English Version
This Site Is Available In English

ابتدا فهم و ظرفیت بخشش و سپس اجازه بخشیدن مال را به ما می‌دهند

ابتدا فهم و ظرفیت بخشش و سپس اجازه بخشیدن مال را به ما می‌دهند

جلسه ششم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی مرزبان همسفر اعظم، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر فاطمه دبیری راهنما همسفر آمنه با دستورجلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من؛ (حکم عقل را در قالب فرمانروا، کاملاً اجرا نمائیم.)» روز دوشنبه بیست‌و‌ششم مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا شکر خدا را به‌جا می‌آورم برای حضورم در بزرگ‌ترین لژیون کنگره۶۰، لژیون سردار. از نگهبان همسفر فاطمه، سپاسگزارم که من را قابل دانستند و برای این خدمت دعوت کردند. از راهنما همسفر طیبه، ممنونم که من را برای این جایگاه تربیت کردند. واقعاً لحظه‌به‌لحظه در کنار ایشان بودن برای من آموزش است. از ایجنت همسفر رضوانه و همسفر شادی، تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و انرژی بگیرم. امیدوارم جلسه‌ای پر از آموزش و انرژی را در کنار هم داشته باشیم.

من همیشه برای صحبت‌هایم به سراغ کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» می‌روم. در این کتاب می‌خوانیم: «خداوند آنچه را که می‌دهد برای آن نیست که به کار گرفته شود.» عقل و نفس در ابتدای امر در مقابل هم و ضد یکدیگر هستند تا جایی که ما نفس خود را تربیت کنیم و به مرحله دوم و سوم برسانیم و نفس به کمک عقل بیاید و تشخیص درست بدهد. زیرا فرمانروا یا همان عقل ما برای ما حد و حدودی تعیین کرده و برای انجام هر کار و استفاده از هر چیزی اجازه نمی‌دهد که هر کاری که دلمان بخواهد، یا به اصطلاح نفس اماره بخواهد، انجام بدهیم.

وادی ششم نکته بسیار مهمی را به ما می‌آموزد؛ اینکه برای رسیدن به هدف‌ها باید از جزئیات و کارهای کوچک شروع کنیم. حالا هدف می‌تواند تحصیلات عالیه باشد یا داشتن یک خانه مرتب، ولی مهم، قدم‌به‌قدم، پیوسته و در راه درست حرکت کردن است که باعث رسیدن یا نزدیک شدن به فرمان عقل یا همان آرامش می‌شود. برای همه ما انسان‌ها، حتی کسی که در ته تاریکی‌ها قرار دارد، عقل سالم وجود دارد؛ ولی غلبه نیروهای بازدارنده و خواسته‌های نامعقول، حس‌های ما را می‌بندد.

همه ما همسفران یک خواسته قوی داریم: تغییر. تغییر کردن اولین مرحله تکامل است. ما آموخته‌ایم که مراحل تکامل به شرح زیر است: تغییر، تبدیل و ترخیص. برای تغییر کردن باید در جمع حضور داشته باشیم، زیرا طبق فرمایش دکتر امین، تکامل انسان در جمع میسر می‌شود.

در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» می‌خوانیم: «ما برای جمع شدن به دور هم به ایمان قوی نیاز داریم.» هر کدام از ما قبل از حضورمان در لژیون سردار تصور می‌کردیم که شاید توفیق، سعادت یا پول نداریم؛ ولی امروزه به این باور رسیده‌ایم که همه چیز برمی‌گردد به باور قلبی ما به بخشیدن؛ اینکه ایمان داشته باشیم با بخشش، حال دل ما خوب می‌شود.

همه ما در خلوت خودمان با استاد سردار حرف زده‌ایم و بعد از آن دیده‌ایم که چه درهایی به روی زندگی‌مان باز می‌شود. راهنمای لژیون جونز، همسفر لیلا، به من آموختند تنها چیزی که ما با خود می‌بریم، دانش و آگاهی است. من امروز می‌خواهم بگویم که ما پولمان را نیز با خود می‌توانیم ببریم. تنها سرمایه‌ای که می‌توانیم به بُعد بعدی زندگی ببریم، مالی است که بدون هیچ چشم‌داشت و انتظاری آن را بخشیده‌ایم. به‌راحتی این پول را می‌توانیم در جیبمان بگذاریم و به زندگی بعدی ببریم.

امروزه در شرایط و زمانی زندگی می‌کنیم که صحبت از بخشیدن، دست و دل ما را می‌لرزاند و این خیلی طبیعی است؛ ولی باید به یاد بیاوریم که بزرگ‌ترهای کنگره۶۰ چقدر تلاش کردند که ما فقط مفهوم کلمه «بخشش» را بیاموزیم. زمانی که به فهمش رسیدیم، حس‌های ما باز می‌شود و نتیجه‌اش می‌شود اینکه در این هوای گرم تابستان، ساعت ۳ بعدازظهر، بدو‌بدو خود را به لژیون سردار می‌رسانیم؛ انگاری که می‌خواهیم پول بدهیم و لذت زندگی کردن را بخریم، اینقدر که لژیون سردار انرژی دارد.

بخشش هم ذره‌ذره اتفاق می‌افتد. کسی که از در کنگره۶۰ وارد می‌شود، اول سبد قانون یازدهم، بعد سردار، دنور، پهلوانی و نشان در بی‌نشانی. هیچ‌کس اجازه ندارد در بدو ورودش چندین میلیارد پول بدهد. این موضوع برای افرادی که پشت درهای کنگره۶۰ هستند، چقدر غیرقابل باور است! یعنی باید اول بفهمیم، بعد ظرفیت پیدا کنیم و سپس از مال خود ببخشیم.

الگو همه ما مهندس دژاکام است. هر کدام از ما می‌خواهیم برای خودمان یک  مهندس دژاکام بشویم؛ دانا، فهیم، باسوادمدرن و از همه مهم‌تر مؤدب. ولی چگونه؟ دو بیت معروف از اشعار فردوسی من را همیشه به یاد ایشان می‌اندازد:

«فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی»

مهندس دژاکام از علمش، از وقت و انرژی خود، از محبتش و از عشقش به ما بخشید که تبدیل شد به باور قلبی ما؛ اینکه هرچه بگوید قبولش داریم. دنبال درست و غلط بودن حرف‌هایش نمی‌رویم؛ همین که می‌دانیم مهندس دژاکام این حرف را گفته، می‌گوییم حتماً درست است.

سعی کنیم در زندگی الگوهای درستی پیدا کنیم تا زندگی ما رنگ خوش و زیبایی بگیرد. ایشان به ما آموختند که کنگره۶۰ هدف نیست، هدف تعادل است. تعادل یعنی یاد بگیریم روی رفتارمان کنترل داشته باشیم، با تفکر حرف بزنیم که بعد از آن چندین بار مجبور به عذرخواهی نباشیم. اگر کسی در جمع به ما توهین کرد و یا تهمت زد، سکوت کنیم و بگذاریم دیگران خودشان قضاوت کنند. تعادل یعنی اینکه برای خالی کردن خودم و خنک شدن دلم، کسی را ناراحت نکنم و حواسم باشد کلامم مانند سنگی از دهانم خارج نشود و به شیشه دل کسی برخورد نکند.

در کل، یعنی رفتار مناسب و در شأن آموخته‌هایمان از خودمان نشان دهیم. این یعنی من آموزش گرفتم و آن‌ها را کاربردی کردم و الان دارم از آموزش‌هایم بهره می‌برم.

در پایان صحبت‌هایم، برای همه دوستانی که امروز در این لژیون حضور ندارند، خواسته خدمت در لژیون سردار را دارم.

تایپ: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الین (لژیون ششم)
عکس: راهنمای ویلیام همسفر آرزو دبیر اول سایت
ویرایش: همسفر لیلا  نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر اعظم
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .