.jpg)
جلسه سیزدهم از دوره چهلوسوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی گیلان، با استادی راهنما مسافر هادی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادیششم و تاثیر آن روی من» و در ادامه جشن تولد بکسال رهایی مسافر مهدی، روز پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر. تشکرمیکنم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان و تمام خدمتگزاران شعبه که چنین بستری را برای خدمت کردن بنده در جایگاه استادی جلسه فراهم کردند. این بستر، بستری است برای رشد افرادی چون من و خانوادهام که در آن رشد و تعالی یابم. از راهنمایان خودم که در مسیر خروج از تاریکی به من کمک کردند بسیار ممنونم. جلسه امروز شامل دو بخش است؛ بخش اول در مورد وادی ششم و بخش دوم که تولد یک سال رهایی آقای مهدی است.
در سیدیهایی که از آقای مهندس منتشر میشود، ایشان عنوان میکنند که حال من خوب است، امیدوارم حال شما هم خوب باشد. با خود فکر میکردم من نیز بیشتر اوقات میگویم حال من خوب است اما آیا تفاوتی بین حال خوش من و حال خوش آقای مهندس وجود دارد یا خیر؟ وقتی آقای مهندس میگویند، حال من خوب است؛ یعنی حال تمام کنگره60 خوب است و این خوبی به علت این است که تفکرات، حس و عقل آقای مهندس بهدرستی در جای خود عمل میکند.
برای قرار گرفتن در این مسیر و کنترل نفس که در نهایت اجرای فرمان عقل است، نیاز به آموزش بیشتر، نمایان میشود؛ اما چه آموزشی؟ به قول استاد امین که آموزش در جهان ما بسیار وجود دارد، ولی آموزشی که درنهایت به اجرا ختم شود کم است. آموزش باید انسان را با خودش آشنا کند، اولین قدم برای این شناخت پذیرفتن اشتباهاتی است که شخص در مسیر آنها را مرتکب شده است. اینکه این اشتباهات از چه طریقی بر انسان تحمیلشده است و چه نیرو یا نیروهایی مسبب آن هستند. یکی از این نیروها نیروی عقل است که در بحث درمان اعتیاد و نقطه کور آنکه بحث جهانبینی است نادیده گرفته میشود.
بیشتر افراد که در کنگره برای درمان اعتیاد ورود میکنند، یا افرادی که در جامعه هستند، میدانند که خوبی خوب است و بدی بد؛ اما چرا نمیشود به انسان خوبی تبدیل شد؟ چرا اجرا کردن کارهای خوب و خوب بودن، آنقدر سخت است؟ این چه نیرویی است که حتی در شخصی که به کنگره میآید و بر روی صندلی درمان هم قرار میگیرد، زمینه برگشت به اعتیاد و گریز زدن را فراهم میکند؟ آیا نیرویی در خارج از انسان است؟ خیر. تمام این فشارها از درون انسان است که به عقل وارد میشود.
.jpg)
تمام فرستادگان 124 هزارنفری خداوند برای هدایت بشریت، آقای مهندس دژاکام، همه و همه برای این موضوع آمدند که انسان را با خودش آشنا کنند و به درون خودش متوجه سازند که هرچه هست از درون خود اوست. امید و ناامیدی، خوبی و بدی، قهر و مهر همه در درون انسان است. به خاطر پی بردن به این موضوع است که در کنگره چهار وادی برای تفکر وجود دارد و اهمیت تفکر اینهمه موردتوجه قرارگرفته است. با تفکر است که فرد متوجه تخریبهای خود میشود و در مقابل نیروهایی میایستد که تمام تلاششان جلوگیری از پی بردن به همین تخریبها است.
وقتی چهار وادی تفکر را بهخوبی متوجه شویم آنوقت است که نیروی عظیم عقل را خواهیم شناخت. زمانی که باعقل و احکام آن آشنا شویم میتوانیم مسیر ارزشها را بپیماییم. عقل حکم میکند نه درخواست، پیشنهاد هم نمیکند چون حاکم و فرمانده است و حکم حاکم لازمالاجراست مانند کاری که راهنما در سفر اول برای رهجو انجام میدهد تا از اعتیاد خارج شود. حضور بهموقع، نوشتن سیدی و احکام دیگری که باید اجرا شود تا به رهایی ختم شود چون اعتیاد هم از انسان درخواست نمیکند، اجباری است فراتر از توان تحمل.
.jpg)
در مورد قسمت دوم دستور جلسه که تولد یک سال رهایی مسافر مهدی است، بایستی بگویم که درمان او بسیار چالشبرانگیز بود، زیرا از آنجایی که آنتیایکس مصرفی او قرصB2 بود، در آن زمان پروتکلی که برای درمان آن وجود داشت، بهشکل امروزی نبود و با یک وعده سهدهم سیسی شروع میشد و همچنین با توجه به مشکلات بسیار عمیقی که در زندگی او شکل گرفته بود، خانوادهای که از هم پاشیده شده بود و آن سطح عمیق از ناامیدی که تا قبل از آن، ندیده بودم، بعید میدانستم که او بتواند دوام بیاورد و مشاوره ابتدایی برای دریافت دارویش کاری غیرممکن به نظر میآمد.
جالب است بدانید هر بار که خواستم این کار را انجام دهم، آن جلسه غیبت میکرد و من نیز تاکید بر او داشتم که برای دریافت نامه بایستی سر وقت حضور داشته باشد، یک یا دو بار هم که سر وقت حضور داشت، آن هفته کلینیک برای دریافت دارو تعطیل بود. خیلی عجیب بود که او تا دوماه با همین منوال بدون اینکه روی مصرف دارو برود، همچنان به آمدنش در کنگره با همان شرایط ادامه میداد، نکته قابل توجه اینجاست، بعد از گذشت این دو ماه، زمانی که شرایط برای دریافت دارویش فراهم بود، در همانروز پروتکل B2 به هر وعده یک سیسی تغییر کرد.
من آن روز بسیار از وجود این اتفاق خیلی برای مهدی خوشحال بودم. اکنون مقصود صحبتم از آن است که به دلیل خواسته و ایمانی که در وجودش نهفته بود، آن نیروهای الهی بود که به کمکش آمده بودند تا زمان رفتنش روی دارو، زمان مناسبتری باشد که با آن شرایط بسیار دشوارش بتواند تحمل کرده و به سمت خواسته و ایمانی که دارد، حرکت کند. امروزه این امر صورت گرفته است، وی با تمام چالشهایی که برایش وجود داشت، با ایمان قوی و تلاش بسیار، ماند و فعل توانستن را صرف کرد و به رهایی رسید.
اکنون نیز در سفر دوم خود، پر قدرت در مسیر خودشناسی است و یکی از خدمتگزاران با تلاش شعبه گیلان هستند. مسئولیت سایت شعبه و مرزبانی در پارک محتشم از خدمتهایی است که اکنون بر عهدهدارند. جالب است بگویم دستور جلسهای که در روز استادی ایشان باید در مورد آن صحبت میکردند وادی دوم بود که صحبت از ناامیدی و عبور از آن است. این همان نکتهای است در کنگره بسیار با آن برخورد میکنیم و آن برطرف کردن مشکلاتی مانند ناامیدی است که در بیرون کنگره درمانی برای آن وجود ندارد. درمان اعتیاد که سالهاست در کنگره حلشده است.
پیام راهنما مسافر هادی در جشن تولد، برای مسافر مهدی

اعلام سفر مسافر مهدی:
.jpg)
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. آخرین آنتیایکس مصرفی قرص B2، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، ده ماه و شانزده روز سفر مواد با راهنمایی آقای هادی، انجام دادم، مدت رهایی از بند مواد ۱ سال و ۷ ماه و ۱۷ روز، در ادامه با راهنمایی آقای آرش، یازدهماه و یازدهروز سفر نیکوتین انجام دادم، مدت رهایی از بند نیکوتین ۱ سال و ۴ ماه، رشته ورزشی در پارک، فوتسال.
.jpg)
و درادامه: طبق رسم کنگره۶۰ مسافر مهدی قبل از فوت کردن شمع کیک تولد خود، دو خواسته داشت که یکی از آنها را درون خود حفظ کرده و آن دیگری را بدینگونه با اعضای نمایندگی گیلان به اشتراک گذاشت.
مسافر مهدی گفت: از نظر من درمان اعتیاد در کنگره۶۰، مسئله بسیار پیشپا افتادهای است و کافیست که افراد ورود کرده و با فرا گرفتن آموزشها به درمان قطعی برسند؛ اما من از خداوند میخواهم که تمامی انسانها، آن تلنگر بیداری درونشان رخ دهد و روزی برسد که حس بیداری درونی خود را تجربه کنند.
خلاصه سخنان مسافر مهدی:
.jpg)
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر و قدردانی میکنم. از ایجنت محترم آقای مجتبی و مرزبانان عزیز بابت فراهم نمودن این جشن سپاسگزارم. از راهنمای خودم آقای هادی، از راهنمای ویلیام آقای آرش و از راهنمای تازه واردین خود آقای محمود و همچنین از تمامی خدمتگزاران نمایندگی گیلان، بسیار ممنون و سپاسگزارم. در کنگره۶۰ هر تولد، بشارت پایان یک شب تاریک و نوید طلوع خورشیدی تازه را میدهد. تولدها نشانهاند که اگر در مسیر عشق و آموزش و روشنایی باشیم، تاریکیها سرانجام به پایان رسیده و روشناییها نمایان میشوند.
بنده در زندگی خود تاریکیهای بسیار عمیقی را تجربه نمودهام، اما همیشه در دل آن تاریکیها، ایمان داشتم که خدایی وجود دارد و اوضاع و مشکلات من را زیر نظر دارد، هیچوقت در زندگی خود قلب کسی را به درد نیاوردهام، لذا به هیچوجه دل انجام دادن این کار را نداشتم؛ اما بارها به خاطر اینکه به همه احترام گذاشته و به آنها اعتماد میکردم، من را ساده تصور کرده و خیلی زود سر یک بزنگاه پشتم را خالی میکردند؛ اما امروز خوشحالم که دیدگاهم نسبت به آن مسائل عوض شده و آنها را رحمت خداوند میدانم؛ لذا خالی از لطف نبودهاند و میدانم که آن اتفاقها و تاریکیها مقدر شده بود که من از سوی خداوند بخشنده مهربان، مورد آزمایش قرار بگیرم که آیا من میخواهم به وجود به عظمت و بزرگی او پی ببرم یا نه.
تا اینکه به شکل معجزه با کنگره۶۰ آشنا شدم، معجزهای که در همان ابتدای ورودم به کنگره، دانستم که جز امر خداوند بخشنده مهربان نبوده است و او صدای من را شنیده است. در ادامه با تمام وجود یخزدهای که به خاطر شرایط بهرانی خود در زندگی داشتم، همسری که در همان اوایل سفر اول، خانه را ترک کرد و غصهخوردن برای بچهای که جای خالی مادرش را با هیچچیز نمیتوانستم پر کنم. با این حال به مسیر خود ادامه دادم، لذا در کنگره حضور خداوند را حس میکردم که نوید ماندن در این مسیر پر از عشق و محبت را به من میداد.
به همین دلیل با تمام چالشهای سختی که برایم وجود داشت، شروع به فرمانبرداری از راهنمای خود نموده و با فرا گرفتن آموزشهای کنگره، توانستم از آن گذرگاههای سخت عبور کنم. حال امروزه من مجذوب عشقی هستم که آقای مهندس در وادی چهاردهم از آن سخن گفته است، عشقی که راهنمایان نمونه بارزی از آن هستند که با دارا بودن آن عشق است که بدون هیچ چشمداشتی به مخلوقین خداوند خدمت میکنند و چقدر زیباست اگر من با چشم درون بتوانم زیبایی این عشق را دیده و خود نیز در مسیر رسیدن به آن تلاش کنم.
ناگفته نماند، بنده خود را در جایگاهی نمیبینم که بخواهم در مورد وادی چهاردهم نظری بدهم؛ اما قسم به عظمت و بزرگی خداوند بخشنده مهربان که میدانم همچین عشقی وجود دارد و من نیز تشنه رسیدن به آن هستم، بنابراین هماکنون بهعنوان خدمتگزار کوچکی در رکاب کنگره۶۰ برای رسیدن به آن روز که روز وصال است (روز رسیدن مخلوق به خالق خود) با تمام وجود به تلاش خود در کنگره ادامه میدهم.
رهایی از بند مواد: مسافر مهدی با راهنمایی مسافر هادی و همچنین رهایی همسفر لاله با راهنمایی همسفر مرجان

رهایی از بند مواد: مسافر حسین با راهنمایی مسافر هادی و همچنین رهایی همسفر ژاله با راهنمایی همسفر شبنم

تایپ: مسافر مهدی (ر) لژیون پنجم
ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر حسین لژیون سوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
253