در این سیدی استاد در حال آموزش دادن به شاگرد است و میگوید: در آینده به شما جهت احیای نیروی از دست رفته کمک خواهد شد. شما دارای دو قدرت بودید که هنوز به درجه کمال نرسیده بود و در اثر نیروی مخرب تحلیل رفته است، قلب راقوی کنید. استاد در اینجا به دو نیروی عقل و جسم اشاره میکند. کوتاهترین فاصله بین دو نقطه خط مستقیم است؛ صراط مستقیم راهی است که انسان را به آرامش و آسایش هدایت میکند و هیچ راه میانبری ندارد.
در مقابل نیروی عقل و جسم، نیروی دیگری به نام نیروی مخرب یا بازدارنده وجود دارد. نیروهای بازدارنده و تخریبی تمثیلی از نیروهای شیطانی هستند؛ هر نیرویی چه در صور پنهان و چه در صور آشکار، وقتی در صراط مستقیم سد راه انسان شود و او را از مسیر منحرف کند، نیروی شیطانی میباشد. بهطور مثال: دوستی که انسان را به مصرف موادمخدر تشویق میکند همان نیروی تخریبی است یا شخصی که به روحیه انسان آسیب میزند حکم نیروی شیطانی را دارد.
نیروهای تخریبی در صور پنهان به انسان القاء و الهام میشوند؛ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا ...حال در مقابل آن، دوستی که انسان را به قرار گرفتن در مسیر درست تشویق میکند نفَسَش، نفَس الهی و ایزدی است. پس باید نیروهای تخریبی را کاملاً بشناسیم که این همان نیروی عقل است؛ عقل مثلثی است که یک ضلع آن عقل بیدار و آگاه است و تکلیف آن مشخص میباشد. ضلع دیگرش عقلی است که خواب رفته و ضلع سوم عقلی که تعطیل است و اصلاً وجود ندارد که ما به آن کاری نداریم.
بحث ما در اینجا بر روی عقلی است که خواب رفته؛ شخص قوای جسمانی خوبی دارد و آگاه است؛ ولی با مصرف موادمخدر سبب میشود که عقل کمکم خواب رفته و از مسیر منحرف شود. انجام ضدارزشها یا همان گناه سبب میشود که عقل به خواب رود و همچنین زندگی روزمره ما را از بین میبرد و ما را وارد جهنم میکند؛ جهنم تمثیلی است که هم در این دنیا و هم در دنیای دیگر وجود دارد.
در سفر اول عقل خواب است و با شرکت در کلاسها و نوشتن سیدیها ذرهذره بیدار میشود. عقل یک میزان و ترازویی است که هر چیزی را میسنجد و حکم آن را صادر میکند و راهنمای درون انسان است. عقل فرّ ایزدی دارد، بهطوری که هر انسانی که در مسیر ارزشها حرکت کند و آگاهتر و داناتر باشد از نیروی عقل بیشتری برخوردار است.
عقل کل بهسان خورشیدی است و انسانها مانند خانههای روزنهداری هستند، هرچه این روزنهها بیشتر باشند نور بیشتری دریافت میکنند. در ادامه استاد تفاوت عمل نیک و عمل سالم را بیان کردند؛ پندار، گفتار و کردار ناسالم هر کدام یک پله هستند که در کنار هم قرار دارند ولی با هم نیستند؛ یعنی همه چیز از پندار و اندیشه ناسالم بهوجود میآید که به زبان آورده میشود و در ادامه گفتار ناسالم پدید میآید و سپس به مرحله انجام میرسد که کردار ناسالم به وجود میآید و باعث خواب رفتن عقل میشود.
عقلی بیدار است که به کارهای ارزشی بپردازد. پندار، گفتار و کردار نیک باعث بیداری عقل میشود. عملی نیک است که نتیجه آن خیر باشد و بتواند ما را از گناه دور کند. هر عملی که انجام میدهیم نتیجه آن بر روی خودمان است. در ادامه فرمودند: جسم با اینکه فانی است و از بین میرود ولی در مراتب بالایی قرار دارد و باید در حفظ و مراقبت از آن کوشا باشیم. جسم را باید به بهترین صورت حفظ کرد؛ چون وسیله و مرکب ما است و باید در سلامتی آن کوشا باشیم. پرداختن به ضدارزشها باعث بیماریهای جسم میشود.
انسان باید با پرداختن به ارزشها، ورزش کردن و تغذیه مناسب به سلامت جسم کمک کند. فکر کردن تنها راهحل نیست؛ فکر با مسائل دیگر کامل میشود تا به تکامل عالی برسد. دنیای زمین با جهان دیگر خیلی فرق دارد. دنیای زمین حرکت ندارد، ولی دنیای دیگر خیلی اتفاقات با فکر، عقل و شاید هم بالاتر تا دوردستها میروند و این دو پارامتر مسئله بسیار مهمی هستند.
منبع: سیدی بیداری عقل
نویسنده و رابط خبری: راهنمایتازهواردین همسفر مریم
ویرایش و ارسال: راهنما همسفرفاطمه
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
68