وادی ششم من را با یکی از عمیقترین و مهمترین نیروهای درونی انسان، یعنی عقل، روبهرو میکند. نیرویی که میتواند راه درست را از مسیر نادرست تشخیص دهد و انسان را بهسوی ارزشها و آرامش هدایت کند. از نگاه این وادی، تفکر بهتنهایی کافی نیست زیرا ممکن است انسان برای انجام یک کار مثبت یا حتی یک عمل ضدارزشی تفکر کند. آنچه به تفکر جهت میدهد، عقل و قدرت تشخیص آن است. عقل مانند فرمانروایی عادل در شهر وجودی انسان است که برای تصمیمگیری به اطلاعات، تجربه و دانایی نیاز دارد. هر تجربهای که در زندگی به دست میآوریم، مانند پروندهای در بایگانی عقل ثبت میشود تا در تصمیمهای آینده به کمک ما بیاید. در این میان، مغز جایگاه و ابزار دریافت و انتقال پیامهای عقل است، اما عقل را نمیتوان محدود به جسم دانست؛ زیرا عقل نیرویی فراتر از جسم و وابسته به زمان تولد و مرگ نیست.
شهر وجودی انسان نیز مانند یک کشور است در آن نیروهای مختلفی حضور دارند و هرکدام خواستهها و فرمانهایی دارند. اگر عقل در رأس این شهر قرار داشته باشد، نظم، آرامش و آبادانی شکل میگیرد اما زمانی که نفساماره قدرت را در دست بگیرد، خواستههای نامعقول، دروغ، خیانت، زیادهخواهی و دیگر ضدارزشها بر زندگی حاکم میشوند. در چنین شرایطی، انسان ممکن است مدتی در سرمستی و غرور باشد و حتی متوجه تخریبهای درونی خود نشود، اما سرانجام نتیجه این بینظمی در جسم، روان و زندگی او آشکار خواهد شد. نقطه آغاز بازگشت، زمانی است که نفسلوامه یا همان وجدان بیدار شود و انسان را نسبت به اشتباهاتش آگاه و پشیمان کند. این پشیمانی میتواند نخستین جرقه حرکت از تاریکی به سوی روشنایی باشد. اما تغییر واقعی یکشبه اتفاق نمیافتد همانگونه که نمیتوان انسانی بیسواد را در یک لحظه باسواد کرد، نمیتوان سالها رفتار و تفکر نادرست را نیز یکباره اصلاح نمود. این مسیر به دانایی، آموزش، صبر و استمرار نیاز دارد.
در ادامه، با رسیدن به مرحله نفسمطمئنه، انسان به جایگاه ثبات و اطمینان نزدیک میشود؛ جایی که خواستههای او با عقل و ارزشها هماهنگ شدهاند. به باور من، رسیدن به فرمانعقل با کارهای بسیار بزرگ آغاز نمیشود، بلکه از سادهترین فرمانهای روزمره شروع میشود از انجام دادن همان کاری که میدانیم درست است، حتی اگر کوچک باشد. فرمانعقل زمانی معنا پیدا میکند که دانستن و عمل کردن در کنار یکدیگر قرار بگیرند. همه ما ممکن است خوب و بد را بشناسیم، اما هنر واقعی آن است که دانستههای خود را به رفتار تبدیل کنیم. هر بار که در برابر یک خواسته نادرست مقاومت میکنیم و فرمان درست عقل را اجرا مینماییم، قدمی به سوی روشنایی و آرامش برمیداریم. فرمانبرداری از عقل، انسان را برای رسیدن به جایگاه فرماندهی آماده میکند زیرا کسی که نتواند بر نفس و خواستههای خود فرمان براند، نمیتواند فرمانده لایقی برای زندگی خویش باشد.
در نهایت، وادی ششم به من یادآوری میکند که فاصله میان عقل و نفساماره شاید از نظر مکانی بسیار اندک باشد، اما پیمودن این فاصله میتواند سالها تلاش و تزکیه و پالایش بخواهد. بنابراین مسیر من، مسیر اجرای فرمانهای درست است از کوچکترین تصمیمها تا بزرگترین انتخابهای زندگی هر فرمانی که امروز اجرا میکنم، آجری برای ساختن دوباره شهر وجودی من است و هر بار که از یک ضدارزش فاصله میگیرم، روزنهای برای ورود نور و آگاهی بیشتر به وجودم باز میشود. درک وادی ششم برای من یعنی پذیرفتن این حقیقت که آرامش بیرونی، ریشه در نظم و فرمانروایی درست درون انسان دارد. پس باید از امروز تمرین کنم که کمتر تحت تأثیر خواستههای لحظهای باشم و بیشتر به ندای عقل و وجدان خود گوش بسپارم. شاید رسیدن کامل به فرمان عقل مقصدی دور باشد، اما هر قدمی که آگاهانه در مسیر ارزشها برداشته شود، من را به آن نزدیکتر میکند در نهایت، پیام وادی ششم برای من بسیار ساده اما عمیق است: باید آن کنم که فرمان است زیرا تنها با اجرای فرمانعقل است که شهر وجودی انسان دوباره به سوی آرامش، آبادانی و رهایی حرکت خواهد کرد.
منبع: سیدی وادی ششم
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
رابط خبری:همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
81