جلسه پنجم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی، مسافر امید و نگهبانی،موقت مسافر اصغر و دبیری،موقت مسافر عنایت با دستور جلسه «وادی ششم،و تاثیر آن روی من» سهشنبه 27 مرداد ماه 1405ساعت 17آغاز به فعالیت نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امید هستم مسافر
تشکر میکنم از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ و از راهنمای محترمم آقا محسن و آقا علیرضا که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم زمانی که برای تعطیلات رفتیم دلم برای تمام افراد کنگره تنگ شده بود کنگره کاری میکند که یک غریبه از هر آشنایی آشناتر میشود دستور جلسه وادی ششم میگوید حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم خدا را شکر با اتفاقاتی که افتاده و تعریفهایی که آقای مهندس از شعبه رفسنجان میکنند فکر میکنم وادی ششم در شعبه رفسنجان اتفاق افتاده است میخواهیم بدانیم جایگاه عقل کجاست؟ آیا من امید قبل از کنگره عقل نداشتم و در کنگره عقل پیدا کردم و یا قدرت تشخیص خوب از بد را نداشتم وقتی به کنگره آمدم این قدرت را پیدا کردم آقای مهندس میگویند اینگونه نیست از بدو وجود ما عقل زاییده میشود ما با عقل و قدرت تشخیص به دنیا میآییم من قبل از کنگره میدانستم مواد مخدر بد است عقل هم به من میگفت چیز بدی است و قدرت تشخیص را داشتم غیبت و تهمت چیز بدی هستند ولی همه را انجام میدادم یعنی هم عقل داشتم و هم قدرت تشخیص داشتم ولی کارهای ضد ارزشی زیادی انجام میدادم شهادت دروغ، برای مثال چند سالی بود با دوستان مجردم مصرف کننده بودیم و خانه مجردی داشتیم یکی از دوستان راننده ماشین سنگین بود در خیابان دعوا پیش میآید دوستم آچار چرخ را به سر بنده خدا میزند سر طرف شکافته میشود و شکایت میکند حکم جلب دوستم را میگیرد دوستم گوش خودش را میبرد که بگوید راننده با قمه به او حمله کرده است و ما دوستانش رفتیم شهادت دروغ دادیم امروز در کنگره عقل و قدرت تشخیص همان است ولی میدانم نباید این کار را انجام دهم علم و دانشی که امروز در کنگره به دست آوردهام تفاوت امروز و گذشته من است یعنی قبلاً نفس من فرمان میداد عقل میگفت ولی نفس غلبه میکرد ولی امروز با دانایی که در کنگره به دست آوردیم نفس نمیتواند غلبه کند عقل من، به فرمانروایی رسیده است عقل میگوید این درست است این را انجام بده نفس هیچگونه دخالتی نمیتواند داشته باشد چون دانایی و علم و آگاهی من بالا رفته است. در واقع مقولهای که کنگره را از NGO های دیگر متمایز میکند علم و دانش کنگره است که توانسته است موفق باشد کنگره توانسته عقل را بر نفس غلبه دهد فرمانروایی عقل درجهبندی دارد همانطور که دانایی درجهبندی دارد مثلاً دانایی من با راهنمایان و پهلوانان قابل مقایسه نیست ظرفی که آنها از علم و دانش استفاده کردند خیلی بزرگتر از ظرف من است شاید دلیلش سعی و تلاش انسانهاست اهنمایم میگوید اولویت اول زندگی من کنگره است این خیلی دانش بالایی میخواهد ما هم باید به علم و دانش برسیم تا عقل بتواند فرمانروایی کند آقای مهندس میگویند عقل مانند یک خورشید یا روزنه نوری است که وقتی میتابد تاریکیها را از ما دور میکند وقتی در خانهای هم بخواهد نور بتابد باید پرده را کنار بزنی و پنجره را باز کنی ما هم باید علم خود را بالا ببریم که خدا را شکر توسط آقای مهندس و راهنماها به ما آموزش داده میشود گاهی اوقات افکار منفی باعث میشود که یک فرد عادی امید به زندگی نداشته باشد ما کنگرهایها فرق میکنیم وقتی گذشته را با امروز مقایسه میکنیم قابل قیاس نیست و این باعث امیدواری در من میشود همین که در حال حاضر اطرافیانم با من مشورت میکنند و از من همفکری میخواهند نشانه تفاوت الان من با گذشته است علم کنگره باعث این تفاوت شده است.ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.

عکس: راهنما مسافر سعید
تایپ و بارگذاری: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
160