تا همه بدانند سیستم چگونه کار می‌کند و چگونه خودش را بازسازی و هدایت می‌کند؛ چون همه کسانی که امروز در سفر اول و سفر دوم هستند، باید در آینده خودشان مرزبان، ایجنت و خدمتگزار شوند و مراحل خدمتی را طی کنند. به همین دلیل است که هفته دیده‌بان، هفته مرزبان، هفته همسفر و مناسبت‌های مختلف داریم و از خدمت و خدمتگزاری صحبت می‌کنیم.

اعتیاد و مواد مخدر فقط یک شکل ندارد که ما صرفاً سیستم خود را کم کنیم، قطع کنیم، بازسازی کنیم و به رهایی برسیم. مسئله این است که جسم، روان و جهان‌بینی باید در کنار هم رشد پیدا کنند. اندیشه باید تغییر کند و رفتار باید تغییر کند؛ در عین حال که سیستم با مدیریت مصرف، خودش را بازسازی می‌کند. این تعادل باید برای بدن، افکار و اندیشه حفظ شود تا انسان بتواند خودش را در جایگاهی ببیند که خدمتگزار شود و برای خودش تلاش کند تا خودش را دوباره به دست بیاورد. دیدگاه‌های بیرون از کنگره، زمانی که انسان مصرف می‌کند، با زمانی که وارد کنگره می‌شود کاملاً متفاوت است. یک آدم متوقع است؛ کسی که فقط از دیگران انتظار دارد، بدون اینکه فکر کند من برای دیگران چه کرده‌ام که انتظار دارم دیگران برای من چه کاری انجام دهند.

قوانین زندگی و قوانین هستی با ما ارتباط دارند و یک بده‌بستان هستند. حال خوب را باید به دیگران بدهی تا حال خوب برای خودت برسد. ما در کنگره وقتی حضور پیدا می‌کنیم، همه دغدغه داریم و مشکلات خودمان را داریم، اما چرا وقتی اینجا می‌آییم حالمان خوب می‌شود؟ به خاطر اینکه مشکلات را پشت در می‌گذاریم و با روی باز با همدیگر برخورد می‌کنیم. این تبادلی که اتفاق می‌افتد، باعث می‌شود حالمان خوب باشد. کنگره با دو حرکت درونی و بیرونی به راه خودش ادامه می‌دهد. اگر من این حرکت درونی را برای خودم به وجود نیاورم، دچار دروغ، توقع، قضاوت و مسائل زیادی می‌شوم که مانع رسیدن من به حال خوب می‌شود. عبور کردن از این مسائل واقعاً کار سختی است. در این بیست و چند سال چند هزار نفر وارد کنگره شده‌اند، اما چند نفر به رهایی رسیده‌اند؛ بنابراین کار ساده‌ای نیست و مسیر سختی است.

همین مسیر را دیده‌بان‌ها هم طی کرده‌اند؛ تمام این اتفاقات، چه درونی و چه بیرونی، از جایی شروع می‌شود. هرچه درون انسان شکل بگیرد، در بیرون هم خودش را نشان می‌دهد. کنگره با یک یا دو شعبه شروع کرد و امروز نزدیک به ۱۷۰ یا ۱۸۰ شعبه دارد. بخشی از املاک و امکاناتی که امروز وجود دارد، توسط خودمان تهیه شده است. زمانی که کنگره شروع شد، حتی برای تهیه یک افطاری برای هفت، هشت یا ده نفر مشکل وجود داشت. منظور من این است که راه درست، اندیشه درست و در کنار قوانین زندگی کردن، مسیر خیر و برکت را برای ما جاری می‌کند. اگر این‌ها برای ما حاصل نمی‌شود، شاید باید تغییراتی در تفکرات خودمان به وجود بیاوریم. کنگره در این سال‌ها به‌صورت تصاعدی رشد کرده است؛ شاید به خاطر راه درست، به خاطر صراط مستقیم و به خاطر آن تفکر درست و اندیشه سالم.

اگر با قدیمی‌ها صحبت کنید و با راهنمایتان صحبت کنید، خیر و برکت را در زندگی‌شان می‌بینید؛ به خاطر اندیشه درست و به خاطر رفتار و منشی که در زندگی‌شان جاری کرده‌اند. این حاصل نمی‌شود مگر اینکه خدمت کنی، در جمع باشی و حضور داشته باشی. دیده‌بان‌ها همین کار را کرده‌اند. می‌گویند دیده‌بان، قبل از اینکه همه خوابیده باشند، خطر را می‌بیند و بعد بقیه را بیدار می‌کند. در کنگره هم همین اتفاق می‌افتد. در مورد مسائل و قانون‌گذاری‌ها گاهی چهار، پنج یا شش ماه روی یک موضوع بحث و گفت‌وگو می‌کنیم، بالا و پایینش می‌کنیم و بعد آن را در جمع اجرا می‌کنیم و به شعبات می‌گوییم این کار به این شکل انجام شود. اگر نیاز به تغییر داشته باشد، تغییراتی در آن به وجود می‌آوریم و اگر خوب باشد، ادامه‌اش می‌دهیم.

هر کسی مسئول خودش است و بچه‌ها سعی می‌کنند در مسئولیت و خدمتگزاری دیگران دخالت نکنند. من خودم اگر درباره موضوعات ورزشی با دیده‌بان مربوطه صحبت می‌کنم، سعی می‌کنم در کارش دخالت نکنم و آن‌ها هم همین‌طور هستند. حفظ حریم و مرزی که بین دیده‌بان‌ها وجود دارد، بسیار رعایت می‌شود. بزرگ‌ترین چیزی که بین دیده‌بان‌ها وجود دارد و برای من بسیار محترم است، احترام و ادبی است که به یکدیگر می‌گذارند. اساس کار ما در کنگره که باعث این دلخوشی‌ها و با ذوق و شوق آمدن‌ها می‌شود، حفظ ادب و احترام است. هر کسی هرجوری صحبت نمی‌کند، چون این نشان می‌دهد تغییراتی در تفکر و اندیشه او در درونش به وجود آمده و دیگر نمی‌تواند هر کلمه‌ای را در بیرون استفاده کند. این برای من بسیار ارزشمند است.

ما در محیطی که هستیم، با دوستان و دیده‌بان‌های دیگر کار می‌کنیم و امیدوارم در کنار هم بتوانیم خاطرات خوبی برای همدیگر بسازیم و باعث رشد همدیگر باشیم. کنگره یک مسیر است و ما این مسیر را با همدیگر طی می‌کنیم. باید همسفران خوبی برای همدیگر و برای رشد همدیگر باشیم و از رشد و ارتفاع گرفتن یکدیگر خوشحال شویم. اگر خیر و برکت و موفقیت دیگران را ببینیم و از آن خوشحال شویم، مطمئن باشید آن برای خودمان هم حاصل می‌شود. انسان همیشه درگیر حسادت، غرور، خودخواهی و منیت است. نمی‌توانیم بگوییم هیچ‌کس این‌ها را ندارد؛ برای همه وجود دارد. اما فرق کسی که می‌داند با کسی که نمی‌داند این است که کسی که می‌داند، با آن کنار می‌آید و برطرفش می‌کند. نمی‌گذارد منیت رشد کند و وقتی حسادت می‌آید، آن را می‌بیند و اجازه نمی‌دهد حسادت باعث رفتاری شود که موجب ضعف فکری انسان شود.

برای همین ما در کنگره و در مسیر دیده‌بانی، سعی می‌کنیم باعث رشد و ارتقای همدیگر باشیم؛ چون هرچه ارتقای درونی افراد به وجود بیاید، شعاع اضافه می‌کند. کنگره با یک یا دو شعبه شروع کرد و امروز به اینجا رسیده و این همه شعبه و این همه نفر اضافه شده است، به خاطر اینکه اندیشه و آگاهی افراد در حال تغییر است. یک عده به این آموزش‌ها ارزش می‌دهند و برایشان قدم برمی‌دارند، یک عده هم ممکن است آن را مسخره کنند؛ اما مهم نیست. مهم آن حالی است که برای افراد به وجود می‌آید. خود افراد در دلشان می‌دانند چه اتفاقی در درونشان می‌افتد. شاید هنوز نفهمند چیست، اما چیزی در درونشان می‌گوید که این مسیر را ادامه بدهند. امیدوارم برای تک‌تک ما این حال خوش، این دل خوش و این هم‌مسیر بودن برای همدیگر اتفاق بیفتد و باعث رشد و شکوفایی همدیگر باشیم.

 

 

ضبط صدا و عکس: مسافر حمید لژیون 9
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، لژیون 6

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .