جلسه پنجم از دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر به استادی اسیستانت مالی همسفر صبا، نگهبانی همسفر ناهید و دبیری همسفر پریناز با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم.) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوندا دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصندههای آسمانیست و روح ناآرام من خواستار رهاییست نه از خلاصی بلکه دیدار معشوق است. خداوندا، تنها تو را میستاییم و تنها تو را ستایش میکنیم. برای انجام این عمل عظیم، شکر، شکر، شکر. واقعاً خداوند را سپاسگزارم که در تقدیر من و شما قرار داد که امروز در کنگره۶۰ کنار هم جمع شویم و بدانید این جز رحمت خداوند چیز دیگری نیست؛ این توفیقی است که برای تکتک ما و همه عزیزانی که امروز در کنگره۶۰ هستند، از طرف خداوند عنایت شده تا بتوانیم به وسیله این بستر به درجه بالاتری از انسان بودن برسیم و حال بهتری را تجربه کنیم. خدا را شکر میکنم که دوباره در شعبه حر قرار گرفتم؛ واقعاً خیلی خوشحال هستم.
امیدوارم که این حضور من و حضور شما امروز در وادی ششم منشأ خیر باشد و اذن عقلانی شدن ما نسبت به گذشته، توسط خداوند و به واسطه آموزشهایی که در این جلسه میآموزیم و خواستههایی که داریم صادر شود و از امروز تا سال بعد که مهمان وادی ششم هستیم، عاقلانهتر رفتار کنیم. اولین موردی که خیلی توجه مرا در این شعبه جلب کرد، نظم خیلی خوب آن بود؛ چون به شعبههای زیادی دعوت میشوم. من از تکتک عزیزان و خدمتگزارانی که برای حفظ این ساختار و به وجود آوردن این نظم زیبا تلاش میکنند ممنون هستم. امیدوارم شما حافظ این ساختار باشید و به کمک این نظم بتوانید انسانهای بهتری باشید. نظم خیلی به رشد انسان کمک میکند، همه چیز خیلی خوب بود.
از هر چیزی که نگاه کردم، یک توالی خیلی خوب، یک تفکر خوب و یک نظم خوب دیدم. شعبه خیلی خوبی است و همینطور فضای بزرگی دارید. امیدوارم به اندازهای که این فضا بزرگ است، روزی شما هم از آموزشهای کنگره۶۰ و حال خوب، خیلی زیاد باشد. امروز مهمان وادی ششم هستیم و خداوند را سپاس میگویم. این اولین بار در کل سابقه خدمتم است که برای وادی ششم دیروز و امروز استاد شدم. نمیدانم شاید من نیاز دارم که برای خودم این وادی تکرار شود. به هر حال خداوند را سپاسگزارم که این جایگاه خدمتی روزی من شد. امیدوارم همه ما دست پر از این جلسه بیرون برویم.
وادیها یک توالی خیلی خوبی دارند؛ یعنی اینطور نیست که شما به صورت تصادفی وادی اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم و ... را داشته باشید این وادیها متناسب با ساختار وجودی انسان و نیازهایی که انسان برای حرکت در مسیر رشد دارد تعیین شدهاند. دقیقاً چهار وادی اول ساختار ذهنی ما را درست میکنند. اینکه نوع نگاه ما نسبت به مسائل باید تغییر کند به راحتی اتفاق نمیافتد. گاهی ما سالها نگاهمان به یک مسئله غلط است و وقتی میخواهیم ساختاری را عوض کنیم، مدتهای خیلی زیادی نیاز داریم تا ذهنمان به وسیله آن آگاهیهای خوب و دانشهایی که وارد ذهنمان میشود، این ساختارها را تغییر بدهد؛ پس به خاطر همین است که قبل از اینکه وارد عمل شویم، چهار وادی وجود دارد تا ما روی افکارمان کار کنیم.
خیلی مهم است؛ هر حرکتی که میخواهیم انجام دهیم؛ باید تمام مراحل آن حرکت را اول در ذهن خود انجام دهیم و بعد به آن افکارمان عمل کنیم؛ بعد از آن شروع به حرکت کردن میکنیم؛ ولی هر حرکتی خوب نیست؛ وادی ششم به ما میگوید: حرکتی خوب است که عاقلانه باشد. شاید یک سوال برای ما پیش بیاید که حرکت عاقلانه یعنی چه؟ یعنی یک کلمه کلیشهای که عقل است. من خیلی ساده به شما میگویم؛ شاید افرادی برای اولین بار است که در کنگره۶۰ حضور دارند. عاقلانه رفتار کردن این است که ببینیم چه قدر از حرفهایی که ما در طول روز به زبان میآوریم و کارهایی که انجام میدهیم، بر مبنای دوست داشتن، خواست، طرز فکر یا سلیقه ماست؟
اینها عاقلانه نیست؛ عاقلانه این است که هر کاری که انجام میدهیم به این فکر کنیم که آیا خواسته من است یا خواسته عقلی که فر الهی دارد؟ به طور مثال: همین لباس پوشیدن، آیا لباس پوشیدن سلیقه من است؟ یا اینکه متناسب با قوانینی است که برای لباس پوشیدن تعریف شده است؟ مدل صحبت کردن، آیا مدل صحبت کردن من است یا متناسب با قوانینی است که برای هر جایگاهی تعریف شده است؟ حتی آب خوردن سادهترین کاری است که انجام میدهیم؛ آیا آنطور که دوست داریم آب میخوریم یا آنطور که درست است آب میخوریم؟ هر آبی را نمیشود خورد همه اینها قانون دارد. چه مقدار باید آب خورد؟ هر کس باید به اندازه نیازش و نشسته آب بخورد و ... برای همین کاری که ما هر روز انجام میدهیم، چه قدر قوانین وجود دارد و چه قدر ما میتوانیم عاقلانه رفتار کنیم؟ با خودم گفتم برای کوچکترین کارهایی هم که انجام میدهیم، شب که میخوابیم ببینیم چه قدر از کارهایی را که در طول روز انجام دادیم، متناسب با قوانین الهی بود یا چه قدر از آن با قوانین خودمان بود؟ قوانینی که نفس من طراحی کرده بود، ساختار ذهنی من بود یا قوانین الهی بود کسانی که به کنگره میآیید یا همسفران عزیزی که جلسات اولشان است یا سفر اولی هستند، آیا حضورشان در کنگره متناسب با قوانینی است که کنگره۶۰ تایید کرده است؟
حضور به موقع، پوشش سفید، مشارکت کردن، انجام تکالیف و قرار گرفتن در چرخه خدمت. گاهی همه این کارها را انجام میدهید؛ اما در عمل متناسب با آن چیزی که دوست داشتید عمل میکنید و از همانجا از چرخه عقل خارج میشوید. یک چیزی که در مورد وادی ششم تأکید میشود، بهکارگیری قوه عقل است. یک مورد دیگری هم وجود دارد به نام تکامل عقل. بهکارگیری قوه عقل همین چیزی است که میگویم. فکر کنیم به کارهایمان، به دوست داشتنهایمان، به علایقمان، آیا متناسب با خواسته من است یا متناسب با قوانین الهی است؟ حتی در صحبت کردن با مسافران، آیا آنطور که درست است صحبت میکنید یا آنطور که دوست دارید؟ در غذا خوردن، آن چیزی که سالم است را میخورید؟ یا آن چیزی که درست است؟ همه اینها در ما یک نقطه تفکری به وجود میآورد که از کجا و چه قدر میتوانیم از عقل بهره ببریم. وقتی سیدی مینویسم، آیا همانطوری که درست است مینویسم یا آنطور که دوست دارم؟ این کار همینطور ادامه پیدا میکند. من از مثالهای کنگرهای هم به کار بردم. این بهکارگیری قوه عقل است.
امیدوارم از همین امروز همه ما به این فکر کنیم که هر جایی که حقمان خورده شده بود و حالمان بد بود، در آن کار تابع عقلمان نبودهایم؛ بلکه تابع نفسمان بودهایم. حالا در هر قسمتی که بههمریختگی دارید یا احساس رنج میکنید، در همان قسمت باید ببینید آن فعلی که انجام دادید، بر مبنای کدام حس آلوده شما بوده است. اولین قوه بهکارگیری عقل، حس است. اگر حسهای ما سالم نباشند باعث میشود رفتارهایمان، رفتارهای عاقلانهای نباشد. در وادی پنجم یکسری پلههایی را به ما معرفی میکنند، برای اینکه حسهایمان حسهای خوبی باشد.
اولین پله دوری از ضد ارزشهاست. هر چه قدر شما تلاش کنید و هر روز کمی از کارهای ضدارزش را کم کنید و تا حدی آدم بهتری باشید، به همان اندازه ظرفیت وجودتان برای دریافت پیام الهی بیشتر میشود، نه صرفاً دریافت پیامهای الهی، بلکه عمل به پیامهای الهی؛ به طور مثال: من میخواهم بگویم که در مقوله عقل یک چرخه تکامل داریم. در مقوله عقل به این شکل است که شما اول با توجه به حسهای خوب و انرژی خوبی که دارید حسهایتان پالایش میشود؛ مثل همسفری که به کنگره میآید و حالش خیلی خوب است. آمدن او به کنگره یک چرخشی ایجاد کرده است که بر مبنای عقلش حرکت کرده؛ در غیر این صورت نمیتوانست بیاید، جدا میشد یا مسیر دیگری را انتخاب میکرد؛ ولی احساس کرد که یک طور دیگر میتواند با مشکلش روبهرو شود و کنگره و حسش خوب میشود.
آیا همیشه حسش خوب میشود؟ خیر اگر عاقلانه رفتار کند، حالش خوب میشود؛ ولی یک مسئله در چرخه تکامل این است که بلافاصله یک مسئله جدید دیگری برایش به وجود میآید. اگر به اندازه مسئله جدیدش حسهایش را پالایش نکرده باشد، ظرفیتش را آماده نکرده باشد و اگر دانش کافی نداشته باشد، یک کاری را انجام میدهد که بر مبنای عقل نیست و بار دیگر حالش بد میشود. اینجا باید دوباره یک دانایی کسب کند تا بتواند به وسیله آن دانایی که کسب کرده است، ظرفیتش را بالا ببرد و این چرخه ادامه دارد. در این مراتب هرچه بالاتر میرویم، کار سختتر میشود. برای من که اسیستانت هستم کار بسیار سختتر میشود.
من هم چرخههایی را طی میکنم که نیاز به دانش بیشتری دارم تا بتوانم عاقلانهتر رفتار کنم. برای همین این تکامل در همه چرخهها ادامه دارد و هیچوقت تمام نمیشود و ما تا آنجاییکه میتوانیم نیاز داریم آموزش ببینیم. تنها چیزی که باعث میشود ما عاقلانه رفتار کنیم این است که بفهمیم و درک کنیم. دروازه به روز درک کردن، برای همه ما سیدیهای کنگره۶۰ است. برای همین هر هفته سیدی مینویسیم؛ زیرا متناسب با همه رفتارهای ما و اتفاقاتی که برایمان میافتد، نیاز داریم عاقلانهتر فکر کنیم و چون تکرار میشود، قوه عقل ما فعالتر میشود. امیدوارم از همین امروز برایمان درب جدیدی در زندگی باز شود و در جاهایی که دچار تردید هستیم، ببینیم آیا خواستههایی که داریم با خواستههای ذرات وجودی نفس اماره، دنبالش هستیم؟ یا به این فکر میکنیم که پروردگارمان چه میخواهد؟ در این مسئله هر اندازه که خداوند، این قدرت را به من بدهد که به سمت خواستههای الهی توجه کنم، از چرخه رنجها خارج خواهم شد و به آرامش خواهم رسید. امیدوارم همه ما در هر جایگاهی که هستیم از خداوند بخواهیم که اگر امروز دانشی به واسطه صحبتها یا مشارکتها روزیمان میشود به ما کمک کند از این چرخه، عقلانیتر رفتار کنیم و وارد یک پله بالاتر شویم.
من در محل کارم درگیر مسئلهای بودم که باید تصمیم میگرفتیم و آنجا واقعاً فکر کردیم که صلاح چیست؟ به نفع کل است یا نه؟ وقتی درست تصمیم میگیرم، واقعاً چه آرامشی در من به وجود میآید. شما هم همین هستید. وقتی درست عمل کنید، آن آرامش به سمتتان میآید؛ ولی وقتی میخواهید خوب عمل کنید کمی بههم میریزید. خیلی جا داریم تا به آن نقطه برسیم که کارهایمان را بهدرستی انجام دهیم تا به خداوند وصل شویم. امیدوارم خود خداوند به ما کمک کند که امروز یک مقدار نسبت به گذشته سالمتر زندگی کنیم و در اجرای فرامین الهی فعالتر باشیم و به همین واسطه خداوند را جزء نیروهای صالح قرار دهد و انجام آموزش را به ما بسپارد.
در ادامه تجلیل راهنما همسفر زهرا توسط ایجنت همسفر ظریفه

دریافت نشان پیمان همسفر مریم توسط راهنما همسفر تهمینه
.jpg)
دریافت نشان پیمان همسفر مریم توسط راهنما همسفر زهرا


مرزبانان کشیک: همسفر مارال و مسافر بهروز
تاپیست: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پانزدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر مارال
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
246