جلسه یکم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه(وادی ششم و تاثیر آن بر روی من) با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محسن روز سهشنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
از راهنمای محترم علی آقا، ایجنت محترم آقا منوچهر، مرزبان و همچنین از نگهبان و دبیر محترمشان تشکر میکنم که اجازه دادند در اين جايگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه وادی ششم حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم و تاثیری که روی من دارد.
همانطور که در کتابهای کنگره۶۰ هم آمده عقل ما با آن حسی که داریم شروع به کار میکند؛ این حس میتواند فرمان درست یا فرمان غلط بدهد، ما آن فرمان را اجرا میکنیم.
قبل از اینکه ما با کنگره و آموزشهایش آشنا شویم همیشه توی مسیر غلط بودیم، در مسیر ضد ارزشها بودیم، از جمله دروغ گفتن، غیبت کردن، همه اینها میشود مسیر ضد ارزشها و همیشه تصمیم اشتباه میگرفتیم و به درستی و به بهترین شکل اجرا میکردیم. مثلاً یک مصرف کننده شیشه بهترین مواد شیشه را مصرف میکرد؛ چون عقل دستور میداد بهترین جنس را تهیه و مصرف کن.
بعد از اینکه با کنگره آشنا شدیم به ما گفتند اگر میخواهی حال خوبی داشته باشید باید سرت را با سر راهنمایت عوض کنید، دارویت را به موقع مصرف کن، استخر و پارک را باید بروی و سیدی نوشتن، به حرفهای راهنما گوش دادن، همه اینها دست در دست هم دادند تا ما به فرماندهی عقل برسیم.
این فرماندهی جسم را قبل از اینکه ما به کنگره بیاییم، مواد از ما گرفته بود، هر چیزی مواد دستور میداد، ما تابع دستور مواد بودیم.
در کنگره حاضر شدیم و راهنماهای محترم به ما آموزش دادند و انجامش دادیم و به حال خوش رسیدیم.
دقیقا دستور جلسه هفته پيش که عدالت انجام شد.
هر کسی آمد بهترین مسیر را رفت و بهترین حرکت را انجام داد، عدالت در مورد آن اجرا شد و به حال خوش رسید، راهنما شد،ایجنت شد، مرزبان شد و يا خودش خدمتکار شد و به حال خوش رسید و دیگران را هم به حال خوش رساند.
پس همه آنها بر میگردد به آن حس اولیّه ما که بتوانیم ما حس خوبی بگیریم یا حس بدی داشته باشیم؛ چون دو تا نیرو در درون ما وجود دارد، درون ذهن ما فعال هستند، در کتاب ادموند و هلیا هم بهش اشاره شده است؛ نیروی روح و نیروی جن؛ وقتی که بخواهیم به حرفهای جن گوش کنیم، بر میگردیم به آن ضد ارزشها و نمیتوانیم در قالب یک فرمانده تصمیم درست بگیریم ولی وقتی به صدای روحمان گوش بدهیم و تصمیم درست را بگیریم و به آن حال خوش برسیم، در کنگره بمانیم و حال دیگران را هم خوش کنیم تا برکتش هم در زندگیمان جاری باشد و بتوانیم آن گرهها را که قبلا با مواد و ضد ارزشها برای خودم ایجاد کرده بودیم، بتوانیم آن گرهها را باز کنیم و بتوانیم به زندگی برگردیم.
در کنگره کسانی که مصرف کننده هستند نباید گفته شود معتاد، بایستی بگوییم بیمار و این برچسب معتاد از پیشانی ما کنده شد و در کنگره به جای معتاد، مسافر گفته میشود.
و ما توانستیم بیاییم اینجا و با سفر درست انجام دادن به حال خوش برسیم و این بر چسب از پیشانی ما کنده شود که بتوانیم در جامعه به آن جایگاهی که هستیم برسیم؛ چون این برچسب معتاد از خیلی چیزها ما را محروم کرده بود.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما عزیزان سپاسگزارم



تایپیست: مسافر محسن لژیون۸
عکاس، ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
136