در ابتدای سیدی عقل آقای مهندس در مورد داستانی صحبت میکنند که قله قاف کجاست و منظور از قاف چه هست؟ قاف یعنی رسیدن به مقام رفیع انسانی این در قصه منظور عطار بزرگ است. داستان آن این است که تصمیم میگیرند به کوه قاف بروند و در آن جا سیمرغ را ببینند. چندین مرغ حرکت میکنند. در راه یکییکی مرغها از این سفر باز میمانند. مجموعه آنها هزاران مرغ بود؛ ولی سی تا از آن مرغها به قله قاف میرسند، میبینند خبری از سیمرغ نیست خودشان را میشمارند میبینند سی مرغ هستند، نکته جالب این جا است که میگوید کسانی که میخواهند به آن مقامات معنوی بالایی برسند؛ باید سیر و سلوک کنند و در این راه سختیهای بسیاری نهفته است تا به آن قضیه برسند؛ ولی واقعاً برای ما مفهوم این است که ما به کجا میخواهیم برسیم؟
قله قاف و مقام بالای انسانیت کجاست؟ در کنگره به این نقطه میگوییم فرمان عقل یعنی انسان باید به فرمان عقل برسد. در کنگره به این نتیجه رسیدیم که عقل به تنهایی نیست. عقل، عشق و ایمان که این سه مکمل هم هستند در یک تقسیم بندی عقل را به عقل کل، عقل جزء، عقل فعال تقسیم بندی میکنند. گاهی ایرادی ندارد ما روی یک سری قضیه تفکری کنیم که آیا این گونه عقل قابل تقسیم بندی است یا خیر، مثل روح که گذاشتند روح شیطانی، روح خبیثه و روح طیبه آیا عقل هم قابل تقسیم بندی است، به اعتقاد من قابل تقسیم بندی نیست.
یک عقل کلی است که مکانیزم آن هم درست نمیدانیم چه هست و ذرات آن چه هست؛ ولی چنین سیستمی وجود دارد. ما انسانها هستیم که طبقه بندی میشویم و از عقل میتوانیم استفاده کنیم، مثل خورشید نور میدهد و ما انسانها هر کدام در خانههایمان روزنهای داریم که بعضی روزنهها تنگ هستند نور کمتر میآید، بعضی روزنهها بزرگتر نور بیشتری میآید. مسئله این است که ما چگونه به فرمان عقل میرسیم؟ هر انسان در وجودش دو نیرو وجود دارد، یکی خیر یکی شر یا جن و روح که همزاد هم هستند. یکی دائماً مسائل منفی را القاء میکند، یکی مسائل الهی را القاء میکند و این دائماً در حال حرکت است. انسان مرتب با خودش در حال دیالوگ است که این را انتخاب کند یا آن یکی را مثل مشاور این وسط ما هستیم که با میزان عقل خودمان یکی را انتخاب و عمل کنیم.
فرمان عقل با تمرین روی هر فرد شروع میشود. بعضی انسانها کوچکترین تسلطی روی فرمان عقل ندارند، میگوید شب دندانهایم را مسواک میزنم؛ ولی شب این کار را نمیکند و نمونههای بسیار دیگر که چنین افراد را میگوییم از فرمان عقل برخوردار نیستند؛ پس انجام و عمل کردن تصمیم مهم است که آن را اجرا کنیم. وقتی که فرامین عقل را اجرا کنیم آن موقع یک شخص پیروز و موفقی هستیم. فرمان عقل همان مسئله کنفیکون است، یعنی قانون شو شود هر کاری را بخواهی انجام میدهی؛ پس هر کدام از ما باید بدانیم چه قدر از فرمان عقل پیروی میکنیم و چقدر مسائل نفسانی مثل منیت، غیبت و... مسائل منفی دیگر باعث جلوگیری از فرامین عقل میشود.
ما موقعی صدای عقل را میشنویم که حالت آرامشی بر ما برقرار شده باشد. انسان با هیچ مدیتیشنی با هیچ ترفندی نمیتواند به آرامش برسد، مگر با تزکیه باشد. زمینی که پر از آشغال باشد قابل کاشت نیست و انسان هم همین گونه است، تنها راه پالایش رسیدن به آگاهی و دانایی است. منظور از دانایی سواد نیست اشتباه نگیرید. دانایی یعنی اطلاعات و آگاهی در تمام سطوح نه اینکه در رشته خاصی سواد داشته باشیم. انسانها مجموعهای از بدیها و یا خوبیها هستند.
منبع: «سیدی عقل»
نویسنده: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر (لژیون بیستم)
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجو راهنما همسفر فریناز (لژیون بیستم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری : همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
116