English Version
This Site Is Available In English

خدمت خالصانه بدون گذشتن از خواسته‌های شخصی امکان‌پذیر نیست.

خدمت خالصانه بدون گذشتن از خواسته‌های شخصی امکان‌پذیر نیست.

نقطه آغاز تغییر، پذیرفتن مسئولیت زندگی خویش است، این‌که انسان بداند برای ساختن فردای خود؛ باید از امروز حرکت کند.

همسفر زهرا به همراه مسافرشان با آنتی‌ایکس شیشه و هرویین وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ماه و ۷روز سفر کردند به راهنمایی مسافر محمد و همسفر شهره و در حال حاضر به لطف خداوند و با دستان پرمهر آقای مهندس ۷سال و ۴ماه است که وارد سفر دوم شده‌اند. رشته ورزشی همسفر دارت و ایروبیک. ایشان در جایگاه‌های خدمتی زیر فعالیت داشته‌اند: مسئول صوتی، مرزبانی، سرداری، مسئول آزمون و در حال حاضر در قسمت راهنمایDST مشغول خدمت هستند. همزمان با تقدیر ایشان در پایان خدمت مسئول آزمون مصاحبه‌‌ای انجام دادیم که تقدیم حضورتان می‌نماییم.

چه زمانی خدمت از یک وظیفه به یک نیاز درونی تبدیل می‌شود؟

زمانی که دیگر به خدمتی که انجام می‌دهیم به چشم یک مسئولیت سنگین نگاه نکنیم. در اوایل مسیر وقتی مسئول آزمون بودم یا در جایگاه‌های دیگر خدمت می‌کردم؛ شاید گاهی به آن به عنوان یک وظیفه نگاه می‌کردم که باید درست انجام شود تا فقط سیستم پیش برود؛ اما کم‌کم متوجه شدم که این خدمت دیگر برای کنگره نیست؛ بلکه برای خودم است. آن روزی که فهمیدم خدمت کردن همان جایی است که می‌توانم گره‌های درونی‌ام را باز کنم از آن روز خدمت تبدیل به نیاز من شد مثل این‌که تشنه بودم و خدمت مانند یک لیوان آب خنک بود که به من آرامش می‌داد؛ وقتی فهمیدم با هر بار برگزاری آزمون با پاسخ دادن به یک همسفر که نگران نتیجه است، من خودم را صیقل می‌دهم دیگر نتوانستم از آن دل بکنم. خدمت به نیاز درونی تبدیل می‌شود؛ وقتی می‌بینی که تو به آن بیشتر، از آن‌که به تو نیاز داشته باشد، نیازمندی!

اگر قرار باشد فقط یک درس از دوران خدمت‌تان را با خودتان به ادامه زندگی ببرید، آن درس چیست و چرا؟

درس صبر و بالا بردن نقطه تحمل است. من در طول مسیر خدمت با چالش‌های بزرگی روبه‌رو شدم؛ اما مسئولیت آزمون به من یاد داد که در دل این چالش‌ها نباید عجله کرد و یاد گرفتم چه‌طور در اوج سختی‌ها بایستم با صبر مسائل را حل کنم و فهمیدم که نقطه تحمل یک‌ شبه به دست نمی‌آید؛ بلکه در همین میدان‌های سخت خدمت است که انسان تمرین می‌کند تا در زندگی شخصی خود وقتی با مشکلات بزرگ روبه‌رو شد به راحتی به هم نریزد. این درس صبر برای من فقط یک کلمه نیست؛ بلکه ابزاری برای آرامش است؛ حالا می‌دانم که هر چه‌قدر نقطه تحمل من در برابر سختی‌ها بالاتر برود تصمیماتم عاقلانه‌تر و زندگی‌ام باکیفیت‌تر خواهد بود.

چه پیامی برای آمادگی همسفرانی که می‌خواهند آزمون راهنمایی بدهند دارید؟

همسفران سعی نکنید مطالب را حفظ کنید، حفظ کردن؛ مثل ساختن خانه‌ای بر روی شن است که با اولین چالش فرو می‌ریزد، سعی کنید کتاب‌ها را کتاب‌وار و عمیق بخوانید تا مفهوم‌ها را درک کنید. خیلی‌ها فقط به دنبال نمونه‌ سوال‌ها می‌گردند و فکر می‌کنند با آن‌ها موفق می‌شوند؛ اما این یک اشتباه است. نمونه‌ سوال‌ها فقط برای تمرین هستند و اصل قدرت شما در درک عمیق متن کتاب است؛ پس با آرامش و با هدف یادگیری به سراغ کتاب‌ها بروید و کتاب‌ها را مطالعه کنید تا موفق شوید.

آیا خدمت بدون گذشتن از خواسته‌های شخصی امکان‌پذیر است؟ مرز از خودگذشتگی با نادیده گرفتن خود کجاست؟

به نظر من خدمت خالصانه بدون گذشتن از خواسته‌های شخصی امکان‌پذیر نیست؛ ولی ما باید بین از خودگذشتگی با نادیده گرفتن خود تفاوت قائل شویم مرز این دو در آگاهی و هدف است؛ وقتی من از خودگذشتگی می‌کنم کاملا آگاه هستم که چه کاری می‌کنم. من از وقت و انرژی یا راحتی‌ام می‌گذرم تا گره‌ای از کار دیگران باز شود این یک انتخاب هوشمندانه است که به من حس رشد و حال‌خوش می‌دهد. در اینجا من خودم را کوچک نمی‌کنم؛ بلکه ظرفیت‌های وجودی‌ام را بزرگتر می‌کنم؛ اما در نادیده گرفتن خود ماجرا فرق می‌کند. نادیده گرفتن خود؛ یعنی فراموش کردن نیازهای اساسی، روحی و جسمی‌ خودمان به‌طوری که از درون تهی شویم. کسی که خودش را نادیده می‌گیرد بعد از مدتی دچار خشم، ناامیدی و فرسودگی می‌شود و وقتی خودش حال خوبی نداشته باشد، دیگر نمی‌تواند خدمت سالمی هم به دیگران ارائه بدهد.

چه‌طور بفهمیم خدمت ما در کنگره؛ واقعاً به تزکیه منجر شده است؟

وقتی در کنگره۶۰ مسئولیتی می‌پذیریم؛ درواقع وارد میدانی می‌شویم که قوانین مشخصی دارد و تزکیه از همان‌جا شروع می‌شود که من یاد بگیرم خواسته‌های شخصی‌ام را کنار بگذارم و تمام‌قد قوانین آن جایگاه را بپذیرم و اجرا کنم؛ اگر هنگام خدمت مدام با قوانین در جنگ باشم و بخواهم آن را دور بزنم یا طبق سلیقه خودم تغییرش بدهم؛ یعنی هنوز منیت من بزرگ‌تر از آموزش است؛ اما وقتی با جان و دل بپذیرم که قوانین کنگره؛ حتی اگر در آن لحظه برخلاف میل من باشد برای رشد جمعی ما تنظیم شده آن‌ وقت معجزه رخ می‌دهد. نشانه‌ تزکیه در این است که وقتی طبق قوانین حرکت می‌کنم، می‌بینم همه چیز با نظم و آرامش پیش می‌رود. تزکیه؛ یعنی این‌که یاد بگیرم خودم را کوچک کنم تا  قانون سیستم جاری شود. هر بار که در یک جایگاه خدمتی به جای منیت مطیع قوانین شدم، احساس کردم که تکه‌ای از تاریکی‌های درونم پاک شده است؛ وقتی خروجی کار من نظم، آرامش و حال خوب دیگران شد؛ یعنی آن خدمت واقعا در حال تزکیه کردن من است.

کلام آخر:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توانستم در این جایگاه خدمت کنم. ممنونم از تمام کسانی که بنده را در این خدمت همراهی کردند. من در طول خدمت تمام سعی‌ام را کردم که بی‌عیب و نقص عمل کنم و در پیشرفت کنگره‌۶۰ قدم نیکویی برداشته باشم. من  یک حرف دلی با همسفرانی که در آزمون شرکت می‌کردند دارم. این مدت که مسئول آزمون بودم خیلی از دغدغه‌ها و نگرانی‌های شما را از نزدیک حس کردم و می‌دانم گاهی  فکر می‌کنید؛ چه‌قدر درس زیاد است؛ اما باور کنید این‌ها فقط یک مرحله‌ گذرا هستند و اصلا نگران نتیجه نباشید و بیش از حد به خودتان سخت نگیرید هدف کنگره۶۰ فقط حفظ کردن چند مطلب نیست، هدف این است که  آرام‌تر بشویم و بتوانیم بهتر زندگی کنیم و به آن  آرامش برسیم. امیدوارم تک‌تک شما به خواسته‌های قلبی خود برسید.

مسئول مصاحبه: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
طراح سوالات: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
عکاس: همسفر فاطمه‌زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم )
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .