English Version
This Site Is Available In English

حکم عقل یعنی اینکه کار درست را تشخیص بدهم و به انجام برسانم

حکم عقل یعنی اینکه کار درست را تشخیص بدهم و به انجام برسانم

جلسه سوم از دوره چهل و هفتم كارگاه‌هاي آموزشي كنگره ٦٠ نمايندگي ارتش، با استادی مسافر حامد، نگهباني مسافر یعقوب و دبيري مسافر محمدرضا با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من" در روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ماه ١٤٠٥ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و از مشارکت شما عزیزان استفاده نمایم.

من همیشه وقتی استاد جلسه می‌شوم خداوند را به این دلیل که در برهه‌ای از حیات که حکیمی فرزانه به نام مهندس حسین دژاکام و کنگره ۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد شکر و سپاسگزاری می‌کنم که سبب شدند از تاریکی اعتیاد خارج شوم و به سرزمین رهایی قدم بگذارم.

وادی ششم می‌گوید حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم؛ به نظر من حکم عقل همین است که من بتوانم کار درست را انجام بدهم.

در جزوه جهان بینی در مدل قلعه عقل استاد امین عقل را به عنوان فرمانروا و حاکم بزرگ معرفی می‌کنند که هیچ وقت فرمان اشتباه نمی‌دهد به دلیل اینکه عقل فر ایزدی دارد.

اینکه عقل چه فرمانی صادر بکند بستگی به اطلاعاتی دارد که به عقل منتقل می‌شود و این مهم وظیفه سربازان دانایی می‌باشد که آنها زودتر پیام را به عقل می‌رسانند و یا اینکه پیام نفس اماره به عقل منتقل می‌شود.

دانایی من زمانی افزایش پیدا می‌کند که اضلاع مثلث دانایی من که تفکر، تجربه و آموزش است به صورت یکنواخت در کنگره رشد کرده باشد.

 آموزش با حضور در جلسات، کارگاه‌های آموزشی، لژیون‌ها رشد می‌کند.

در مورد ضلع تجربه باید بگویم خطاهایی که ما انجام می‌دهیم برای ما نوعی تجربه محسوب می‌شوند؛ جناب مهندس در سی‌دی‌ها برای ما مثالی می‌زنند و می‌گویند اگر شخصی در حال عبور از خیابان باشد و در یک چاله‌ای بیفتد دفعه بعدی برای او تجربه شده است و از آن چاله فاصله می‌گیرد، در واقع فرمان عقل از کارهای کوچک شروع می‌شود و کسی که به سمت ارزش‌ها حرکت کند، روزنه تابش فرمان عقل بر او بیشتر از دیگران است و هر اندازه که به سمت ضد ارزش‌ها حرکت کند، روزنه تابش فرمان عقل بر شهر وجودی‌اش تنگ‌تر و تنگ‌تر خواهد شد؛ به هر اندازه که نور کمتری بر شهر من بتابد حکومت این شهر به دست نفس اماره می‌افتد که این مرحله پایین ترین درجه نفس در انسان و بالاترین درجه نفس در حیوان می‌باشد و آنجا است که من مرتکب کارهای حیوانی می‌شوم.

در سی‌دی جناب مهندس برای ما مثالی می‌زنند و می‌گویند وقتی که یک حیوان مثلاً یک بز گیاهی را می‌بیند توجه به این ندارد که این گیاه مال چه کسی است و فقط به خوردن آن فکر می‌کند. انسانی که در مرتبه نفس اماره یا نفس حیوانی قرار دارد هنگامی که یک گوشی روی میز می‌بیند به این فکر نمی‌کند که این گوشی مال چه کسی یا چه شخصی است و فقط به برداشتن آن فکر می‌کند. من باید دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کرده تا به فرمان عقل نزدیک شوم.

فرمان عقل یعنی اینکه کار درست را تشخیص دهم و به انجام برسانم.

در کتاب ذکر شده است که عقل در تکامل مانند یک ماشین تابع خود می‌باشد و این جمله به این معناست که عقل خودش خودش را کامل می‌کند؛ چگونه؟؟؟

با انجام دادن کارهای درست حتی اگر کوچک باشند.

در ادامه وادی می‌گوید روح ذره‌ای از وجود باریتعالی است و ما را به سمت کارهای نیک هدایت می‌کند با اراده عقل راهبری می‌شود و برای همین است که به آن فرمانده نیز گفته می‌شود.

 

 

گروه محترم مرزبانی

سایت نمایندگی ارتش

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر محمد از لژیون دوازدهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .