چهاردهمین جلسه از دوره سی و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران آقا، نمایندگی لوئیپاستور با استادی راهنمای محترم مسافر میلاد، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه « وادی ششم و تاثیر آن روی من » چهارشنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، میلاد هستم، یک مسافر.
خدا را شاکرم که یک بار دیگر به من فرصت خدمت در این جایگاه را داد. پیشاپیش هفته دیدبان را به تمام دیدبانان محترم تبریک میگویم که واقعاً از جان و دل برای کنگره زحمت میکشند. در کنگره برخلاف بسیاری از جاها، هرچه جایگاه بالاتر میرود، مسئولیت و زحمت نیز بیشتر میشود. برای مثال، مسئولیت یک سفر اولی این است که سفر خود را به نحو احسن انجام دهد، اما یک دیدبان برای سرکشی به شعب مختلف، گاهی هزاران کیلومتر در هفته رفتوآمد میکند. وقتی در ساختمان سیمرغ حضور پیدا میکنیم و میبینیم که از صبح زود تا شب چه میزان فعالیت و تکاپو وجود دارد، متوجه میشویم چه زحماتی پشت این جایگاهها وجود دارد که شاید ما همیشه آنها را نبینیم. امیدوارم هفته آینده بتوانیم به نحو احسن از فرصتی که در اختیارمان قرار گرفته است قدردانی کنیم.
دستور جلسه «وادی ششم؛ عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا کنیم» است. من این دستور جلسه را اینگونه میبینم که وقتی وارد تاریکی مانند اعتیاد میشوم، به دلیل اینکه هرچه نفس اماره گفته انجام دادهام، نفس اماره حاکم شهر وجودی من شده است. البته این به معنای آن نیست که عقل دیگر وجود ندارد یا من عقل ندارم؛ بلکه صدای عقل خاموش شده و پردهای روی آن کشیده شده است و من دیگر صدایش را نمیشنوم.
برای من معماری جناب مهندس در کنگره بسیار جالب است. وقتی وارد کنگره میشویم، آنچه گفته میشود واقعاً اجرا میشود و شعار نیست. وقتی یک سفر اولی وارد کنگره میشود، از او چیزی نمیخواهند که نتواند انجام دهد. در سیدیهای اخیر جناب مهندس هم تأکید میشود که نباید از یک فرد چیزی خواست که توان انجام آن را ندارد.
وقتی وارد کنگره میشویم، به ما میگویند ساعت پنج اینجا حضور داشته باش. اولین قدم همین است. وقتی فرمانبردار میشویم، در واقع داریم فرمانبرداری از عقل را در درون خودمان تمرین میکنیم. شاید صدای عقل ما خاموش شده باشد، اما وقتی فرمان راهنما را انجام میدهیم، این صدا کمکم واضحتر میشود. بعد گفته میشود پیراهن سفید بپوش، سیدی بنویس، تکلیف انجام بده و در جلسات حضور داشته باش.
حتی درباره مصرف مواد هم به سفر اولی نمیگوییم یکباره مواد را قطع کن؛ بلکه میگوییم در سه وعده و در ساعت مشخص مصرف کن. یعنی باز هم داریم نظم و فرمانبرداری را آموزش میدهیم. کسانی که فرمانبردار هستند، زودتر به حال خوش میرسند.
یادم هست راهنمایم به من گفت: «دو ماه مرتب بیا؛ اگر بعد از دو ماه فکر و وسوسه مواد از ذهنت نرفت، برو و مصرف کن.» واقعاً هم همین اتفاق افتاد؛ به شرط اینکه آن دو ماه را منظم و سر وقت میآمدم و فرمانبردار بودم. من هم به بسیاری از رهجوهایم میگویم دو ماه مرتب بیا، درست میشود. بعضیها میگویند چرا درست نشد؟ میگویم چون مرتب نیامدی. وقتی یک بار به نفس اماره گوش میدهی و یک بار به راهنما، نتیجهای حاصل نمیشود.
این کارهای به ظاهر کوچک که انجام میدهیم، در واقع تمرین فرمانبرداری هستند و به نوعی باعث میشوند دوباره به عقل خود اعتماد کنیم و آن را حاکم شهر وجودی خود کنیم. کمکم عقل بیدار میشود، حس نیز بیدار و سالم میشود و پیشنهادهای درست دوباره به ذهن ما بازمیگردند. شاید قبل از این، عقل میگفت اگر پیشنهادی بدهم، تو آن را انجام نمیدهی؛ اما وقتی میبیند مرتب در حال انجام فرمانهای کوچک هستیم، دوباره شروع به فرمان دادن میکند.
وقتی وارد نفس لوامه میشویم و با تزکیه و پالایش حرکت میکنیم، به سمت نفس مطمئنه پیش میرویم. روشی که جناب مهندس در کنگره ارائه کردهاند، در واقع همین مسیر را دنبال میکند و شاید ما همیشه متوجه معماری آن نباشیم.
ایشان میفرمایند برای اینکه به فرمان عقل برسیم، باید از کارهای کوچک شروع کنیم. مثلاً وقتی میخواهم به حمام بروم، سریع این کار را انجام بدهم و آن را پشت گوش نیندازم تا نفس اماره وارد نشود و مانع انجام آن شود. مسواک زدن، گذاشتن زباله سر کوچه یا حتی نوشتن یک صفحه سیدی، نمونههایی از همین کارهای کوچک هستند. اگر الان وقت دارم و به ذهنم میرسد که یک صفحه از سیدی را بنویسم، همان یک صفحه را بنویسم.
همین کارهای کوچک و مستمر، در ادامه به موفقیتهای بسیار بزرگ ختم میشوند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما متشکرم.

عکس، ضبط و تایپ: مسافر جواد (لژیون ۱۷)
ویرایش و ارسال: مسافر وحید (لژیون ۱۱)
گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
45