دهمین برگزاری از دوره چهارم لژیون تغذیه به روش دژاکام، با موضوع «کتاب کاهش وزن و ساختمان جسم و پرسش و پاسخ اعضای لژیون»، روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، با راهنمایی راهنمای محترم، مسافر رضا، و دبیری مسافر مصطفی، رأس ساعت ۷:۳۰ صبح آغاز به کار کرد.

مشارکت راهنمای محترم لژیون، مسافر رضا
سلام دوستان، رضا هستم، مسافر کاهش وزن به روش دژاکام.
خداوند را شکر میکنم که امروز هم در کنار هم هستیم و میتوانیم از یکدیگر آموزش بگیریم.
در خصوص اینکه در بعضی مواقع، در طول سفر کاهش وزن، برای ما ضعف ایجاد میشود و دچار افت قند خون میشویم، باید بدانیم که ما در بدن خودمان یکسری هورمون داریم که در ساعتهای مشخصی ترشح میشوند. آقای مهندس در این خصوص از عنوان «ساعت بدن» استفاده میکنند. یک هورمون ترشح میشود و باعث خواب ما میشود، یک هورمون ترشح میشود و ما را بیدار میکند و یک هورمون باعث هضم غذا میشود. یک هورمون نیز باعث ترشح انسولین میشود. خداوند این سیستم را برای ما خلق کرده است تا بتوانیم از جسم خودمان مراقبت کنیم. ما بعضی اوقات این ساعت را از کوک خارج میکنیم؛ مثلاً سیگار یا مواد مصرف میکنیم و آن هورمونی که باید باعث شود ما شب بخوابیم، صبح باعث خوابآلودگی ما میشود و شب این اتفاق نمیافتد.
حالا یک مثال دیگر میزنم. گربههایی که در پارکها هستند، اکثراً چشمهایشان سفید شده و کور شدهاند. میدانید چرا؟ چون خداوند آن گربه را خلق نکرده است که بیسکویت مادر یا نان بربری بخورد، بلکه باید گوشت بخورد و سیستم انسولین بدن این گربه تا حدی که برای خوردن موش و کلهمرغ لازم است، ترشح میشود. حالا وقتی انسانها به این گربه بیسکویت یا شیرینی میدهند، باعث میشوند قند خونش بالا برود و کور شود. دندانهای گربه را هم نگاه کنید؛ برای گوشت خوردن است. ولی خداوند انسان را به گونهای خلق کرده است که همهچیزخوار باشد.
ما در دهان خود ۳۲ عدد دندان داریم و چهار تا از این دندانها برای گوشت خوردن است. این یعنی اینکه یکهشتم غذای ما باید گوشت باشد. یک مقدار باید سبزیجات باشد و این نظم برای ما قرار داده شده است. در مجموع، در بدن ما یک مکانیزم قرار داده شده است که وقتی یک چیز قندی میخوریم، چشم ما کور نشود، پای ما زخم نشود، زخم بستر نگیریم و هزار و یک مشکل دیگر پیش نیاید؛ ولی وقتی بیش از حد به این سیستم فشار بیاید، این قندها رسوب میکنند و برای بدن مشکل پیش میآید. حالا اسم این سیستم چیست؟ اسمش «انسولین» است. بیش از حد خوردن قند، ساعت این سیستم و تولید انسولین را به هم میریزد. یعنی ما هر روز ساعت پنج بعدازظهر نشستهایم و یک خربزه، یک هندوانه یا سه کیلو گیلاس خوردهایم و با این کار قند خون را تا حد اعلا بالا بردهایم. حالا از فردا تصمیم میگیریم دیگر خربزه و گیلاس نخوریم؛ ولی بدن خوشقول است. یعنی آن انسولین که ساعت شش بعدازظهر ترشح میشده، میگوید این فرد الان میخواهد برود خربزه یا نوشابه و یک چیز قندی بخورد و دوباره در همان ساعت ترشح میشود.
حالا ما باید چه کار کنیم؟ باید دوباره این سیستم را به تنظیم کارخانه برگردانیم. اتفاقی که میافتد این است که با همین روش DST، میزان قند دریافتی را کم کنیم و قندی هم که دریافت میکنیم، از قندهایی باشد که ماندگاری بالاتری دارند؛ مثلاً هویج یا کدوحلوایی. اینها قند دارند و چای شیرین هم قند دارد، ولی قند موجود در هویج ذرهذره در بدن آزاد میشود و یکمرتبه باعث بالا رفتن قند خون نمیشود که بعد هم یکمرتبه پایین بیاید. ولی مثلاً یکسری از این مواد که گلوکز دارند، قند خون را آنی بالا میبرند و آنی هم افت میکنند و این موضوع به مرور زمان باعث مرض قند میشود.
حالا ما در ابتدا باید قندهایمان را با یکسری از قندهای خوب جایگزین کنیم و بعد مدام کمترشان کنیم تا اتفاقی که میافتد این باشد که ترشح انسولین هم کم و کمتر شود. با این اتفاق، بدن سازگار میشود. آن افرادی که اضافهوزن زیادی دارند، خیلی باید مراقب باشند؛ یعنی این نوسان قند بیشترین آسیب را میزند. کسانی که نقرس دارند، این نوسان پروتئین آسیب میرساند و ما باید روی یک تعادل جلو برویم. اینکه مثلاً یک میزان قند خیلی زیادی را دریافت کنیم، فوقالعاده اشتباه است. اینکه مثلاً پروتئین خوردن خوب است و یک روز ۲۰۰ گرم پروتئین بخوریم و یک روز ۱۰ گرم پروتئین بخوریم، بیماری نقرس را تشدید میکند. یعنی اکثر بیماریها و اکثر مشکلاتی که وجود دارد، به خاطر افراط و تفریط است. در مسیر کاهش وزن، هدف تنها کمکردن وزن نیست؛ بلکه بازگرداندن نظم و تعادل به جسم است. با شناخت نیازهای واقعی بدن، اصلاح عادات غذایی و رعایت نظم و صبر، میتوان به سلامت و آرامش بیشتری در جسم دست یافت.
موضوع بعدی، در خصوص مشکلات معده است که برخی با آن درگیر هستند. یکی از مسائل مهم این است که ما غذا را خوب نمیجویم یا همراه غذا آب میخوریم. مشکل اصلی این است که نقطه تحمل ما پایین است و صبر نداریم. پشت ترافیک یا پشت چراغ قرمز، آن تحمل را نداریم. آن ایرادی که یکجا هست، همهجا تکثیر میشود. یعنی اینکه من صبر ندارم، حوصله جویدن ندارم و غذا را سالم قورت میدهم و میگویم دندانهایم خراب است. مشکل دندانها نیست؛ مشکل این است که صبر ندارم و باید روی صبر خودم کار کنم. مثلاً دقیقاً همان موقع که تشنهام است، میخواهم آب بخورم؛ ولی اگر دو ساعت از غذا خوردنم سپری نشده است، باید صبر کنم تا این زمان سپری شود. یکی از دلایل خیلی مهم همین معدهدردها و نفخها، یکی آب همراه غذا خوردن است و دوم نجویدن غذا. یعنی باید بزاق بهخوبی ترشح شود تا غذا بتواند خوب هضم شود و اینها همه با هم حل میشوند. غذا را نمیجوم، مجبورم آب بخورم؛ این باعث میشود اسید معده من رقیق شود، باعث میشود ترش کنم، نفخ کنم و هزار و یک مشکل دیگر داشته باشم. دلیلش چیست؟ چون همیشه عجله دارم. مشکل اصلی، ایرادی است که در نفس من وجود دارد؛ نداشتن صبر است. همین ایراد جای دیگر هم نفوذ میکند؛ سریع وسط حرف دیگران میپرم و اینها همه با یکدیگر مرتبط هستند. یعنی ظاهرش این است که من دارم آب خوردنم را درست میکنم. این را من جدی میگویم؛ مثلاً من روی آب خوردنم کار میکردم و دو ساعت صبر میکردم. در ابتدا خیلی عصبی میشدم و خیلی به من فشار وارد میشد. بعد دیدم همین آب خوردن که برایش دو ساعت صبر میکنم، دقیقاً در یک جای دیگر باعث شد که من دعوا نکنم. پشت چراغ قرمز بودم و یک نفر با من بحث کرد. اگر آدم قبلی بودم، خیلی سریع واکنش نشان میدادم؛ ولی چون صبر را یاد گرفته بودم، با خودم میگفتم: «ده دقیقه صبر کن، ببین چه میشود. پنج دقیقه صبر کن، ببین چه میشود.» آنجا توانستم خودم را کنترل کنم.
اینها همه با هم هستند. وقتی یکی از این موارد درست شود، خودبهخود بقیه موارد هم درست میشوند و ذائقه آدم هم تغییر میکند.

در خصوص خوردن شیرینی، این نکات را باید بدانیم که اگر میخواهیم شیرینی بخوریم، شیرینیای باشد که با آرد کامل درست شده باشد و دوم اینکه شیرینکننده آن طبیعی باشد. در حال حاضر، اکثر قنادیها از شکر استفاده نمیکنند و بیشتر از شیرینکنندههای مصنوعی استفاده میکنند. سوم اینکه شیرینی میتواند دلیل یکسری از ضعفها باشد؛ به خاطر مصرف شیرینی، میزان قند خون بالا میرود و ما نمیتوانیم این را مصرف کنیم و در کبد تبدیل به چربی میشود و در بدن ما ذخیره میشود. بدن هم انسولین ترشح میکند و وقتی انسولین ترشح میشود، بدن مجدداً احساس ضعف و گرسنگی میکند. بهطور کلی، اگر ما سر ساعت غذا بخوریم و به شیرینی به عنوان غذا نگاه کنیم، آن موقع متوجه میشویم این شیرینی خامهای که ۵۰۰ کالری دارد، با خوردنش سر من کلاه رفته است. بحث آموزشی هم که میگیریم همین است؛ شیرینی خامهای ۵۰۰ کالری دارد، فرد آن را میخورد و ضعف هم میکند و ناهار هم نخورده است و یک روز سرش کلاه رفته است. البته ما اصلاً کالریشماری نمیکنیم و باید نسبت به مواد غذایی یک آگاهی پیدا کنیم.
موضوع بعدی، در خصوص سالاد خوردن است. دلیل سالاد خوردن چیست؟
دلیل اینکه ما نیم ساعت قبل از غذا سالاد میخوریم، شاید این تصور باشد که معده ما را پر میکند و فرمان سیری به مغز میرسد. این موضوع هم هست؛ ولی اصل موضوع چیز دیگری است و یک نکته خیلی ظریف وجود دارد که کسی هم به آن اشاره نکرده است. در صفحات آخر کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم»، آقای مهندس میفرمایند که خانمهای باردار ویار میکنند و گچ دیوار را میخورند. چرا گچ دیوار را میخورند؟ چرا این کار را میکنند؟ چون بدن آنها کلسیم نیاز دارد. یا خاک میخورند، چون بدنشان آهن نیاز دارد. خود من وقتی بچه بودم، مدام مهر نماز میخوردم، چون کمبود آهن داشتم. با اینکه گوشت نمیخوردم، ولی خیلی بچه چاق و تپلی بودم. چرا؟ چون بدن من آهن کم داشت و هر چیزی دیگری که وارد بدن میشد، ذخیره میکرد. یکسری از بچهها هم هستند که کمخونی دارند، ولی دو متر قد دارند. بدن آنها هر مقدار کلسیم که وارد میشود، جذب میکند. این اتفاق میافتد. همچنین وقتی بدن یک چیزی را که کم دارد، آلارم این کمبود را با گرسنگی نشان میدهد. یعنی بدن من آهن کم دارد و این کمبود با گرسنگی نشان داده میشود و من میروم شیرینی خامهای میخورم. این اشتباه است.
حالا وقتی ما نیم ساعت قبل از غذا سالاد میخوریم، چه اتفاقی میافتد؟
این سالاد حاوی منیزیم، سدیم، کلسیم، پتاسیم، روی، زینک و همه مواد مورد نیاز است. یعنی هر چیزی که در خاک وجود دارد، در این گیاه هم وجود دارد، به علاوه ویتامینهایی که بدن نیاز دارد. این سالادی که ما میخوریم، باعث سیری شکمی نمیشود؛ بلکه باعث «سیری سلولی» میشود و همه مواد مورد نیاز بدن تأمین میشود. آن موقع است که حتی اگر یک لقمه نان و پنیر هم بخورید، جواب نیاز بدن ما را میدهد. تا سیری سلولی برای ما پیش نیاید، بقیه آن زور زدن است.
انجام راهنمایی تازه واردین سفر کاهش و افزایش وزن لژیون تغذیه سالم

برگزاری لژیون های تغذیه سالم در محل ورزشی پارک طالقانی



ورود به سفر دوم مسافر امامعلی


تایپ و برگزاری: مسافر مصطفی
عکاس: مسافر ماهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
270