English Version
This Site Is Available In English

باید رفتار و تصمیم‌هایم را تغییر بدهم

باید رفتار و تصمیم‌هایم را تغییر بدهم

جلسه یکم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی زال‌پارس با استادی دنور محترم مسافر جبار ، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر رضا بادستور جلسه«وادی ششم و تاثیر آن روی من» پنجشنبه 29 مرداد ماه 1405 ساعت 15:00برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان جبار هستم، یک مسافر.
دستور جلسه وادی ششم و تاثیر آن روی من «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.»
الان که در مسیر اتوبان می‌آمدم، یک جایی بود که ما در زمان مصرف، در تاریکی‌ها می‌رفتیم. با خودم گفتم: «جبار، تو که عقل داشتی؛ بی‌عقل که نبودی. پس چرا این همه راه می‌آمدی اینجا؟»
بعد خودم جواب خودم را دادم و گفتم: «از روی نادانی بود.» واقعاً هم همین‌طور بود. من خواسته‌های نامعقولی داشتم و همان خواسته‌ها را به عقلم می‌دادم و عقلم هم در جهت همان خواسته‌ها حرکت می‌کرد.
وقتی وارد کنگره شدم، حتی سه چهار ماه اول هم هنوز همان فرمان‌های قبلی را به عقلم می‌دادم. خیلی وقت‌ها سر لژیون در می‌رفتم و نیروی منفی فشار می‌آورد که: «تو اینجا چه کار داری؟»
چون هنوز خواسته‌های نفس اماره در من قوی بود.
من نزدیک چهار سال و نیم است که می‌آیم و می‌روم. با خودم فکر کردم چه چیزی باعث شد همان عقل را داشته باشم، ولی خواسته‌هایم تغییر کند؟
به نظر من، آموزش‌های کنگره و زحمتی که راهنماها برای یک سفر اولی می‌کشند، باعث این تغییر می‌شود. ما بی‌عقل نبودیم؛ عقل داشتیم، اما به دلیل ناآگاهی، خواسته‌های نامعقول را دنبال می‌کردیم.
من در زمان مصرف، تمام فکرم این بود که مواد را از کجا بگیرم و کجا مصرف کنم. شب که به خانه می‌رفتم، یک کارت با پول به بچه‌هایم می‌دادم و فکر می‌کردم: «من بهترین کار را برای خانواده‌ام انجام داده‌ام.»
فکر می‌کردم اگر پول داشته باشم، همه چیز درست است. اما کنگره به من آموزش داد که زندگی فقط پول نیست.
امروز، بعد از حدود چهار سال، همان خانواده را دارم، همان مسیر را می‌آیم و می‌روم، اما می‌توانم برای خانواده‌ام وقت بگذارم. می‌توانم با پسرم صحبت کنم و در کنار خانواده‌ام باشم. به نظر من، این یعنی حرکت در مسیر فرمان عقل.
یکی از اولین چیزهایی که یک تازه‌وارد باید یاد بگیرد، فرماندهی جسم خودش است. اگر بخواهم فرمانده جسم خودم باشم، باید به قوانین و برنامه درمان پایبند باشم.
از همان ابتدا شروع می‌شود؛ به‌موقع در کنگره حضور داشته باشم، صبح بیدار شوم، اعلام سفر کنم، دارویم را طبق برنامه مصرف کنم و نظم و قانون را یاد بگیرم. همین کارهای کوچک، ذره‌ذره ما را به سمت فرمان عقل هدایت می‌کنند.
من قبل از کنگره بیشتر دنبال خواسته‌های نفس اماره بودم؛ اینکه چطور دروغ بگویم، چطور سر زن و بچه‌ام را کلاه بگذارم و به خواسته خودم برسم. حتی فکر می‌کردم تا روزی که زنده هستم، مواد با من خواهد بود و راهی برای درمان وجود ندارد.
اما آموزش‌های کنگره به من نشان داد که باید رفتار و تصمیم‌هایم را تغییر بدهم؛ چون تصمیم‌های من فقط روی خودم تأثیر نمی‌گذارد و روی خانواده و اطرافیانم هم اثر دارد.
امروز خدا را شکر می‌کنم که آموزش‌های کنگره باعث شده بتوانم آرامش و آسایش داشته باشم و ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنم.
هر جا هم که نمی‌توانم تصمیم درستی بگیرم، یاد گرفته‌ام «خودداری» کنم.
مثلاً اگر سفر اولی هستم، دارویم تمام شده و نامه‌ام نرسیده، نباید بروم مواد مصرف کنم؛ باید صبر کنم، به راهنمایم مراجعه کنم و طبق برنامه درمان پیش بروم. اینجا مفهوم خودداری برای من معنا پیدا می‌کند.
امیدوارم همه ما بتوانیم طوری حرکت کنیم که تصمیم‌هایمان در مسیر فرمان عقل باشد و در نهایت خودمان از خودمان راضی باشیم.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری مسافر جعفر
تایپ و ویراستاری:مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای وبلاگ:مسافر رحمان لژیون سوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .