جلسه دوم از دوره بیست و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی زاگرس، با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر علیحسین ، با دستور جلسه: وادی ششم و تأثیر آن روی من روز سهشنبه 27 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که یکبار دیگر اجازه داد در کنگره حضور داشته باشم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. در مورد وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم. تمام انسانها برای اینکه در مسیر زندگی، در مسیر تکامل و مسیر حرکت برای رسیدن به هدفشان بتوانند از آن زندگی که دارند بهره ببرند، احتیاج به آموزش و یادگیری دارند؛ و باید همیشه به دنبال آموزش و یادگیری و بالا رفتن دانایی باشند. آقای مهندس، ابتدای سیدیها میفرمایند: «بزرگترین دشمن ما جهل و نادانی ما است». شاید به خاطر همان جهل و نادانی بود که فریب مسیرهای اشتباه را خوردیم و چندین سال از زندگی و عمرمان را در مسیر اشتباه گذراندیم و یک روز متوجه شدیم که این مسیر، مسیری نبود که من را به آرامش برساند و حالم خوب شود. در آنجا هرکدام از ما با خود گفتیم باید راهی پیدا کنم تا از این مسیر خارج شوم. شاید روز اول اگر آن دانایی را داشتیم و اطلاعاتمان بالا بود، راه بهتر و درستتری را میتوانستیم انتخاب کنیم. در جایی که میخواستیم انتخاب کنیم، دانایی ما خیلی نقش داشت، دانایی در تصمیمهایی که میگیریم و راههایی که انتخاب میکنیم، خیلی تأثیرگذار است.

خیلی مهم است که بتوانیم در دوراهیها تصمیم خوبی بگیریم، در این دوراهیها چیزی که تأثیرگذار است؛ عقل و آگاهی و دانایی ماست. دستور جلسات هفتگی؛ قوانین زندگی کردن هستند و فقط مختص کنگره نیستند. اینگونه نیست که من در جلسه حضور داشته باشم، در مورد آن صحبت کنم، به صحبتها گوش بدهم و بیرون که رفتم همهچیز از یادم برود. وادی اول که فکر کردن است؛ وادی دوم، در مورد ناامید نبودن است؛ تا وادی سوم که مسئولیت خودم را قبول کردن است؛ وادی چهارم، مسئولیت به خداوند ندادن است و وادی پنجم میگوید؛ اینها در حد حرف هیچ ارزشی ندارند، باید شروع به حرکت کنی تا به اهدافت برسی.
وادی ششم میگوید، وقتی میخواهی حرکت کنی در حرکت کردن به دوراهی برخورد میکنی، انسان، تنها موجودی است که خداوند به او حق انتخاب داده است. وقتی میخواهیم حرکت کنیم باید چند راه باشد تا بتوانیم مسیری که میخواهیم برویم را، انتخاب کنیم و در این راه به یک راهنما احتیاج داریم که به ما بگوید یک راه، راه سعادت و آسایش و آرامش است و یک راه، راه خوبی نیست. این راهنما، راهنمای درون انسان میشود و پیامبرهای بیرونی هم وجود دارند که یکسری قوانین را به انسانها ابلاغ کردند، اما پیامبر درون در آن تصمیم گیریها نقش زیادی دارد.
وقتی در دوراهی تصمیمگیری قرار میگیریم فرماندهای که در شهر وجودی من است، باید توانایی خیلی بالایی داشته باشد تا بتواند راه درست را برای من مشخص کند. در وادی ششم میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایید»؛ یعنی یکسری اطلاعات بهواسطه حسهایمان به عقل دادیم و عقل، برمبنای آنها تصمیم گرفته و حکم صادر کرده است. گاهی عقلمان حکمی صادر میکند و ما آن را اجرا میکنیم، اما نیمهکاره رهایش میکنیم؛ این فایدهای ندارد، مثلاً شخصی وارد کنگره میشود؛ بهموقع میآید، سیدی مینویسد، طبق برنامه پیش میرود و شخصی دیگر روی برنامه نیست و نظم ندارد. وقتی فرمان کامل اجرا نشود، به نتیجه نخواهیم رسید. وقتی فرمان صادر میشود باید کامل اجرا بشود. در وادی گفته میشود، برای اینکه بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم، باید کارها را درست انجام دهیم و از کارهای کوچک شروع کنیم. با بالا بردن دانایی و با استفاده از آموزشها، عقل و سربازهای عقل و دانایی ما زمانی قویتر میشود که ما یاد بگیریم تشنه یادگرفتن باشیم. هرچقدر دانایی بیشتر کار کند، عقل راحتتر تصمیماتش را میگیرد. نوشتن سیدی برای این است که من دانایی و آگاهیام بالا برود که بتوانم تصمیم درست بگیرم.
تایپ گزارش: مسافر عباس لژیون 6
عکس: مسافر اصغر لژیون 5
بارگزاری: مسافر محمد لژیون 8
گروه سایت مسافران کنگره 60 نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
498