جلسه دهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی دلیجان، با استادی مسافر امیر حسین، نگهبانی مسافر محمد،دبیری مسافر عباس و خزانه داری همسفر مسعود با دستور جلسه: "وادی ششم و تاثیر آن روی من" درروز چهارشنبه 28تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۵:45آغاز به کار نمود.
.jpg)
سخنان استاد:
از آقای مهندس، خانواده محترمشان و اساتید گرامی، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. همچنین به جعفرآقای عزیز، به مناسبت دریافت اذن و اجازه پهلوانی، تبریک میگویم.آقای مهندس میفرمایند: «اگر بخواهید به یک کشور خارجی بروید، همین که برای گرفتن پاسپورت اقدام کنید، یعنی پنجاه درصد راه را رفتهاید.»جعفرآقای عزیز، همین که توانستید به فرمان عقل خود گوش بدهید و بر نفس اماره غلبه کنید، حرکت بزرگی انجام دادهاید.
همین حرکت، نمونه بارزی از این وادی است که میگوید:«حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، اجرا نماییم.»در این وادی از کلمه «بزرگ» استفاده شده است؛ یعنی عقل، یک فرمانروای بزرگ است. عقل مانند ماشینحساب است. ماشینحساب هیچوقت اشتباه نمیکند؛ اگر هزار بار عدد دو را در عدد دو ضرب کنیم، حاصل چهار میشود. اما اگر اطلاعات غلط به ماشینحساب بدهیم، نتیجه هم اشتباه خواهد بود.چه کسی اطلاعات غلط به عقل میدهد؟ حس.ممکن است حس به عقل بگوید: «بیا غذایی درست کنیم تا بخوریم.» اما وقتی بررسی میکنیم، میبینیم نه برنج داریم، نه روغن، نه ماکارونی و نه تخممرغ. اینجا مشخص میشود که اطلاعاتی که به عقل داده شده، کامل و درست نبوده است.حس انسان اگر محدود و بسته باشد، دریافت درستی نخواهد داشت. ما میگوییم:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اما چگونه میتوانیم سقف فلک را بشکافیم؟ زمانی که حس ما آنقدر قوی و گسترده باشد که بتوانیم اطلاعات بیشتری دریافت کنیم و به فرمان عقل نزدیکتر شویم.
مولانا در جایی میفرماید: به معراج برآیید، چو از آل رسولید رخ ماه ببوسید، چو بر بام بلندید
برای اینکه انسان بتواند به چنین جایگاهی برسد، باید روی حس خود کار کند و آن را تقویت نماید.آقای مهندس درباره ادبیات ما صحبت کردهاند و فرمودهاند که چهار غول بزرگ ادبیات ایران، مولانا، سعدی، حافظ و فردوسی هستند. مولانا درباره عقل جزئی میگوید:عقل جزئی عقل کل را بدنام کردعقل جزئی، عقلی است که فقط منافع شخصی، جیب و خواستههای محدود خودش را میبیند. چنین عقلی نمیتواند به کلیات دست پیدا کند؛ چون اطلاعاتی که دریافت میکند، محدود و ناقص است.اگر روی حس خود کار کنیم، میبینیم که حس، اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار میاندازد. آقای مهندس این موضوع را برای ما بسیار زیبا و کامل توضیح دادهاند.
وقتی حس انسان خوب کار کند و آرام باشد، شادی و شعف غیرقابلتوصیفی به انسان دست میدهد؛ حس دوست داشتن، حس یاری رساندن به انسانها و حس بودن. در این حالت، انسان میتواند با اختیار کامل و در بهترین شرایط، زیباییهای وجود خود را به نمایش بگذارد.اگر بتوانیم با تزکیه و پالایش، حسهای خارج از جسم خود را تقویت کنیم و از دروازه پنج حس درون عبور نماییم، آنگاه میتوانیم دریافتهای بهتری داشته باشیم.جعفرآقای عزیز، حالا که اذن و اجازه پهلوانی را دریافت کردهاید، برای چه به این جایگاه رسیدهاید؟ برای اینکه بتوانید بیشتر روی حس خود کار کنید و دریافتهای درستتری داشته باشید. خداوند در قرآن میفرماید:
«فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا»
یعنی خداوند فجور و تقوا را به نفس انسان الهام کرده است. انسان میتواند با تزکیه و پالایش، تقوا را دریافت کند و به سمت ارزشها حرکت نماید.اما افسوس و صد افسوس که صفات بعضی از ما تغییر کرده است. حسهای منفی و مخرب در وجودمان نیرومند شدهاند و ما در نکبت، جهل و نادانیای که با دستان خود برای خودمان فراهم کردهایم، غوطهور شدهایم. به جای دیدن زیبایی و عظمت خلقت، گرفتار کینه، نفرت، حسادت، دروغ، پیمانشکنی و مردمآزاری شدهایم..jpg)
من نمیخواهم در اینجا بیشتر درباره وادی و حس صحبت کنم. موضوع اصلی من، حکم عقل است. میخواهم بگویم که باید به فرمان عقل خود، حتی در جزئیات زندگی، عمل کنیم؛ زیرا همین جزئیات هستند که انسان را به کلیات میرسانند.اگر عقل میگوید کاری را امروز انجام بده، باید همان امروز انجام دهیم. اگر فرمان عقل میگوید باید به ورزش و پارک برویم، باید برویم. اگر میگوید در جلسه سیگار شرکت کنیم، باید در جلسه حاضر شویم. اگر میگوید خودمان را به کنگره ۶۰ برسانیم، باید حرکت کنیم.
با همین فرمانهای کوچک و جرقههای نور است که میتوانیم به منبع نور برسیم. انسان با انجام همین کارهای ساده و روزمره، کمکم به فرمان عقل نزدیک میشود و از مرحله دانستن به مرحله عمل کردن میرسد.من در شعبه دلیجان واقعاً حس خوبی دارم. همین حالا که درباره حس صحبت میکنیم، این حس خوب را در فضای شعبه احساس میکنم. حس مانند خداوند، همهجا وجود دارد؛ دیده نمیشود، اما قابل انتقال است.گاهی انسان کنار یک چشمه یا آب زلال مینشیند، آبی مینوشد و حالش خوب میشود. پرندهای میآید و از همان آب مینوشد. موجود دیگری هم از آن آب استفاده میکند.
این حس خوب از طبیعت و محیط به انسان منتقل میشود و انسان آن را دریافت میکند.ما نیز میتوانیم حس خوب را به یکدیگر منتقل کنیم؛ فقط باید کمی روی خودمان کار کنیم و حسهای مثبت و سازنده خود را بیشتر و بهتر پرورش دهیم.امیدوارم از این پس در شعبه دلیجان، پهلوانان بیشتری داشته باشیم و شاهد رشد و پیشرفت همه دوستان باشیم.از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.
عکس:مسافرحسین- لژیون چهارم
تایپ،بارگذاری و ارسال:مسافرمحمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
77