پنجمین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادی ایجنت محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «وادی ششم،حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم و تأثیر آن روی من » سهشنبه ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم مسافر
سپاسگزار خداوندی هستم این نعمتهای بیشمار را به من رضا عطا میکند که باز هم توانستم امروز این جایگاه را تجربه بکنم و آموزش بگیرم و در خدمت شما عزیزان باشم.
تشکر میکنم از جناب آقای مهندس بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترمشان و تشکر میکنم از راهنماهای بزرگوارم آقا مجید و آقا محسن و همچنین تمام عزیزان خدمتگزار.

دستور جلسه امروز وادی ششم و تاثیر آن بر روی من میباشد.
ما در کنگره ۶۰ هر سال ۵۲ هفته وجود دارد که طبق این ۲ دستور جلسه جناب آقای مهندس برای ما برنامهریزی کردند.
هر هفته یک دستور جلسه وجود دارد که معمولا هر چند هفته یکی از وادیها دستور جلسه میباشد که آقای مهندس این وادیها را برای اینکه در دستور جلسات قرار دادهاند که برای من یادآوری بشود که چه کارهایی را باید من انجام بدهم.
کلماتی که در آخر این جمله وادی ذکر میشود یعنی همان «تاثیر آن بر روی من»
خیلی مهم است یعنی اینکه من از این وادی ششم چه برداشتی داشتهام چه چیزی یاد گرفتم عنوان وادی ششم چیست؟
تمام اعضای کنگره باید عنوان وادیها را حفظ کنند و یاد داشته باشند،وادی ششم میگوید که حکم عقل را به عنوان فرمانده اجرا بکنیم.
آقای مهندس در کتاب ۱۴ وادی فرمودهاند که عقل فر ایزدی دارد یعنی اینکه تشبیه شده به یک نیرویی مانند خداوند با این توضیحات وقتی که من بیایم با خودم فکر کنم و کلمات را برای خودم معنی بکنم میتوانم کاملاً درک بکنم که چه چیزی را دارد به من میگوید در صورتی که باید اون کلمات را تکرار بکنم، زمانی که یک چیزی را نمیفهمم نباید از روی آن رد بشوم برمیگردم دوباره تکرار میکنم تا معنا و مفهوم اون را یاد بگیرم و به هر شکلی که شده یک برداشتی از آن داشته باشم.
آقای مهندس میفرمایند که عقل مانند خورشیدی است که به تمام نقاط میتابد،اگر بخواهیم یک انسان را در نظر بگیریم عقل در تمام انسانها وجود دارد چه در ظاهر و چه در باطن موجودیت دارد چه در خواب و چه در بیداری و چه در حیات مادی و حتی بعد از مرگ.
وقتی که نور خورشید دارد میتابد هرچه که روزنه به این سقف بیشتر باشد مقدار نوری که به ما میتابد بیشتر می شود.
زمانی که در جهت پشت به نور حرکت میکنید یعنی به طرف ضد ارزشها میروید و چیزی از نور متوجه نمیشوید فقط تاریکی را میبینید چه زمانی من حکم عقل را اجرا میکنم وقتی برگشتم و به سمت نور حرکت کردم
زمانی که انسان به طرف مسائل ارزشی حرکت کند متوجه روزنه نور میشود و زمانی که از ضد ارزشها دور میشود این روزنه نور هر روز برای اون بزرگتر میشود یعنی که هر روز تاریکی کمتر میشود و روشنایی بیشتری به وجود میآید یعنی اینکه روشناییها آبستن تاریکیها بود منظور این چیست؟یعنی اینکه تاریکی همیشه هست و وجود دارد
روشنایی از کجا به وجود میآید. : از درون تاریکیها به وجود میآید یعنی اینکه تا تاریکیها را تجربه نکنید به عظمت روشناییها پی نمیبرید
آن کسی که تاریکیها را تجربه کرده باشد قطعاً به عظمت روشناییها پی خواهد برد.
من من زمانی که غرق در مسائل ضد ارزشی اعتیاد به مواد مخدر الکل سیگار و تمام بدبختیها بودم و اکنون زمانی که من مصرف کننده نیستم قدر مصرف نکردن آن مواد مخدر را میدانم منی که در عمق تاریکیها بودم الان میتوانم درک بکنم که روشنایی چی هست.
و چه ارزشی دارد و کنگره ۶۰ چه کار بزرگی برای من انجام داده است.
من حتی در خواب هم نمیدیدم و فکر نمیکردم که یک روزی باشد و من مواد مصرف نکنم.
زمانی که وارد کنگره شدم هیچ اعتقادی به درمان مواد نداشتم و به راهنما گفتم که اگر شما توانستید کاری کردید که من یک روز مواد مصرف نکنم پس درست است این کاری که شما انجام میدهید.
ولی الان میبینم که حدود ۸ سال است که هیچ موادی مصرف نکردم و شب راحت میتوانم بخوابم و صبح زود بیدار بشوم.
این کار بسیار بزرگی است که توسط جناب آقای مهندس دژاکام و پیشکسوتانی که زحمت کشیدند و در کرمان این شعبات کنگره را پایه گذاری کردند و این میراث بزرگ و ارزشمند را به من اهدا نمودند و من باید بدانم و قدردان باشم که کرمان چه زحمتهایی کشیده شده و چه اتفاقهای بزرگی افتاده است
اوایل شعبه گنجعلی خان بود اما اکنون تبدیل به ۶ شعبه در سطح استان شده است.
یعنی اینکه حکم عقل کاملاً اجرا شده است جناب آقای مهندس یک مثالی میزنند میگویند که اگر به عنوان مثال یک چیزی از داخل کشوی کمد برمیدارید و استفاده میکنید دوباره اون را بذارید سر جایش
اگر در اون کشوی کمد را باز بگذارید ممکن است پای کسی به آن بخورد و ضربه بخورد.
من اگر لیوانی را برمیدارم و آب میخورم نباید آن لیوان را نصفه با آب بگذارم روی زمین یا فرش که پای کسی به آن بخورد و ضربه ببیند من باید اون لیوان را بگذارم سر جایش و بعد من طلبکار این و اون بشوم
آیا پارک کردن ماشین وسط خیابان امکان پذیر است؟ مسلماً که نیست مانی که من ماشین را وسط خیابان پارک بکنم یعنی اینکه به فرمان عقل نرسیدهام و فرمانبردار چیز دیگری است.
عقل وجود دارد ولی تنها راهی وجود دارد که ما عقل را به اشتباه میاندازیم سیگنال و آدرس اشتباهی به آن میدهیم.
همه ما میدانیم که اگر مواد مصرف کنیم وآخر و عاقبت آن مرگ میباشد.
آوارگی بیچارگی کارتون خوابی حتی از دست دادن خانواده میباشد.
ولی اینجا است که ما سیگنال اشتباهی به عقل میدهیم و انکار میکنیم مثلاً میگوییم که من یه کم تریاک میکشم یا اینکه یه کم شیشه مصرف میکنم طوری نمیشود و خودم را موجه میکنم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما ممنون و سپاسگزارم.

تایپ:مسافر امین لژیون هفتم
عکس ویرایش و ارسال:مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
206