جلسه دوم از دوره یازدهم سری کارگاه های لژیون سردار، کنگره ۶۰ نمایندگی رودهن، با استادی راهنما محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر سلیمان، خزانه داری مسافر رمضان و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه: « وادی ششم و تاثیر آن بر روی من » در روز چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۵:۳۰ اغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر، خداوند راشاکرهستم که این توفیق نصیب من شد بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم؛ شنبه ای که گذشت جشن آزاد مردی من بود و خیلی در مورد آن فکر کردم، که چه اتفاقی برای من افتاده است وقتی به آن نگاه کردم متوجه شدم این مسیری که من آمده ام در کنگره یک طولی داشته که همان مدت رهایی من بوده است؛ مثلا 5 سال و10 ماه، طول زمانی بوده که من در کنگره حضور داشتم و یک عمقی هم داشته است، که در این مدت من چگونه حرکت کردم.

عمق آن می شود معنایی که این حرکت برای من داشته است، درک و فهمی که برای من ایجاد شده است، آن خودشناسی که داشته ام؛ خدمت خیلی می تواند کمک کند و اینکه من تا چه عمقی می خواهم بروم نیاز دارم که بدانم خواسته ام چه قدر است، البته سطح هم مهم است، سطح بیشتر در ظاهراست، ظاهر حرکت من جایگاهی که دارم، تایید و احترام هایی که دنبال آن ها هستم، ظاهر هم نکته کلیدی است در جذب افراد دیگری که نگاه کننده هستند؛ به طور مثال بگویند این فرد ظاهرش شبیه به افراد مصرف کننده نیست، این سطح و ظاهر است اما اگر همراه با آن عمق باشد خیلی زیبا تر می شود .
مثلا زمین را در نظر بگیریم شما شاید در 20 متری برسید به آهن 30متری برسید به فیروزه و درعمیق ترین جا که الماس باشد، کسانی که می خواهند برسند به آن الماس باید بیشتر تلاش کنند و سختی بیشتری
بکشند و از خیلی از خوشی های خود باید صرف نظر کنند. در کنگره هم به همین شکل است، در کنگره هم خدمت گزارها خواسته ایی که دارند خیلی مهم است.
کار هر کسی نیست که در کنگره بماند و خدمت کند خیلی ها آمدند و رفتند، از آن سالی که من آمدم و وارد کنگره شدم، از مسافرانی که در آن زمان یادم هست پنج و یا شیش نفر رو در حال حاضر در شعبه رودهن می بینم، خیلی ها آمدند و رفتند اگر شما بتوانید در مسیر بمانید خیلی کار هر کسی نیست، خیلی باید انسان سرسختی باشید و آموزش های زیادی بگیرید، جایگاه های خدمتی زیادی در کنگره داریم اما عمیق ترین جایگاه از نظر من برای حرکت و خودشناسی، حرکت مالی و حرکت در لژیون سردار است، یعنی یک خودشناسی کامل است.
وقتی من کارت می خوام بکشم با خود واقعی ام روبه رو می شوم، انگار که دنبال راه فراری ام که کمتر بکشم ذهنم درگیر این می شود که تو جای دیگری مشغول هستی الان اینجا نکش، این فرمان عقلی که در کنگره می گوییم خیلی واضح و روشن است، به شما میگوید این درسته و این بده ، این قشنگه و این زشت است، ولی خب این ذهن من است که این رو برعکس می کند.
به طور مثال؛ نزدیک گلریزان که می شویم بچه ها در مشارکت هایشان زیاد این رو می گویند که، من روزی یک پاکت سیگار مصرف می کردم اگر روزی یک پاکت را برای گلریزان کارت بکشم سردار می شوم و یا من ماهی 5 الی 6 تومان پول مصرف مواد ام بوده، اگر این پول را برای گلریزان کارت بکشم می توانم دنور بشوم.
با لژیون سردار شما می توانید درون خودتان کنکاش کنید و به آن عمق چند ده متری بروید و الماس درونی خودتان را پیدا کنید، انشالله که بتوانیم به آن ایمان برسیم و آن عقل رو بتوانم استفاده کنم، عقل به مانند آب زلال است، یک کلام به شما می گوید این کار رو بکن، انشالله مسیر برای همه ما باز شود و به خواسته درونی که داریم و آن چیزی که در ذهنمان هست برسیم ممنون که به صحبت های من گوش کردید.

عکاس: مسافر امید
تایپ و ویرایش: مسافر بنیامین
تنظیم و ارسال: همسفر یوسف
- تعداد بازدید از این مطلب :
55