در وادی ششم آقای مهندس درباره عقل و جایگاه آن صحبت میکنند. بسیاری از انسانها تصور میکنند، جایگاه عقل در مغز است؛ در حالی که مغز فرمانروای تمام ارگانیسم و فیزیک جسم انسان است و بخشی از سیستم عقل محسوب میشود. اگر عقل و مغز یکی باشند و عقل در مغز قرار داشته باشد، پس چرا ما با افرادی که از دنیا رفتهاند راز و نیاز میکنیم؟ در تصور انسانها عقل با مرگ از بین میرود؛ اما باید بدانیم که مغز جزو صور آشکار انسان است؛ در حالی که عقل فناپذیر نیست.
در وادیهای قبل درباره تفکر صحبت کردیم. تفکر میتواند، مثبت یا منفی باشد. تفکری که در مسیر درست و معقول باشد، «تفکر معقول» نامیده میشود و تفکری که به راههای شیطانی و ضدبشری ختم شود، تفکری نادرست و حیوانی است. در این وادی یاد میگیریم که عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائل زندگی انسان است. وقتی عقل بهدرستی عمل کند، انسان در آرامش قرار میگیرد و هرچه انسان از فرمان عقل دورتر شود، بیشتر دچار مشکلات و نابسامانی خواهد شد. تمام موجودات دارای تفکر هستند و تنها میزان و درجه آن متفاوت است.
فرمان عقل از انجام کارهای کوچک آغاز میشود؛ مانند انجام بهموقع کارهای روزمره و مسئولیتهای شخصی. عقل مانند خورشید است و به تمام موجودات به صورت یکسان میتابد. هرچه انسان در مسیر پالایش و صراط مستقیم حرکت کند، روزنه دریافت اطلاعات در او بزرگتر میشود و به آرامش و تکامل بیشتری میرسد.
در این وادی جسم انسان به یک شهر تشبیه شده است. همانطور که برای اداره یک شهر به قوانین و نظم نیاز است، در شهر وجودی انسان نیز باید قوانین حاکم باشد. در این تشبیه، عقل رئیس شهر و اهالی شهر شورای شهر هستند. اگر در این شهر فساد، افکار منفی و تباهی گسترش پیدا کند، بهتدریج باعث ویرانی شهر وجودی انسان میشود. فرمانروای شهر همیشه خوبی و آبادانی آن را میخواهد؛ اما ممکن است به دلیل ناآگاهی یا اطلاعات نادرست، تصمیم درستی نگیرد، مانند پدری که خیر و صلاح خانوادهاش را میخواهد؛ اما ممکن است در بعضی موارد تصمیم اشتباهی بگیرد؛ بنابراین عقل نیز خوبی انسان را میخواهد، ولی جهالت و ناآگاهی میتواند انسان را به سمت تباهی ببرد.
وقتی انسان درگیر فساد، افکار منفی، زیادهطلبی، جمعآوری ثروت، مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر میشود، ممکن است در ابتدا متوجه تخریبهای آن نباشد؛ اما بهتدریج نفس سرزنشکننده فعال میشود و انسان را متوجه اشتباهاتش میکند. برای جلوگیری از نابودی شهر وجودی، این تغییر باید بهتدریج و بدون جنگ و خونریزی و کودتا صورت بگیرد. برای مثال، فرد مصرفکننده مواد مخدر نیز نمیتواند، یکباره و بدون برنامه مصرف خود را قطع کند و باید این مسیر بهصورت تدریجی و اصولی طی شود.
در ادامه نفس از مراحل مختلفی عبور میکند. انسان ممکن است در ابتدا از انجام کار نادرست خوشحال باشد و تصور کند که زرنگی کرده است؛ اما زمانی که به مرحله نفس سرزنشکننده میرسد، از کارهای اشتباه خود پشیمان شده و خودش را سرزنش میکند. پس از آن مسیر رسیدن به نفس لوامه و سپس نفس مطمئنه طی میشود تا جایی که انسان به جایگاهی میرسد که فرمانهایش معقول و درست هستند.
در پایان یکی از مهمترین نکات این وادی، توجه به فرمان عقل است؛ باید از فرمانهای کوچک شروع کنیم و کارهای ساده و روزمره را بهدرستی انجام دهیم. اگر بتوانیم در مسائل کوچک از عقل خود پیروی کنیم بهتدریج توانایی انجام کارهای بزرگتر را پیدا میکنیم و در مسیر آرامش، تکامل و صراط مستقیم قرار میگیریم. در واقع، وادی ششم به ما میآموزد که برای رسیدن به آرامش و تکامل، باید عقل را جایگاه واقعی خود قرار دهیم و از کوچکترین فرمانهای آن شروع کنیم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
575