بهنام قدرت مطلق الله
چهاردهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر فرشاد، نگهبانی موقت مسافر مرتضی و دبیری موقت مسافر مهدی با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» در تاریخ پنجشنبه 29مردادماه 1405 راس ساعت 16:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فرشاد هستم، یک مسافر. پیش از هر چیز، خداوند را شاکرم که بار دیگر تواناییِ حضور در این مکان را به من ارزانی داشت. از بنیانگذار کنگرهٔ۶۰، جناب آقای مهندس، تشکر میکنم که این بستر را فراهم نمودند تا بتوانیم به این حالِ خوش برسیم. همچنین از ایجنت محترم شعبه، آقا مهدی و مرزبانان عزیز و نگهبان گرامی سپاسگزارم که اجازهٔ خدمت را به مم دادند.
دستور جلسۀ اول:
همانگونه که میدانید، دستور جلسه، اجرای کاملِ حکم عقل در قالبِ فرمانده است که دربارهٔ آن بسیار صحبت شده است.
حکم عقل چیست؟ آیا ما کاملاً آن را اجرا میکنیم یا نه؟ همانطور که در آخرین سیدی که از آقای مهندس منتشر شد (سیدیِ چله)، یکی از مهمترین ابزارها برای انجامِ کارِ درست و حلِّ مسائل، حکم عقل است. اگر مسائل را با عقل بسنجیم و آگاهی کسب کنیم، قطعاً به حلِّ مشکل خواهیم رسید. کاری که بدونِ تعقل انجام شود، به نتیجه نمیرسد. همانگونه که در وادیِ ششم کتاب آمده است: عقل نه از گوشت است و نه از استخوان، ولی قطعاً وجود دارد و فناپذیر نیست.
.jpg)
نیروی منفی واقعاً نیرویی بسیار قوی است و اگر آگاهی نداشته باشیم میتواند ما را از پا درآورد. به قولِ آقای مهندس، اگر از نوشتارها و گفتارها بهرهمند نشویم، قطعاً محروم میشویم؛ زیرا عقلِ ما نمیتواند تصمیمِ درست بگیرد و این مربوط به مسائلِ ضدِّ ارزشی است. در موردِ اجرای کاملِ فرمانِ عقل، قرار نیست کارهای بزرگ و عظیم انجام دهیم؛ از همین مسائلِ کوچک شروع میکنیم.
.jpg)
مثلاً فرمانِ عقل میگوید سرِ ساعت در جلسه حضور داشته باش، اما نفس میگوید اشکالی ندارد اگر ده دقیقه دیرتر بروی. وقتی دیر به جلسه بیایی، یعنی فرمانِ عقل را اجرا نکردهای و نباید انتظارِ پیروزی هم داشته باشی. انشاالله فرمانِ عقل را از همین کارهای کوچک شروع کنیم تا بتوانیم به نفسِ مطمئنه نزدیک شویم.
دستور جلسۀ دوم:
دستور جلسهٔ دوم مربوط به تولدِ یکسالِ رهاییِ آقافرهاد است. این تولد را به ایشان تبریک میگویم و به جرئت میگویم در کنگرهٔ۶۰ هیچکس شکست نمیخورد، مگر اینکه خودش نخواهد پیروز شود. وقتی به کنگره آمدی، قطعاً فرمانش صادر شده است؛ پس نمیتوانی درمان نشوی، مگر اینکه خواستهٔ درمان نداشته باشی.
من سالها پیش دوست و همکارم آقافرهاد بود، متأسفانه بعد از چندین سال همکاری به دلیل تاریکیهای اعتیاد از هم دور شدیم. آقافرهاد سی سال پیش، مربیِ پرورشِ اندامِ استان اصفهان بود و به جرئت میتوانم بگویم تخریبهایی که ایشان داشت، اگر ورزشکار نبود و جسمِ قویای نداشت، احتمالاً متحملِ آسیبِ جانی هم میشد.
ما با هم همکار بودیم و من شاهد بودم که به خاطرِ مشکلاتِ ناشی از اعتیاد، نمیتوانست بهدرستی و منظم وظایفِ کاریاش را انجام دهد و غیبتهای مکرری داشت؛ ولی به خاطرِ استعدادِ بالایی که داشت، مدیریت اخراجش نمیکرد؛ چون در همان زمانهایی که در محلِ کار حاضر بود، تمام وظایفش را به خوبی انجام میداد. اگر دچارِ اعتیاد نبود، الان جزو مدیرانِ موفق بود؛ البته همین الان هم دیر نشده است.
.jpg)
به همسفرِ ایشان نیز تبریک میگویم؛ یکی از دلایلِ برگشتِ آقافرهاد به کنگره این بود که همسفرش با کنگره قطعِ ارتباط نکرد و در نهایت آقافرهاد دوباره به کنگره آمد و اینبار سفرِ خوبی داشت. وقتی از خاطراتش تعریف میکند، شاید به ظاهرِ آن لحظه بخندیم، ولی واقعاً دردهای زیادی کشیده و سختیهای فراوانی دیده است. در ادامهٔ آقازادۀ آقافرشاد هم جراتِ به زبان آوردن و مصرفِ مواد را به دست آورد چون دید که پدرش بهبود یافته است. ایشان هم آمد و الان در شعبه سفر میکند و بسیار عالی پیش میرود، انشاالله در چنین روزی، تولدِ ایشان را هم جشن بگیریم.
کیکی که امروز برای تولد آورده بودند، نارنجی بود؛ گفتم من این را نشانهای در نظر گرفتم و به آقافرهاد گفتم: شما قطعاً یکی از راهنماهای آیندهاید. شک ندارم، چون استعدادِ بسیار عالیای دارد. وقتی مشارکت میکند، اعضای لژیون بسیار مشتاقِ شنیدن مشارکتِ ایشان هستند؛ زیرا خوب صحبت میکند و خوب تجزیه و تحلیل مینماید. شک ندارم که یکی از راهنماهای آیندهٔ کنگره60 خواهند شد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از شما متشکرم.
پیام راهنمای محترم مسافر فرشاد:
.jpg)
اعلام سفر مسافر فرهاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر. با 21سال تخریب انواع آنتیایکس وارد کنگره شدم، به مدت 11ماه و 21روز سفر کردم، به راهنمایی آقافرشاد از لژیون دهم شعبه دکتر علیرضا، مدت رهایی 1سال 6ماه، ورزش در کنگره فوتبال.

آرزوی مسافر فرهاد:
آرزو می کنم در هر خانواده ای هر دختر و پسری گرفتار بیماری اعتیاد هست، مسیر کنگرۀ۶۰ برایش باز شود و به درمان برسند.
آرزوی همسفر صفورا:
آرزو می کنم کنگره۶۰ جهانی شود.
.jpg)
صحبتهای مسافر فرهاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم و بعد ازخداوند از کنگره و جناب مهندس، راهنمای عزیزم آقافرشاد و تمام خدمتگزاران تشکر میکنم که توانستم این جایگاه را لمس کنم و برای تمام مسافران آرزوی این جایگاه را دارم، باید خاک این کنگره را بوسید که مصرف کنندگانی مثل من با تخریبهای خیلی بالا را درمان می کند.
صحبت های راهنمای همسفر:
سلام دوستان زیبا هستم راهنمای همسفر. ما بال پروازها پشتیبان و تکیه گاه مسافرانی هستیم که از تاریکیها به سمت روشنایی ها حرکت می کنند. بنابراین خود را همسفر اعلام می کنیم، این سفر سفری است از ظلمت به نور از نادانی به دانایی از حقارت به سرفرازی از ترس به شجاعت از قهر به مهر، از کفر به ایمان و در نهایت از نفرت به طرف عشق .
صحبتهای همسفر صفورا:
سلام دوستان صفورا هستم یک همسفر.
سختیهایی که ما همسفران در گذشته متحمل شدهایم را پیش از گفتند. از جناب مهندس، سرکار خانم آنی، دیدهبانان محترم، ایجنت محترم، آقافرشاد راهنمای محترم همسفرم و سرکار خانم زیبا راهنمای خودم و راهنمایان قبلی و تمام خدمتگزاران کنگره تشکر میکنم. خدا را شاکرم که به این جشن رسیدم و انشالله بتوانم در تولدهای شما جبران کنم.
.jpg)
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر ابوالفضل، مسافر همایون، مسافر احمد
عکس: مسافر ابوالفضل
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
548