English Version
This Site Is Available In English

اجرای حکم عقل یک مسیر همیشگی است.

اجرای حکم عقل یک مسیر همیشگی است.

من وقتی برای اولین بار با وادی ششم آشنا شدم، شاید مفهومش را خیلی ساده می‌دیدم. می‌گفتم: «خب، یعنی باید به عقل خودمان گوش کنیم.» اما هرچه بیشتر در کنگره آموزش گرفتم و بیشتر به رفتار و زندگی خودم نگاه کردم، فهمیدم موضوع خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست.

وادی ششم به من می‌گوید: «حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، اجرا نماییم.»

برای منِ همسفر، این وادی خیلی قابل لمس است. چون در طول زندگی بارها شده که چیزی را می‌دانستم درست نیست، ولی باز هم انجامش دادم. یا می‌دانستم باید صبر کنم، اما عجله کردم. می‌دانستم نباید با عصبانیت جواب بدهم، ولی جواب دادم. بعد هم معمولاً نتیجه خوبی نگرفتم.

کم‌کم متوجه شدم که عقل همیشه حضور دارد، اما من خیلی وقت‌ها صدایش را نمی‌شنوم. وقتی احساسات، ترس، خشم، نگرانی یا عجله زیاد می‌شود، انگار عقل من کنار می‌رود و خواسته‌های نفسانی جای آن را می‌گیرند.

در مسیر کنگره یاد گرفتم که عقل مثل یک فرمانده است و برای اینکه بتواند درست فرمان بدهد، باید اطلاعات درست داشته باشد. این اطلاعات هم با آموزش و تجربه به دست می‌آید. من نمی‌توانم بدون آموزش انتظار داشته باشم که در هر شرایطی بهترین تصمیم را بگیرم.

یکی از چیزهایی که این وادی به من یاد داد، این بود که بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد. ممکن است من بدانم صبر کردن خوب است، اما تا زمانی که در یک موقعیت سخت صبر نکنم، این دانستن تبدیل به عمل نشده است.

به نظرم یکی از مهم‌ترین قسمت‌های وادی ششم برای یک همسفر، همین‌جاست. من باید یاد بگیرم در شرایطی که مسافر من حال خوبی ندارد یا رفتار او مطابق انتظار من نیست، سریع تصمیم نگیرم و از روی احساسات عمل نکنم. شاید قبلاً فکر می‌کردم اگر بیشتر تذکر بدهم، بیشتر صحبت کنم یا دائم نگران باشم، می‌توانم شرایط را تغییر بدهم. اما در کنگره فهمیدم هر انسانی مسیر خودش را دارد و من اول باید روی خودم کار کنم.

فرمانروایی عقل یعنی اینکه قبل از هر کاری کمی مکث کنم و ببینم واقعاً چه کاری درست است. نه اینکه هر چیزی را که همان لحظه دلم خواست انجام بدهم.

منِ همسفر در مسیر آموزش فهمیدم که خیلی از مشکلاتم به خاطر این بوده که اختیار خودم را به احساساتم داده‌ام. گاهی یک حرف کوچک باعث می‌شد ساعت‌ها ناراحت باشم. گاهی یک اتفاق ساده باعث می‌شد تمام ذهنم درگیر شود. امروز دارم تمرین می‌کنم که اول فکر کنم و بعد واکنش نشان بدهم.

البته اجرای حکم عقل یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. برای من هنوز هم یک مسیر است. بعضی وقت‌ها موفق می‌شوم و بعضی وقت‌ها دوباره اشتباه می‌کنم. اما تفاوت امروز من با گذشته این است که وقتی اشتباه می‌کنم، می‌توانم آن را ببینم و از آن آموزش بگیرم.

به نظرم عقل هم مثل یک عضله است؛ هرچه بیشتر از آن استفاده کنیم، قوی‌تر می‌شود. وقتی در مسیر آموزش کنگره قرار می‌گیرم، گوش می‌دهم، مطالعه می‌کنم، مشارکت می‌کنم و سعی می‌کنم آموزش‌ها را در زندگی اجرا کنم، کم‌کم عقل من هم جایگاه واقعی خودش را پیدا می‌کند.

امروز وادی ششم برای من فقط یک جمله نیست. یک یادآوری همیشگی است که قبل از هر تصمیمی، فرمانروای درونم را پیدا کنم. یاد بگیرم از روی ترس، خشم و هیجان تصمیم نگیرم و اجازه بدهم عقل راه را نشانم بدهد.

من هنوز در ابتدای این مسیر هستم، اما خوشحالم که به کمک آموزش‌های کنگره ۶۰ فهمیدم قرار نیست دیگران را تغییر بدهم؛ قرار است خودم را آموزش بدهم و تغییر کنم.

شاید بزرگ‌ترین چیزی که از وادی ششم گرفته‌ام همین باشد:
اگر می‌خواهم زندگی‌ام تغییر کند، باید یاد بگیرم فرمانروایی عقل را بپذیرم و کم‌کم فرمان‌های درست آن را در زندگی‌ام اجرا کنم.

این مسیر برای من ادامه دارد و امیدوارم روزبه‌روز بتوانم بیشتر به حکم عقل نزدیک شوم.
منبع: وادی ششم
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر حکیمه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون سوم)
ویرایشگر: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوده نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لامرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .