چهارمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی تربت حیدریه در روزهای سه شنبه با استادی مسافر راهنما محترم محسن و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه " وادی ششم و تاثیر آن روی من " در تاریخ27 مرداد ماه 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم مسافر.
از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی تشکر می کنم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

اول از همه باید بدانم که عقل چه چیزی است که من به عنوان یک فرمانده آن را قبول کنم. درنوشتارهای کنگره 60 عقل یکی از اساسی ترین مولفه های صور پنهان است.
در کنگره 60 انسان به 2 بخش تقسیم می شود، صور آشکار و صور پنهان. صور آشکار همان اندام ظاهری ماست مثل دست، پا و.... که قابل رویت است و یک سری اجزا هستند که در درون انسان و پنهان هستند مثل عقل، نفس، حس و... که مهمترین آنها همان عقل است که جایگاه مشخصی ندارد و با مرگ هم از بین نمی رود و فرمانده شهر وجودی ما است.
خواسته های انسان به 2 بخش تقسیم می شود، خواسته های معقول و غیر معقول، گاهی اوقات نفس انسان خواستار خواسته های غیر معقول است. اگر قرار باشد خواسته های غیر معقول به فرمانروای بزرگ عقل، ارجاع شود قطعا از طرف فرمانروا پاسخی دریافت نمی کند.
اما اگر انسان ذره ذره وارد تاریکی شود کار به جایی می رسد که کشتن انسان ها برایمان مثل آب خوردن می شود و عقل هم حکم آن را صادر و من هم اجرا می کنم و به دلیل نداشتن آگاهی دست به هر کاری می زنیم.

در کنگره 60 دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته ها در هر رنگ و لباسی.هر زمان که من اصل خواسته طرف مقابل خود را با هر رنگ و لباس تشخیص دهم به دانایی رسیده ام.ممکن است من در رشته یا کسب و کار خودم به دانایی رسیده باشم و چون به آن دانایی رسیده ام قطعا عقل اجازه اشتباه کردن در آن کار را به من نمی دهد ولی آیا در درس زندگی دانایی ما این گونه است.
زمانی که نفس چیزی را می خواهد مجبور است عقل را فریب دهد که به خواسته خود برسد. آیا من باید حکم عقل را اجرا کنم؟ بله باید اجرا کنم ولی من چه زمانی باید آن حکم را اجرا نکنم، زمانی که به دانایی رسیده باشم. چون وقتی من دانایی رسیده باشم خواسته غیر معقول اصلا به عقل ارجاع داده نمی شود.
گاهی ممکن است عقل فریب بخورد، به گفته جناب مهندس هیچ کار ضد ارزشی انجام نمی گیرد مگر لباس تقوا به تن داشته باشد. روز اولی که مواد به دست ما داده شد اگر از بعد آن خبر داشتیم و عقل ما فریب نمی خورد قطعا اجازه این حکم برای ما صادر نمی شود چون عقل به دانایی کامل رسیده است.
عقل دارای فر ایزدی است و با مرگ هم از بین نمی رود. مغز مترجم عقل است و یک اپراتور برای عقل است. در انسان این میزان عقل نسبت به حیوانات بیشتر است ولی من باید آنقدر کسب اطلاعات و دانایی داشته باشم که عقل من دچار آشفتگی نشود و فریب نفس را نخورد.
از اینکه با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.
تایپ و ویراستاری: مسافر هادی
مرزبان کشیک: مسافر جواد
عکس و ارسال خبر: مسافر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
52