همسفر سعیده و مسافرشان با سالها تخریب و مصرف انواع آنتیایکس وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۳ ماه، با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر پیمان و همسفر نرگس سفر کردند. رشته ورزشی همسفر در کنگره دارت، شنا و تنیس روی میز است. ایشان در جایگاههای خدمتی: تایپیست، رابط خبری، دبیر سایت، نگهبان سایت، سردار و دنوری خدمت کردهاند.
به مناسبت دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» فرصتی پیش آمد تا با ایشان صحبتی داشته باشیم و از تجربیات ایشان بهرهمند شویم.

مسافر شما پیش از ورود به کنگره۶۰ چندین بار روش سقوط آزاد را تجربه کرده بود. چه عواملی باعث شد این روش برای ایشان نتیجه بخش نباشد و درنهایت به دنبال روش دیگری برای درمان باشند؟
از آنجا که ما در آن زمان علم درستی راجع به بیماری اعتیاد نداشتیم، اعتیاد را یک بیماری نمیدانستیم و در اصل از نگاه جامعه اعتیاد یک جرم محسوب میشد. برای رهایی از این معضل خانمانسوز مسافرم چندین مرتبه در کمپهای مختلف بستری شد؛ اما به دلیل اینکه جسم او بیمار بود با چند ماه مصرف نکردن مواد، بازسازی در بدنش رخ نمیداد و با کوچکترین تلنگری مجدد مصرف مواد را شروع میکرد. در واقع فکر و جسم او هر دو تشنه و نیازمند استفاده از مواد بود. از طرفی ما نیز به عنوان همراه و خانواده او هیچگونه آگاهی در رابطه با نحوه برخورد صحیح در دوران نقاهت نداشتیم و شاید رفتار، صحبتها و افکار ما نیز در عدم موفقیت او تأثیرگذار بود. بنابراین او دیگر حاضر به ترک سقوط آزاد نبود و ما به دنبال راه حل دیگری بودیم.
آشنایی شما و مسافرتان با کنگره۶۰ چگونه شکل گرفت و چه عاملی باعث شد این روش را برای درمان انتخاب کنید؟
از طریق یک برنامه تلویزیونی در مورد اعتیاد که از شبکه چهار سیما پخش میشد با کنگره۶۰ آشنا شدیم. در آن برنامه تعدادی از اعضاء درمان شده کنگره حضور داشتند و روش درمان تدریجی و استفاده از دارو در طول درمان را توضیح دادند. به دلیل اینکه در همه ترکهای ناموفق برادرم (مسافرم) شاهد عذاب بسیار زیاد جسمی و روانی او بودم، بهمحضاینکه در این برنامه شنیدم از یک دارو برای درمان استفاده میشود و به تدریج مقدار دارو کم شده تا در نهایت به صفر میرسد و در طول درمان نیز کلاسهایی برای آموزش افراد برگزار میشود، به نظرم این روش منطقی آمد و به برادرم اصرار کردم این مرکز را نیز امتحان کنیم. سپس پیرو تأکید و پیگیری من و خانوادهام برای امتحان این روش، مسافرم از چندین نفر پرسوجو کرد و راضی شد که برای مشاوره به کنگره مراجعه کنیم.
وادی ششم «عقل» را فرمانروای بزرگ معرفی میکند. از نگاه شما برای اینکه انسان بتواند به صورت واقعی حکم عقل را به اجرا درآورد چه مراحلی را باید طی کند؟
در بخشی از وادی اشاره شده است که «هر زمان تصمیم میگیریم یأس، ناامیدی یا مسائل ضدارزشی را کنار بگذاریم نفس امرکننده دستور میدهد که القاء افکار منفی تمامی شهر وجودی ما را به لرزه اندازد و تحت سلطه ناامیدی درآورد. راه چاره فقط در یک چیز است که از اکنون فرمانهای عقل را به اجرا درآوریم. برای انجام این حرکت لازم نیست دست به حرکتهای بزرگ و شگفتانگیز بزنیم، بلکه با انجام کارهای کوچک روزمره به آرامی میتوانیم فرمانهای بزرگ عقل را نیز به اجرا درآوریم». در بخش دیگری از وادی بیان شده: «اجرای کلیه فرامین این فرمانروای بزرگ، ما را به راه مستقیم و رسیدن به صلح و آرامش هدایت میکند». همین چند جمله از این وادی نحوه رسیدن به فرمان عقل را به زیبایی بیان میکند. آقای مهندس و استاد امین نیز مرتب این نکته را یادآوری میکنند که برای تزکیه و پالایش لازم به چلهنشینی و انجام کارهای خارقالعاده نیست. با انجام به موقع کارهای روزانه مثل سرموقع خوابیدن و بیدارشدن، به وقت مناسب غذا خوردن، به نظافت خود و محیط اطراف رسیدگی کردن، انجام کارهای عقب افتاده و برداشتن قدمهای کوچک در رسیدن به اهدافی که برای خود تعیین کردهایم مثل هر روز چند صفحه مطالعه کتب امتحانی یا انجام هر روزه چند حرکت ورزشی سبک، به مرور زمان قادر خواهیم بود کنترل نفس اماره خود را در دست گرفته و تفاوت نجواهای بازدارنده ذهن و فرامین هدایتگر عقل را متوجه شویم. با بررسی اینکه انجام کدام کار باعث آرامش ما میشود، به راحتی میتوان صدای عقل را تشخیص داد. به این ترتیب در طول زمان با انجام همین ذرهذره کارهای کوچک به دستاوردهای بزرگی میرسیم که روزی آرزوی آن را داشتیم و این همان رسیدن به «فرمان عقل» است.

خدمت در بخش های مختلف سایت چه تأثیری بر آموزش شما داشته است؟
ازآنجاکه خدمت در بخشهای مختلف سایت تا حدودی در راستای تخصص کاری و تحصیلی من قرار داشت، انجام کارهای سایت بسیار برایم جالب بود؛ اما در ادامه درهای بسیار زیادی از آگاهی، اطلاعات و پیشرفت در زمینههای مختلف برنامههای کامپیوتری، نکات نگارشی، جهانبینی و دانش کنگره برایم باز شد که روز به روز من را بیشتر مجذوب خود میکرد. خدمت سایت باعث شد با افراد زیادی در شعبه آشنا شوم و در این ارتباطات به خودشناسی و خودسازی بیشتر خودم بپردازم. از زمانی که به عنوان ارسالکننده خبر به فعالیتم ادامه دادم، این جذابیت برایم بیشتر شد؛ چون با خواندن هر متنی که به دستم میرسید، مطالب کتب و سیدیها برایم مرور شده، نکته جدیدی میآموختم و با دلنوشتهها نیز عشقبازی میکردم. در کل خدمت سایت در دستیابی من به وادی پنجم و ششم نقش بسیار زیادی داشته است.
شما به توصیه مسافرتان از همان ابتدا نقش همسفر را پذیرفتید. وظیفه همسفران در مسیر درمان چیست؟
به نظرم اولین مزیت حضور همزمان همسفر در کنار مسافر این است که هر دو تحت یک آموزش قرار گرفته و زبان همدیگر را متوجه میشوند. حتی کلماتی که در صحبتهای روزمره استفاده میکنیم شبیه هم میشوند و این تفاهمها، پیوند محبت را بین ما قویتر میکند. علاوه بر آن همسفر با فراگیری نحوه برخورد با یک بیمار تحت درمان، سطح توقعات، نوع رفتار، آمادهسازی محیط خانه و حتی کنترل افکارش تغییر کرده و مثل ترکهای گذشته بهواسطه ترسها و بیاعتمادی خودش، باری بر دوش مسافر نمیشود، بلکه دوشادوش او حرکت کرده و در هموار کردن مسیر درمان به او کمک میکند.
در میان مطالبی که در سایت مطالعه کردهاید چه نوع مطلبی بیشتر توجه شما را جلب میکند و برایتان جنبه آموزشی و تأثیرگذارتر است؟
من به دلیل چندین سال خدمت در جایگاههای مختلف سایت، کمکم به خواندن هر روزه مطالب در سایت اصلی عادت کردم. به این ترتیب سایت، نقش ضلع سوم آموزش را برای من ایفا کرد. خواندن صحبتهای استاد امین و دیدهبانها در شعب مختلف بسیار برایم آموزنده بوده است. با دیدن تصاویر تولدهای اعضاء در سراسر کشور، حس امید هر روز بیشتر در من ریشه میدواند و الگوی درمانی در ذهنم قویتر میشود. اکثر مطالب مربوط به جلسات سردار را مطالعه میکنم و بخشش را از نگاه افراد مختلف میآموزم. در ماههای اخیر مشارکتهای مربوط به رهایی تغذیه سالم نیز برایم جذاب شده و آنها را نیز مطالعه میکنم.
شما مربی شنا و علاقمند به فعالیتهای ورزشی هستید. ورزش به عنوان مکمل درمان چقدر ضروری است؟
همانطور که در کتاب «چهارده مقاله» آقای مهندس به خوبی اشاره کردهاند، ضلع گم شده درمان اعتیاد «ورزش» بوده که در کنگره به خوبی به آن پرداخته شدهاست. از نظر علمی ورزش نقش بسیار مهمی در تنظیم هورمونهای بدن ایفا می کند که این امر تأثیرات مثبتی بر سلامت جسمی و روانی دارد. هورمونهای کلیدی مانند اندورفین که به عنوان مسکن طبیعی بدن عمل کرده و باعث ماحساس شادی و کاهش درد میشود، کورتیزول که به عنوان هورمون استرس شناخته می شود، انسولین، تستوسترون و استروژن نیز با ورزش تحت تأثیر قرار می گیرند. پس ورزش کردن در راهاندازی مجدد سیستم شبهافیونی بیمار تحت درمان که سیستم ایکس او در حال بازسازی است بسیار مؤثر و کمککننده خواهد بود. از طرفی حضور در فضای پرنشاط و سرشار از انرژی پارک، استخر و باشگاههای ورزشی کنگره، ارتباط و آشنایی با اعضاء سایر شعب، مشاهده پیشرفت و افزایش توان جسمی فردی که در گذشته به دلیل مصرف مواد همه توان خود را از دست داده بود باعث ایجاد انگیزه در مسافر و همسفر میشود.
داستان زندگی آقای مهندس در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» چه چیزی داشت که شما را به شدت تحت تأثیر قرار داد؟
از بدو ورودم به کنگره تاکنون خواندن این کتاب همیشه جایگاه ویژهای برایم داشته است. اولین بار که داستان زندگی و مشکلات دوران مصرف مواد مخدر آقای مهندس را در این کتاب خواندم و سپس روند درمانی ایشان را در صفحات آن دنبال کردم، با هر پله درمانی ایشان اشک ریختم. یک قطره به دلیل مشابهت مشکلات ایشان با زندگی خودم و همه خانواده مصرفکنندگان و یک قطره به شوق نتیجه لذتبخش رهایی از دام اعتیاد. این کتاب برایم بسیار مقدس و سمبل امید است. همه مطالب کتاب برایم جذاب است؛ اما چند جمله در این کتاب وجود دارد که در زمانهای بسیار سخت، هنگامی که اوج افکار منفی یا ناامیدی به ذهنم هجوم میآورند، خواندن و یادآوری آنها مرا آرام میکند. در مبحث مربوط به «لنگر کشتی را بکشید»، استاد سردار بیان میکند: «گذرگاه زندگی مانند مثلثی است سیاه که گاهی از زوایای آن کشیده میشود؛ اما از تمامی آن میشود راحت عبور کرد. به عبارتی میشود به آنچه غیرممکن مینماید، امکان بخشید. باید بگوییم که قدری در آن چه به سر ما میآید، خود ما در آن بیتأثیر نیستیم». در این قسمت آقای مهندس میفرمایند: «با حرکت درست، هم معجزه رخ میدهد و هم خداوند یاری میکند». همچنین مبحث و خود کلمه «باوری در ناباوری» برایم نماد امید و ایمان است. در نهایت مطلب «جلودار واقعی» همیشه ورد زبان من است. بخشی که استاد سردار میفرماید:«امیدواری بسیار، سبب قدمهای محکم میشود. در اراده خود به جهت انجام کارها، هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید؛ زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکنها را در مقابل شما تعیین و ممکن مینماید».
درپایان از همسفر سعیده بسیار سپاسگزاریم که در این مصاحبه شرکت کردند. راهشان درصراط مستقیم مستدام باد.
مطراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر آذین رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
263