یازدهمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار نمایندگی محمدیپور قم با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی پهلوان محترم مجید و دبیری همسفر علی اکبر و خزانهداری راهنمای محترم مسافر مجید با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم» در تاریخ ۲۷ مرداد ماه۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر، خدا را شاکرم از اینکه اجازه داد روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم، از اعضای لژیون سردار تشکر میکنم، ایجنت محترم و گروه مرزبانی؛ اگر ما اینجا بر روی این صندلیها نشستهایم بخاطر خدمت خیلیهاست، تا ما به درمان و آموزش برسیم.
من مهدی، وقتی وارد کنگره شدم با تخریبهای زیادی مواجه بودم. در آن زمان با «مثلث دانایی» آشنا شدم که از سه ضلعِ تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده بود و باید روی هر سه ضلع کار میکردم؛ کاری که آسان نبود، چون تخریب بالایی داشتم و حال مساعدی نداشتم؛ تا آنجا که وقتی سفرم به هشت ماه رسید، هیچکس باور نمیکرد من در حال سفر هستم.
از خدا و آقای مهندس سپاسگزارم که اجازه دادند چهارده سال پیش روی همین صندلی بنشینم، به کنگره بیایم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. کودکی که وارد مدرسه میشود، دوازده سال طول میکشد تا دیپلم بگیرد و بعد وارد دانشگاه شود؛ به همین حساب، من اکنون سال دوم است که بهصورت رایگان وارد این دانشگاه شدهام.
ابتدا اضلاع مثلث را روی خودم کار کردم تا نامتقارن نشوند و کوشیدم این مثلث را ارتقا دهم تا به قوهی تشخیص برسم و بتوانم فرماندهی خودم را بهعهده بگیرم. اگر سرباز خوبی در این دوازده کلاس بودهام، در دانشگاه هم میتوانم موفق عمل کنم.
اگر بخواهم به «پندار سالم» برسم، باید دانشم بالا برود و خودم را تزکیه و پالایش کنم. وقتی به کنگره آمدم، چیزی نمیدانستم و تنها نه کلاس سواد داشتم؛ وقتی این مراحل را پلهپله گذراندم، به دانایی موردنظرم رسیدم و تشخیص دادم که آیا میتوانم فرماندهی عقل را بهعهده بگیرم و آیا نفسم آموزشپذیر بوده است؛ آیا از نفسِ اَمّاره به سوی نفسِ سرزنشکننده حرکت کرده است، نفس باید آموزش ببیند.
بسیاری از بچههای کنگره ۶۰ جلودارند؛ آنهایی که اضافهوزنشان را کنترل کردهاند، آنهایی که کمکراهنما شدهاند و آنهایی که خدمت میکنند. آنها جلوتر از نوشتارها هستند و به آنچه مدنظر کنگره است رسیدهاند.
باید کاسهام خالی شود تا بتوانم آن را پر کنم. وقتی نفسم آموزشپذیر شد، آنگاه میتوانم به آنچه در کلامالله آمده است عمل کنم و یکپنجم درآمدم را انفاق کنم؛ من نیاز دارم که آن مقدار را ببخشم. اگر لیوانم را خالی نکنم، پر نمیشود؛ همانطور که از بخشی از دارو و میزان مصرفم گذشتم و بخشیدم، اینجا هم باید یاد بگیرم.
به قول بهروز وثوقی: «یاد دادی که یاد بگیرم، خان دایی!» اکنون آقای مهندس، خانداییِ من است و به من یاد میدهد؛ اگر نخواهم یاد بگیرم، باید به همان بیغولههایی که بودم برگردم. باید امروزم با فردایم متفاوت باشد؛ هر روز که میآیم، چیز جدیدی یاد بگیرم و بهکار ببرم، زیرا علمی که به آن عمل نشود، علم نیست. پس باید حرکت کنم و بخشی از داراییام را ببخشم.
کنگره ۶۰ به من آموخته است که هر قدر در توانم است، بهتدریج از داراییام بدهم. بعضیها توانش را دارند و اجازهاش را هم دارند؛ حتی پانصد میلیون هم کارت میکشند، اما من شاید همان دو سه تومان را هم در توان نداشته باشم؛ همان قدر که میتوانم میدهم. باید از کم شروع کنم؛ موفقیتهایم همه از کم بوده است و هرچه را از کم شروع کردهام، بعداً به پلههای بالاتر رسیدهام. اینجا هم سکوی پرتابِ من است؛ من نیاز دارم که ببخشم و عضو لژیون سردار باشم.
آموزشهای لژیون سردار متفاوت است و با حسی دیگر انجام میشود. من از ابتدا در لژیون مالی بودم و سپس در لژیون سردار حضور یافتم؛ خدا را شاکرم که تا آنجا که اجازه دادند آمدم و در این لژیون شرکت کردم و سعی کردهام آموزشپذیر باشم و مثل یک سرباز و رهجو روی این صندلی بنشینم و به هر فرمانی «چشم» بگویم.
از این بابت شاکرم؛ هرچه دارم از کنگره دارم و همیشه گفتهام خاک کنگره را سرمهی چشمم میکنم. هیچجا نه آموزشهای کنگره وجود دارد و نه حسوحال آن؛ هر جا بچههای کنگره جمع شوند، حالوهوای دیگری دارد. همین گردهای که اکنون نشستهاید، همان گردهی عشق است؛ قدرش را بدانید. خدا شاهد است چه افراد میلیاردری هستند که اجازهی حتی یک تومان کارت کشیدن ندارند، اما بچههای کنگره میآیند و پانصد میلیون میبخشند.
اگر قم امروز سه شعبه دارد، از صدقهی سرِ لژیون سردار است؛ قدرش را بدانید. هر کسی اجازه ندارد به این راحتی بیاید و اینجا بنشیند؛ بخشی از درمان من روی همین صندلیِ لژیون سردار صورت گرفت.
وقتی مواد مخدر را قطع کردم، به نقطهی صفر رسیدم و تازه شروع کردم به پرداختن به خودم. چگونه میتوانم به خودم برسم؟ با گذشتن از خودم، وقتم، پولم و کسبوکارم. اگر بتوانم روی نفسم کار کنم و تصفیه و پالایش انجام دهم، میتوانم ببخشم و به اهدافم برسم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید متشکرم.
گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
86