چهارمین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر احمد، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم » در روز چهارشنبه 28 تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر، پیش از آغاز سخنان خود، لازم میدانم از ایجنت و مرزبانان محترم شعبه و همچنین مجموعه ارزشمند کنگره ۶۰ صمیمانه تشکر کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموختههای خود را با دیگران به اشتراک بگذارم.
موضوع بحث من، «فرمان عقل» و جایگاه آن در مسیر تکامل انسان است. در کنگره ۶۰ آموختهایم که یکی از مراحل مهم در مسیر رشد و تکامل، حرکت از مرحله تفکر و تصمیمگیری به سوی اجرای صحیح فرمان عقل است. در واقع، انسان زمانی میتواند به جایگاه واقعی خود نزدیک شود که بتواند عقل را بهعنوان فرمانروای بزرگ وجود خود بشناسد و فرمانهای آن را بهدرستی اجرا کند.
برای درک بهتر مفهوم عقل، لازم است میان «صور آشکار» و «صور پنهان» انسان تفاوت قائل شویم. مغز، بخشی از صور آشکار انسان است؛ زیرا دارای ساختار فیزیکی و قابل مشاهده است. با مرگ انسان، فعالیت مغز و جسم به پایان میرسد، اما عقل بهعنوان بخشی از صور پنهان، با جسم فیزیکی از بین نمیرود. یکی از نشانههایی که میتواند ما را به این مفهوم نزدیک کند، ارتباط انسان با گذشتگان است. ما برای درگذشتگان خود فاتحه میخوانیم، دعا میکنیم و همچنان برای آنان جایگاهی در ذهن و قلب خود قائل هستیم.
عقل را نمیتوان صرفاً یک ابزار ساده برای تصمیمگیری دانست. عقل یکی از ارکان اساسی وجود انسان است و در کنگره ۶۰ نیز درباره جایگاه آن و ارتباطش با نفس و سایر مؤلفههای وجودی انسان، آموزشهای ارزشمندی ارائه شده است.
نفس، یکی دیگر از مفاهیم بنیادی در این زمینه است. نفس همان چیزی است که خواستهها و تمایلات انسان را شکل میدهد و در مراحل مختلف زندگی، خود را به شکلهای گوناگون نشان میدهد. به همین دلیل است که رفتار و خواستههای انسان در شرایط مختلف میتواند تغییر کند. فردی ممکن است در یک مرحله از زندگی به دنبال انجام اعمال ضدارزش باشد و در مرحلهای دیگر، در مسیر ارزشها و خدمت به دیگران حرکت کند.
در آموزشهای کنگره، نفس را در سطوح مختلفی مانند نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه بررسی میکنیم. بسیاری از مشکلات انسان زمانی شکل میگیرد که تحت تأثیر خواستههای نفس اماره قرار میگیرد و به ندای عقل خود توجه نمیکند. در چنین شرایطی، انسان ممکن است تصمیمهایی بگیرد که پیامدهای نامطلوبی برای خود و دیگران داشته باشد.
وقتی فرد وارد مسیر درمان و آموزش در کنگره ۶۰ میشود، باید بهتدریج و مرحلهبهمرحله تغییر کند. همانگونه که درمان جسم و رهایی از مصرف مواد بهصورت تدریجی اتفاق میافتد، تبدیل ضدارزشها به ارزشها نیز نیازمند زمان، آموزش، صبر و استمرار است. نمیتوان انتظار داشت که انسان در مدت کوتاهی تمام ویژگیهای نادرست خود را تغییر دهد و ناگهان به فردی کاملاً متفاوت تبدیل شود.
در این مسیر، نخستین قدم، اصلاح جسم و بازگرداندن تعادل آن است. فردی که هنوز درگیر مصرف مواد است و توانایی کنترل مصرف خود را ندارد، طبیعتاً نمیتواند بهدرستی بسیاری از مسائل دیگر زندگی خود را مدیریت کند. همین که چنین فردی تصمیم میگیرد وارد مسیر درمان شود، خود نشانهای از حرکت به سوی فرمان عقل است؛ زیرا او پذیرفته است که باید وضعیت موجود را تغییر دهد و برای رسیدن به تعادل تلاش کند.
پس از ایجاد تعادل در جسم، فرد میتواند بهتدریج در سایر ابعاد زندگی نیز تغییر ایجاد کند؛ از جمله اصلاح رفتار، دوری از دزدی و سایر ضدارزشها، مسئولیتپذیری، رعایت نظم و احترام به حقوق دیگران.
در این مسیر، نفس اماره همواره میتواند با ایجاد افکار منفی، القائات نادرست و ایجاد ناامیدی، انسان را از مسیر اصلی خود دور کند. بنابراین یکی از مهمترین وظایف انسان این است که بتواند خواستههای نامعقول نفس را شناسایی کند و اجازه ندهد این خواستهها جایگاه عقل را در تصمیمگیریهای او اشغال کنند.
عقل را میتوان مرجع تصمیمگیری انسان دانست. عقل در حالت سالم، میتواند بهترین تصمیم را برای انسان اتخاذ کند؛ اما مشکل زمانی ایجاد میشود که اطلاعات ورودی به عقل نادرست باشد. برای مثال، فردی که درگیر مصرف مواد است، ممکن است به دلیل شرایط نامتعادل جسمی، روانی و حسی، اطلاعات نادرستی دریافت و پردازش کند و در نتیجه تصمیم نادرستی بگیرد. بنابراین برای رسیدن به تصمیم درست، لازم است ابتدا شرایط جسمی، ذهنی و حسی انسان به تعادل برسد.
نکته مهم دیگر این است که برای نزدیک شدن به فرمان عقل، لازم نیست از همان ابتدا کارهای بسیار بزرگ و خارقالعاده انجام دهیم. گاهی انجام سادهترین وظایف روزمره، اگر با آگاهی و مسئولیتپذیری همراه باشد، میتواند گامی مهم در جهت فرمانبرداری از عقل محسوب شود. رعایت نظافت شخصی، انجام صحیح وظایف، دخالت نکردن در امور دیگران، پرهیز از دزدی و دروغ، احترام به دیگران و انجام مسئولیتهای فردی، همگی میتوانند نمونههایی از اجرای فرمان عقل در زندگی روزمره باشند.
در حقیقت، کسی که هنوز نمیتواند در مسائل ساده زندگی فرمانبردار خوبی باشد، نمیتواند انتظار داشته باشد که در جایگاه فرماندهی، فردی شایسته و موفق باشد. فرمانبرداری صحیح، مقدمه رسیدن به فرماندهی است. بنابراین انسان ابتدا باید یاد بگیرد که چگونه از عقل و اصول صحیح زندگی پیروی کند تا بتواند در مراحل بالاتر، مسئولیت و فرماندهی شایستهای داشته باشد.
مغز نیز در این میان نقش مهمی دارد. مغز وسیلهای است که اطلاعات را دریافت و پردازش میکند و نتیجه این پردازش میتواند در تصمیمگیری انسان مؤثر باشد. هرچه اطلاعات و دادههای ورودی ذهن و مغز سالمتر و ارزشیتر باشند، امکان تصمیمگیری صحیح نیز افزایش مییابد. در مقابل، اگر ذهن انسان دائماً درگیر افکار ضدارزش، منفی و نادرست باشد، طبیعی است که نتیجه پردازش این اطلاعات نیز مطلوب نخواهد بود.
در نهایت، میتوان گفت فاصله میان نفس اماره و رسیدن به جایگاه فرماندهی و نفس مطمئنه، بسیار ظریف و حساس است. همانگونه که در آموزشهای مهندس دژاکام بارها بر این موضوع تأکید شده است، انسان ممکن است بسیار سریع از مسیر ارزشها فاصله بگیرد و دوباره به سمت ضدارزشها حرکت کند. بنابراین رسیدن به نفس مطمئنه و حفظ این جایگاه، نیازمند تلاش مستمر، آموزش، تزکیه، تصفیه و پالایش است.
انسان برای رسیدن به فرمان عقل باید از خواستههای نامعقول نفس اماره فاصله بگیرد، اطلاعات و تفکرات خود را اصلاح کند و بهتدریج رفتارهای خود را با ارزشهای انسانی هماهنگ سازد. این مسیر یک فرایند تدریجی است و نیازمند صبر و استمرار است. همانگونه که درمان جسم بهصورت مرحلهای انجام میشود، درمان و پالایش نفس نیز باید قدمبهقدم صورت گیرد.
بنابراین، فرمان عقل را میتوان یکی از مهمترین مراحل رشد و تکامل انسان دانست؛ مرحلهای که در آن انسان از پیروی کورکورانه از خواستههای نفس فاصله گرفته و با آگاهی، تفکر و انتخاب صحیح، مسیر زندگی خود را تعیین میکند.
در پایان، از اینکه به سخنان من توجه کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
616