جلسه اول از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنما مسافر حمیدرضا، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائید) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:٠٠ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمیدرضا هستم یک مسافر.
دقیقاً خوشحال هستم که آن تاریکیها را تجربه کردم و با مکانی به اسم کنگره۶۰ آشنا شدم و برای این احساس خود نیز دلیل دارم. در اوایل جوانی شور و هیجان جوانی باعث شد بهراحتی وارد مسیر سیگار، قلیان و در نهایت اعتیاد شوم. اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، باید بگویم حال و احساسی که امروز دارم، در آن دوران نداشتم و به همین دلیل بابت تمام آن تجربهها خدا را شکر میکنم. زمانی بهدلیل مصرف بیش از اندازه مواد مخدر به جایی رسیده بودم که آرزوی مرگ میکردم؛ اما امروز با صدای بلند میگویم: به خاطر تجربه اعتیاد خوشحالم. دلیل این خوشحالی، آشنایی من با کنگره ۶۰ است.
اگر کمی عمیقتر فکر کنیم، متوجه میشویم که کنگره۶۰ چیزهای زیادی به ما داده است. خداوند را شکر میکنم که در برههای از زمان زندگی کردم که شخصی مانند آقای مهندس دژاکام وجود
دارد، کنگره۶۰ شکل گرفت و من توانستم وارد این مسیر شوم و علاوه بر درمان اعتیاد و سیگار، در زمینههای دیگری مانند اضافهوزن نیز به تعادل برسم و آموزش ببینم. در کنگره آموختم که بسیاری از مفاهیم و واژههایی را که پیش از این درک درستی از آنها نداشتم، بشناسم. آموزشهایی که آقای مهندس و آقای امین درباره مفاهیم قرآنی و جهانبینی ارائه میکنند، باعث شد بتوانم بسیاری از مسائل را بهتر درک کنم و تشخیص بدهم که راه درست و نادرست کدام است، عدالت و عمل سالم چیست و معرفت چه معنایی دارد. بهنظر من کمتر جایی را میتوان پیدا کرد که این مفاهیم عمیق را تا این اندازه ساده، روان و قابل فهم برای انسان بیان کند.
دستور جلسه امروز «حکم عقل» است. ما پیش از ورود به کنگره تصور میکردیم عدالت یعنی اینکه همه چیز بهصورت برابر در اختیار همه قرار بگیرد؛ اما در کنگره آموختیم که عدالت به معنای برابری مطلق نیست؛ بلکه هر شخص بر اساس جایگاه و عملکرد خود، نتیجه دریافت میکند. من در گذشته همیشه این ضربالمثل را با خود تکرار میکردم که «خودکرده را تدبیر نیست»؛ یعنی تصور میکردم اگر انسان خودش مسیر اشتباهی را انتخاب کرده باشد، دیگر راه برگشتی وجود ندارد و کاری از دست او ساخته نیست؛ اما آقای مهندس به ما آموزش دادند که اتفاقاً «خودکرده را تدبیر هست» و انسان میتواند با انتخاب درست مسیر زندگی خود را تغییر دهد. یکی دیگر از آموزشهای مهم کنگره این است که «صفت گذشته در انسان صادق نیست». یعنی اگر انسانی در گذشته دچار اعتیاد بوده است، این موضوع به این معنا نیست که تا پایان عمر باید همان صفت را با خود داشته باشد. انسان میتواند با روش درست تغییر کند.
من خودم تجربههای زیادی در زمینه ترک اعتیاد داشتم. حدود ۴۸ بار اقدام به ترک کردم و در بسیاری از این موارد، مدت کوتاهی را در خانه سپری میکردم و دوباره به مصرف بازمیگشتم. این موضوع به مرور برایم به یک عادت تبدیل شده بود. نتیجه این بود که هر بار از مسیر اصلی دورتر میشدم. به جایی رسیده بودم که از ترک متنفر شده بودم؛ به اندازهای که حتی از مواد مخدر هم به اندازه ترک متنفر نبودم. همین که صحبت از ترک میشد، حال بدی پیدا میکردم و دوباره به سمت مصرف میرفتم. در مسیر روشهای اشتباه، حتی سمزدایی کردم و دو هفته نیز بستری شدم؛ اما نتیجهای که میخواستم به دست نیامد. اینجاست که ارتباط این تجربه با دستور جلسه «حکم عقل» برای من روشن میشود.
در تمام آن سالها، عقل من بارها به من میگفت: مسیری که در آن قرار گرفتهام اشتباه است؛ اما من همچنان بر تکرار همان اشتباه اصرار داشتم تا اینکه روزی قرار بود برای سفر به اصفهان بروم. در همان زمان به من اطلاع دادند که نیازی نیست به اصفهان بروم و شمارهای در اختیارم قرار گرفت. با آن شماره تماس گرفتم و متوجه شدم قرار است کنگره۶۰ به اردستان بیاید. این اتفاق برای من بسیار ارزشمند بود و خدا را شکر میکنم که دیگر مجبور نشدم مسیرهای گذشته را ادامه دهم.
البته کنگره در ابتدا به شکل امروزی در اردستان نبود و فعالیتها از طریق یک لژیون آغاز شد. برای شکلگیری و ادامه این مسیر، زحمات زیادی کشیده شد و افراد زیادی تلاش کردند. از راهنمای خود و همچنین تکتک خدمتگزارانی که از اصفهان آمدند و هنوز هم برای خدمت حضور پیدا میکنند، صمیمانه تشکر میکنم؛ از مرزبانان، خدمتگزاران آبدارخانه و تمام کسانی که دستبهدست هم دادهاند تا یک انسان بتواند دوباره به جامعه و زندگی بازگردد. کنگره۶۰ شخصیت و بسیاری از داشتههای ارزشمند ما را به خودمان بازگرداند.

اگر بخواهم از «حکم عقل» صحبت کنم؛ باید بگویم عقل زمانی که وارد کنگره شدم، چیزهایی را به من نشان داد که برایم قابل توجه بود. محیط کنگره، انسانهایی با پیراهنهای سفید، چهرههای آرام و مرتب و فضای متفاوتی که در آن وجود داشت، برای من تازهوارد بسیار عجیب بود. من در آن زمان تقریباً هیچ چیز از این آموزشها نمیدانستم. به تابلوها و نقاشیهای روی دیوار نگاه میکردم و بسیاری از آنها برایم قابل درک نبود. با این حال به راهنما اعتماد کردم.
این موضوع را بارها گفتهام و باز هم تکرار میکنم که برای من، اعتماد به راهنما نقطه بسیار مهمی در این مسیر بود. دست خود را به دست راهنما سپردم تا مرا از این مسیر عبور دهد. در این میان، خواسته انسان اهمیت بسیار زیادی دارد. حتی اگر شخصی به بالاترین جایگاهها برسد؛ اما خواسته درمان نداشته باشد، درمانی اتفاق نخواهد افتاد؛ بنابراین هر انسان باید از خودش بپرسد که آیا واقعاً خواسته تغییر و درمان دارد یا خیر. عقل به من میگفت: محیطی که وارد آن شدهام، با مکانهایی که پیش از این تجربه کرده بودم متفاوت است. روشهای مختلفی را تجربه کرده بودم؛ اما کنگره۶۰ تفاوتهایی اساسی با آنها داشت و این تفاوت را بهوضوح میتوان احساس کرد.
به یاد دارم زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم، مسافر سید محسن که امروز خودشان در جایگاه راهنمایی هستند، با محبت و گرمی با من برخورد میکردند. مرا تشویق کردند و با اطمینان گفتند که جای خوبی آمدهام. البته نمیخواهم بگویم تنها دلیل ماندن من در کنگره این موضوع بود؛ بلکه مجموعهای از آموزشها، رفتارها و اتفاقاتی که در این مسیر مشاهده کردم به من نشان داد که اینجا با مسیرهای قبلی تفاوت دارد. امروز که به گذشته نگاه میکنم میبینم، حکم عقل بارها در زندگی من خود را نشان داده است. عقل میتواند مسیر درست را به انسان نشان دهد؛ اما مهم این است که انسان پس از تشخیص مسیر درست به حکم عقل عمل کند.
کنگره۶۰ به من آموزش داد که گذشته پایان راه نیست و انسان میتواند با داشتن خواسته، آموزش، حرکت در مسیر صحیح و عمل کردن به فرمان عقل زندگی خود را تغییر دهد. امروز خوشحالم که آن تاریکیها را تجربه کردم؛ زیرا اگر آن تاریکیها نبود، شاید هیچگاه قدر روشنایی و مسیری را که کنگره۶۰ به من نشان داد، نمیدانستم.
تایپیست و ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
81