سلام دوستان، هادی هستم یک مسافر.
به نظر من، بعضی از سیدیها و وادیهای آقای مهندس باید همانطور که اعلام میشوند، با طرح و الگوی مناسب اجرا شوند تا به درک و مفهوم اصلی آنها برسیم.
جسم در کنگره ۶۰ به شهر وجودی تشبیه شده است؛ شهری که در آن، عقل فرمانروایی عادل است. همچنین در این شهر، گروههای مافیایی وجود دارند که تمام تلاش خود را میکنند تا قدرت را از دست این فرمانروای عادل بگیرند. ما تا زمانی که فرمانهای عقل را بهصورت کامل اجرا کنیم، در صراط مستقیم هدایت میشویم و به فرمان عقل میرسیم.
عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائل است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما باید در مسیر تکامل خود به فرمان عقل برسیم.
در این شهر وجودی یا همان جسم، گروههای دیگری نیز وجود دارند که انسان را به انجام کارهای ضدارزشی میکشانند. تا زمانی که انسان فرمان عقل را بهصورت تمام و کمال اجرا کند، به سمت نور و تکامل نزدیک میشود؛ ولی زمانی که انسان برای اولین بار به حرف فرمانده، یعنی عقل، گوش ندهد، نفس اماره وارد عمل میشود و انسان را بهصورت مداوم و پشت سر هم به سمت تاریکی و ضدارزشها هدایت میکند. این روند تا زمانی ادامه پیدا میکند که انسان کاملاً در تاریکی به سر ببرد.
این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که در این شهر، کسی پیدا شود و در مقابل نفس اماره ایستادگی کند. زمانی که انسان از ضدارزشها و اعمال اشتباه خود خسته شود، گروهی به فرماندهی نفس سرزنشکننده، یا همان نفس لوامه، وارد عمل میشوند و انسان را به دلیل انجام کارهای ضدارزشی و اعمال نادرستش سرزنش میکنند تا انسان به خودش بیاید.
این جنگ همیشه ادامه دارد تا زمانی که انسان به جایگاهی برسد که حکم عقل را در قالب یک فرمانروای عادل بپذیرد و به آن عمل کند. در این مرحله، نفس مطمئنه بر انسان حاکم میشود و دیگر تمام تصمیماتی که انسان میگیرد، از فرمان عقل سرچشمه میگیرد و مورد تأیید و قابل اجراست.
در پایان، باید بدانیم که از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره، از نظر مکانی یک مو فاصله است؛ ولی از نظر زمانی، هزاران سال به طول میانجامد. پس آن کنیم که فرمان است.
نگارنده: مسافر هادی لژیون ۵
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
262