English Version
This Site Is Available In English

عقل در بسیاری از مواقع پیشگیری هم محسوب می شود

عقل در بسیاری از مواقع پیشگیری هم محسوب می شود

چهارمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافرین و همسفران، روزهای پنجشنبه، شعبه قائمشهر به استادی پهلوان مسافر آرمین، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر کاوه با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در تاریخ 29 مرداد 1405 راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، آرمین هستم مسافر.
خداوند را شاکرم به خاطر اینکه به من فرصتی داد که در این جایگاه قرار بگیرم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم.
قبل از اینکه صحبت هایم را شروع کنم از نگهبان محترم لژیون سردار، آقا احسان عزیز و نگهبان جلسه آقا حمید و گروه مرزبانی و ایجنت محترم که بنده رو لایق دانستند تا بتوانم در جلسه پرانرژی پنجشنبه به عنوان استاد جلسه حاضر شوم دوست دارم  تشکری ویژه بنمایم .
شاید ما در مقام صحبت کردن بتوانیم بسیار قشنگ حرف بزنیم، اما اینکه چقدر به گفته هایمان عمل کنیم مسئله ای هست که  تفاوت ما را نسبت به سایرین رقم می زند و همین موضوع  نشان می دهد که منِ آرمین چقدر در مسیر کنگره موفق بوده و هستم .
شاید من امروز خیلی نسبت به استاد بهتر صحبت بکنم، شاید بدتر صحبت بکنم! ولی اینکه من در جایگاه عمل چگونه هستم مهم است.
  قبلش اشاره بکنم که باید من الگوی خودم را از روی شخصیت آقای مهندس قرار بدهم تا بتوانم به بهترین نحو زندگی کنم.
در طول هفته اساتید محترم چه در جلسه خصوصی مسافران و چه در جلسات خصوصی همسفران و چه در لژیون ها صحبت در مورد این است که ما چگونه می توانیم به فرمان عقل برسیم. من می بایست به صحبت های جناب مهندس و دکتر امین گوش نموده و از آنها استفاده نمایم تا بتوانم برای خودم زندگی سالم و مفیدی را رغم بزنم.
حال اینکه ما چرا باید در راستای فرمان عقل حرکت نماییم؟  اکنون برای درک بهتر شما عزیزان یک فیلم را با ۲ نتیجه متفاوت مثال میزنم:
در فیلم اول ناخدای یک کشتی را در نظر بگیرید که در حال راهبری یک کشتی می باشد که ناگهان به یک کوه یخ برخورد می کند و کشتی در معرض غرق شدن قرار می گیرد و این ناخدا در اوج فروتنی و در اوج مسئولیت پذیری تک، تک مسافران کشتی را نجات می دهد و زمانی که خیالش راحت شد که همه سالم از کشتیِ در حال غرق شدن خارج شدند، در ثانیه های آخری که دیگر خودش دارد غرق می شود برود به قایق نجات و نجات پیدا نماید.

در طرح دوم، کاپیتان کشتی قبل از اینکه به کوه یخ برخورد کند متوجه کوه یخ می شود و با یک حرکت عاقلانه از برخورد پیشگیری می نماید و بدون هیچ مشکلی سالم به مسیر خودش ادامه می دهد.
اگر ما به عنوان تماشاگر بخواهیم برویم سینما و بلیت بخریم کدام فیلم را برای دیدن انتخاب می کنیم؟
مسلماً فیلم شماره یک، چون هیجان خیلی بیشتری دارد؛ اما اگر به عنوان مسافر در آن کشتی باشیم چه؟
مسلماً کشتی شماره دو را انتخاب می کنیم، چون هیچ وقت دوست نداریم با یک چنین مشکل بزرگی که شاید جان ما را به خطر بیندازد روبرو بشویم.
اگر که در واقعیت این اتفاق بیافتد، بعد از این که کاپیتان فیلم شماره یک همه افراد را از غرق شدن نجات داد احتمالاً انواع و اقسام مجله ها و شبکه های تلویزیونی با او مصاحبه می کنند و خبرش کل دنیا را می گیرد و همه از او به عنوان یک فرد بزرگ صحبت خواهند نمود.


کاپیتان فیلم دوم احتمالاً یک چند سالی همان گونه به زندگیش ادامه می دهد و همچنان کاپیتانی می کند و در نهایت بازنشست خواهد شد و یک آدم ناشناسی باقی می ماند.
با اینکه کاپیتان دوم، کاپیتان به مراتب ماهرتری بود ولی کاپیتان اول خیلی بیشتر مورد احترام قرار می گیرد. چرا؟ چون موفقیت های به دست آمده را از طریق اجتناب کردن به دست آورده.
یعنی شکست هایی که ما از آنها جا خالی دادیم، فقط خودمان درکش می کنیم و کسی متوجه آنها نخواهد شد.
اینجاست که تعریف عقل به میان می آید. همان گونه که آقای مهندس و دکتر امین بارها گفتند، عقل تنها زمانی فرمان اجرا را صادر می کند که تشخیص دهد حس یا خواسته درخواستی، عملی صحیح و درست می باشد و برای شهر وجودی مشکلی در بر ندارد. من اگر بتوانم از بروز یک مشکل اجتناب و پیشگیری کنم خیلی برایم راحت تراست تا در یک مشکلی بیافتم و بخواهم دنبال راه چاره باشم. اگر اینگونه به این مسئله نگاه کنیم می توانیم بپذیریم که عقل در بسیاری از مواقع پیشگیری هم محسوب می شود. حتی بعضاً دانشمندان می گویند که: انسان های باهوش مشکلات را حل می کنند ولی انسان های عاقل از بروز مشکلات جلوگیری می کنند.
دوست دارم جملاتم را با یک پاراگرافی که هر بار بعد از پایان جلسه آن را به کار می بریم به پایان برسانم که می گوید:
خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی، خداوندا تاریکی ها را تجربه نموده ایم ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم.
ممنون که با سکوتتان به صحبت های من گوش دادید.

در ادامه جلسه، رهایی های روز چهارشنبه به جایگاه آمدند و مورد تشویق قرار گرفتند

تنظیم: مسافر امید، لژیون سوم
عکس: مسافر عباس، لژیون ششم
ارسال: مسافر کاوه، لژیون یکم
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .