جلسه سوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی دیدهبان محترم مسافر علی اشکذری، نگهبانی ایجنت مسافر محمد و دبیری راهنما مسافر ذکریا با دستور جلسهی « هفته دیدهبان » پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، خیلی خوشحالم که امروز سعادتی نصیب بنده شد در خدمت شما عزیزان باشم و انشاءالله که بتوانیم به کمک هم دیگر جلسهی خوب و پرباری داشته باشیم. دستور جلسهی امروز در مورد هفتهی دیدهبان و جایگاه دیدهبانی میباشد و این که کار یک دیدهبان چیست؟ به طور مثال من بعنوان یک دیدهبان قانونگذار هستم به صورت عمومی در قسمت قانونگذاری حضور دارم و به صورت اختصاصی بنده دیدهبان پارکهای ورزشی میباشم.

یکی از مسائلی که ما در هفتهی دیدهبان سعی میکنیم داشته باشیم اولا جشن هفتهی دیدهبان یک بهانهای برای دیدن همدیگر میباشد که همهی دیدهبانها در این دو هفته از تمامی شعبات بازدید به عمل میآورند. ثانیا دلیل دیگر این که ما در این قسمت دیدهبانی در مورد سیر تکاملی کنگره و تاریخچهی کنگره نکاتی را مطرح مینماییم. خیلی بهتر است که ما در هر جایگاه و در هر ساختاری که هستیم از تاریخچهی آن ساختار اطلاع داشته باشیم. چون اگر ما این تاریخچه را ندانیم انگار که هیچ چیزی از آن ساختار نمیدانیم.
اگر بخواهم در مورد تاریخچه کنگره ۶۰ صحبت کنم، روش درمانی اولیه این روش درمانی کنونی که در کنگره اجرا میشود، نبود و روش درمانی اولیه با روش کنونی زمین تا آسمان تفاوت داشت. ولی به خاطر این که کنگره بعنوان یک ساختار زنده بود بر اساس تجربه روز به روز خودش را کاملتر کرد و رو به جلو حرکت نمود. دقیقا عین رهجوهایی که به کنگره میآیند، شما مثلا فرض کنید یک رهجوی تازه وارد که همین امروز به کنگره آمده است وقتی نگاه کنید در بین جمعیت، بدون این که کسی سوالی از آن شخص بپرسد خیلی راحت مشخص میشود که این دوستمان جدیدا به جمع ما ملحق شده است. حال شاید بپرسید دلیل این اتفاق چه چیزی میتواند باشد؟
دلایل بسیاری وجود دارد. من به فرهنگ رفتاری اشخاص ایراد نمیگیرم ولی این دلایل عبارتند از؛ فرهنگ رفتاری، طرز صحبت کردن، نحوهی لباس پوشیدن و خیلی دلایل دیگر. اینقدر این تغییرات در کنگره ۶۰ سریع اتفاق میافتد که هفتهی دوم دیگر آن شخص را نمیتوانید تشخیص بدهید. یعنی شخص وقتی به فاصلهی دو الی سه هفته در جلسات حضور پیدا میکند و در پروسهی درمان قرار میگیرد انگار آن شخص روز اول نیست و به کل تغییر میکند و یک شخص دیگری میشود. در صورتی که کار خاصی انجام نداده است و حتی مصرف موادش هم قطع نشده است.
خود ساختار کنگره ۶۰ هم در کل به همین شکل میباشد. اوایل که کنگره ۶۰ شروع به کار کرد ما مواد مخدر را با مواد مخدر درمان میکردیم، یعنی مثلا هروئین با هروئین تیپر میشد، تریاک با تریاک تیپر میشد، حشیش با حشیش تیپر میشد و... بعدها کم کم متوجه شدیم که این کار زیاد جالب نیست و یک تغییر پلهی اول در آن ایجاد کردیم و همهی موادها را تبدیل به تریاک نمودیم که قابل تقلیل باشد. چون به طور مثال هروئین قابل کاهش نبود و نمیشد مصرف آن را کم کم پایین آورد، چون وقتی شخص هروئین مصرف میکرد از تعادل خارج میشد و نمیتوانست خودش را کنترل نماید.
ولی وقتی هروئین شخص قطع میشد و شروع به مصرف تریاک میکرد، مصرف تریاک برایش قابل کنترل و مدیریت بود. به همین دلیل تریاک را بعنوان داروی کنگره ۶۰ انتخاب کردیم. البته اوایل این کار هم خیلی کار ساده و آسانی نبود. چون جامعه تریاک را بعنوان یک مادهی مخدر میشناختند و مصرف آن را کار بسیار ضدارزشی و ناپسند تلقی میکردند و به همین دلیل مصرف آن بعنوان دارو را هم کسی قبول نمیکرد. ولی با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر و تلاشهای آقای مهندس، توانستند در سطح جامعه متقاعدسازی انجام بدهند و تریاک را بعنوان یک داروی درمان معرفی نمایند.
مشکل بعدی این بود که مصرف تریاک هم معضلاتی از جمله دود و بو در خانواده داشت، در صورتی که از ابتدا هدف ما پاکسازی ساختار خانواده بود و این معضلات با هدف ما همخوانی نداشت و مشکل بعدی این بود که کشیدن تریاک معیاری نبود که میزان دقیقی داشته باشد. به همین دلیل کشیدن تریاک برای درمان را ممنوع کردیم. علت این که ما میخواستیم معیار دقیقی را داشته باشیم به خاطر این است که اگر تیپر روی نظم و حساب و کتاب نباشد بیفایده است چون تیپر بینظم نمیتواند شخص را درمان کند. به همین دلیل با همکاری وزارت کشور و وزارت بهداشت، شربت تریاک را بعنوان داروی درمان انتخاب کردیم و وقتی شربت تریاک وارد پروسهی درمان شد این پروسه تکمیل شد.
چون مصرف شربت تریاک اولا دقت داشت، ثانیا معضلاتی همچون بو و دود نداشت، ثالثا رابطهی مصرف کننده با قاچاقچی و ساقی قطع میشد،چون این شربت را مستقیما از کلینیک دریافت میکرد. از آن روزی که شربت تریاک به عنوان داروی درمان انتخاب شد پروسهی درمان نظم خاصی به خود گرفت و به طور کل پروسهی درمان در کنگره ۶۰ متحول شد. البته اشخاص درمان شده هم در کنگره متحول شدند چون دقت خیلی بالا رفت. این سیر تکاملی در قسمت درمان بود. در قسمت جهانبینی هم به این نتیجه رسیدیم که اگر یک فردی مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد و قرار باشد اخلاقش درست نشود چه بهتر که همان مواد را دوباره مصرف کند.
چون کسی که مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد ولی اخلاق و رفتارش تغییر نکند تقریبا مثل یک دیوانهی شاخدار میشود. به همین دلیل موضوع جهانبینی مطرح شد که ما خیلی چیزها را باید بیاموزیم. وقتی سیدیهای آقای مهندس را گوش میکنیم و به صورت هفتگی آنها مینویسیم این سدیها روی چند پارامتر در وجود ما کار میکند. اولین پارامتر این است که بتوانیم هیجانات خودمان را کنترل و مدیریت کنیم، پارمتر دوم این است که ما بتوانیم تعامل خودمان را با یکدیگر کنترل کنیم و یاد بگیریم تعارضات خودمان را با همدیگر تعدیل و تصحیح کنیم. وقتی اینها را رعایت میکنیم در این هنگام است که نتیجهی مصرف نکردن مواد مخدر آشکار و پیدا میشود، یعنی کیفیت زندگی بالاتر میرود.
و در این هنگام معلوم و هویدا میشود که وقتی من مصرف مواد را کنار گذاشتم چه تاثیری در زندگی من گذاشته است. چون ما همهی این کارها انجام میدهیم که بهتر زندگی کنیم و خانوادهی خوبی داشته باشیم. هدف از درمان اعتیاد دقیقا همین است. هدف از درمان اعتیاد فقط مصرف کردن یا نکردن مواد مخدر نیست، چون این هدف، هدف خیلی کوچک و پیش پا افتادهای میباشد، بلکه هدف درمان در کنگره ۶۰، رسیدن به آرامش و زندگی با کیفیت میباشد.

من خودم قبل از ورود به کنگره ۶۰، خیلی از روشهای درمان را تجربه کردم و نزدیک به ۸ سال برای درمان خودم تلاش نمودم، ولی هیچ کدام مانند روش درمان کنگره ۶۰ نبود و نتیجهای از آنها نگرفتم چون بعد از ترک اصلا حال خوشی نداشتم و احساس تهی بودن و پوچی به من دست میداد. ولی در کنگره ۶۰ اصلا چنین چیزی وجود ندارد و شخص بعد از درمان کاملا به حال خوش میرسد و برای هر لحظه از زندگی خویش برنامه دارد. از این که سکوت نمودید و به حرفهای من توجه کردید از همهی شما ممنونم.
تصاویری از برگزاری مراسم هفته دیدهبان در نمایندگی طارم







.jpg)
.jpg)











سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
2565