English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان، ستون‌های کنگره‌اند

دیده‌بانان، ستون‌های کنگره‌اند

دهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهان‌بین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر حسین، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر ناصر، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» پنج‌شنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ١۶ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.

 قبل از هر چیز، هفته دیده‌بان را به همه عزیزان کنگره ۶۰، دیده‌بان‌های محترم و همه خدمتگزاران تبریک می‌گویم و از خداوند برای همه این عزیزان سلامتی و توفیق می‌خواهم. همچنین خدمت مرزبان‌های دوره قبل، خداقوت عرض می‌کنم و به مرزبان‌های جدید تبریک عرض می‌کنم. دستور جلسه این هفته، «وادی ششم و تأثیر آن روی من» است.

اساتید و دوستان عزیز به زیبایی در مورد این وادی صحبت کردند و من فقط می‌خواهم خیلی کوتاه، چیزی را که خودم از این وادی برداشت کردم، بگویم. ما بعد از وادی‌های تفکر، از وادی اول تا پنجم، به این نقطه رسیدیم که باید حرکت کنیم. در وادی ششم، جایگاه عقل برای ما مطرح می‌شود؛ اینکه عقل چیست و چه تفاوتی با مغز دارد. آقای مهندس این موضوع را به‌خوبی برای ما توضیح داده‌اند. اما چیزی که برای من در این وادی خیلی مهم است، این است که تغییر، از کوچک‌ترین تصمیم‌های درست زندگی ما شروع می‌شود. منِ حسین، اگر بخواهم امروز تمام گذشته‌ام را یک‌باره عوض کنم، شاید دوباره دچار اشتباه شوم. کنگره به من یاد داد که قرار نیست انقلابی عمل کنم.

مثلاً قطع مصرف مواد، اگرچه یک خواسته بسیار قوی است، اما اگر با روش درست و در مسیر درست انجام نشود، می‌تواند آسیب‌های خودش را داشته باشد؛ مثل کسی که از یک ساختمان چندطبقه بالا رفته و بعد بخواهد یک‌باره از همان بالا خودش را پایین بیندازد. درست است که به پایین می‌رسد، اما دیگر سلامتی و توان ادامه مسیر را ندارد. خدا را شکر که در کنگره مسیر درست به ما نشان داده شده است. روش درمانی آقای مهندس باعث شده انسان‌های زیادی به رهایی برسند؛ انسان‌هایی با مواد مختلف و با سال‌ها مصرف، که شاید خودشان هم روزی فکر نمی‌کردند بتوانند از اعتیاد رها شوند. من یکی از همان آدم‌ها هستم و امروز وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم چیزی که زمانی برای من غیرممکن بود، به کمک آموزش و حرکت درست، امکان‌پذیر شد.

 اما در مورد هفته‌ای که پیش رو داریم؛ هفته دیده‌بان. به گفته اساتید و بزرگان کنگره، دیده‌بان‌ها ستون‌های کنگره هستند. شاید ما در نمایندگی فقط بخشی از زحمات آنها را ببینیم، اما پشت این آرامش و نظم، زحمات زیادی وجود دارد؛ برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سرکشی به نمایندگی‌ها و خیلی کارهایی که شاید اصلاً به چشم ما نیاید. ما چهارده دیده‌بان داریم و شورای دیده‌بان‌ها جایی است که مسائل مختلف مطرح می‌شود، بررسی می‌شود و تصمیم‌گیری صورت می‌گیرد. در واقع، خیلی از چیزهایی که امروز ما به‌عنوان یک ساختار منظم در کنگره می‌بینیم، حاصل همین زحمات و تصمیم‌گیری‌هاست.

اما برای من، هفته دیده‌بان فقط یک جشن نیست؛ یک آموزش است؛ آموزشِ سپاسگزاری. اگر بخواهم از گذشته خودم مثال بزنم، زمانی بود که برای تهیه مواد، بارها و بارها تلفن می‌کردم تا بالاخره طرف جوابم را بدهد. ممکن بود جنس هم نصفه و نیمه بدهد، اما من باز هم تشکر می‌کردم و می‌گفتم: «مخلصیم»! اما امروز در کنگره فهمیده‌ام که باید این حس تشکر و سپاسگزاری را در مسیر درست زندگی‌ام قرار بدهم. آمده‌ام اینجا که صفات خوب را در خودم پرورش بدهم و یکی از این صفات، همین قدرشناسی و سپاسگزاری است. وقتی یک دیده‌بان محترم، با وجود مشغله و مسئولیت‌های خودش، چند صد کیلومتر راه را طی می‌کند و به نمایندگی ما می‌آید، نقاط قوت و ضعف ما را می‌بیند و برای بهتر شدن مسیر کنگره تلاش می‌کند، شاید خیلی از این زحمات به چشم ما نیاید؛ اما آیا وظیفه من نیست که قدر این محبت و زحمت را بدانم؟

دیده‌بان رابط نمایندگی ما، جناب آقای سلامی، یکی از عزیزانی هستند که حضورشان برای ما باعث دلگرمی است. اینکه یک نفر مسئولیت نمایندگی‌ها را بر عهده دارد و برای سرکشی و بررسی شرایط، مسافت زیادی را طی می‌کند، شاید از نظر ما یک کار معمولی به نظر برسد، اما وقتی کمی عمیق‌تر نگاه می‌کنم، می‌بینم پشت این کار، عشق و مسئولیت پذیری وجود دارد. آقای مهندس در جلسه‌ای که اخیراً برگزار شد، درباره این جایگاه صحبت کردند و من خودم افتخار داشتم که در تهران حضور داشته باشم و از نزدیک این صحبت‌ها را بشنوم. برای من، تقدیر از دیده‌بان فقط مبلغی نیست که داخل پاکت قرار می‌گیرد. اصل ماجرا، محبت، احترام و سپاسگزاری است. ممکن است مبلغی که من به‌عنوان تقدیر می‌گذارم، در برابر زحمات یک دیده‌بان واقعاً عددی نباشد. شاید همان مبلغ برای یک نفر، درآمد یک روزش باشد. پس موضوع، پول نیست؛ موضوع این است که من یاد بگیرم بگویم: «من زحمات شما را دیدم، حتی اگر همه آن را ندیده باشم.»

به قول بزرگان کنگره، هرکس در حد توان خودش. مهم این است که من در حد توان خودم، بهترین کاری را که می‌توانم انجام بدهم؛ چون باور دارم هر کاری که از روی عشق و محبت انجام بدهیم، خیرش در نهایت به خودمان برمی‌گردد. وقتی می‌بینم آقای مهندس و خیلی از بزرگان کنگره، بدون مزد و منت سال‌ها خدمت می‌کنند، واقعاً احساس می‌کنم تعبیر این خدمت چیزی جز عشق نمی‌تواند باشد. برای همین فکر می‌کنم ما هم باید یاد بگیریم این عشق را ببینیم، قدر بدانیم و با رفتارمان پاسخ بدهیم.

 در استان ما هم دیده‌بان‌های عزیزمان، جناب آقای صدیقی در نمایندگی گوجان و عزیزان دیگری که مسئولیت دارند، برای پیشرفت و ادامه این مسیر زحمت می‌کشند و ما وظیفه داریم قدردان آنها باشیم.

در پایان، امیدوارم در این هفته فقط یک جشن برگزار نکنیم؛ امیدوارم چیزی هم یاد بگیریم. یاد بگیریم قدر کسی را که برای ما قدمی برداشته، بدانیم. یاد بگیریم سپاسگزاری فقط یک کلمه نباشد، بلکه در عمل آن را نشان بدهیم.  منِ حسین، امروز اگر اینجا ایستاده‌ام و می‌توانم از گذشته‌ام صحبت کنم، بخش بزرگی از این آرامش را مدیون آموزش‌هایی هستم که در کنگره گرفتم و انسان‌هایی که بدون منت برای این مسیر زحمت کشیدند. پس از خداوند می‌خواهم به من کمک کند که قدر این نعمت را بدانم و بتوانم در حد توان خودم، پاسخگوی این همه محبت و خدمت باشم. ان‌شاءالله بتوانیم در هفته دیده‌بان، با حضورمان، با محبت‌مان، با یک دل‌نوشته از ته قلب و با پاکتی که در حد توانمان باشد، از این عزیزان تشکر کنیم. امیدوارم این هفته برای همه ما هفته‌ای پر از آموزش، محبت و سپاسگزاری باشد. 

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده و عکاس: مسافر محمد لژیون‌۵

تنظیم: مسافر علی لژیون ۷

ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر

نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .