جلسه نهم از دوره چهل و هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ ویژه مسافران نمایندگی ابوریحان با استادی مسافر پهلوان محمد، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر غلامرضا، با دستور جلسه "وادی ششم و تأثیر آن روی من" در روز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. خداروشکر میکنم که امروز این افتخار نصیب من شد که یک بار دیگر بتوانم توی شعبهای پر از حس و انرژی خوب ابوریحان حضور داشته باشم و در کنار شما عزیزان، از کنگره ۶۰ لذت ببرم. دستور جلسه، وادی ششم هست و از آنجایی که بنده امروز به واسطه لژیون سردار اینجا در خدمت شما هستم، لژیون سردار را واسطه تمام خیر و برکتهایی میدانم که به من رسید و واقعاً هر خیری وارد زندگی من میشود، آن را از لژیون سردار میبینم. چون اصلاً بعد از اینکه عضو لژیون سردار شدم، همان سال اول به عنوان سردار، مسیر زندگی من تغییر کرد و اتفاقهای زندگیام، جنسشان عوض شد. اتفاقهایی که توی زندگیام رخ میداد، دیگر مثل قبل تاریک و تلخ نبودند و زندگی شیرینی واقعاً به من داده شد؛ رهایام رقم خورد، توانستم راهنما بشوم، توانستم با خانوادهام ارتباط خوبی برقرار کنم، توانستم ازدواج کنم، توانستم هم سفر داشته باشم و توانستم از بودن خودم در این هستی و این زندگی لذت ببرم و نعمتهای فراوانی که به من داده شده را ببینم. خب، ربط وادی ششم به لژیون سردار چیست؟ من داشتم فکر میکردم که عقل کارش چیست؟ عقل قاضی است، عقل حکم صادر میکند در مورد مسائل مختلف، یعنی کار عقل این است که ما به آن یک سری داده میدهیم و عقل بر اساس آن دادههای ما، حکم صادر میکند که این کار را انجام بده یا این کار را انجام نده. بر اساس دادههایی که ما توی کنگره ۶۰ داریم، چه دادههایی مهندس به ما میدهد؟ امروز ما به لطف مهندس عزیز، عقل را میشناسیم، وگرنه من محمد اصلاً چیزی از عقل نمیدانستیم؛ حالا من و مصرفکننده، یا استادهای دانشگاه و محققهای بزرگ هم در جهان، اصلاً چیزی راجع به عقل و قضیه صور پنهان انسان آنچنان که باید، نمیدانند.حالا من به واسطه چند سال حضور در کنگره ۶۰، اطلاعات زیادی درباره انسان پیدا کردم. خب، چه اتفاقی میافتد اینجا؟ من در کنگره ۶۰ متوجه شدم این جهانی که در آن دارم زندگی میکنم، تنها یکی از بینهایت یا خیلی جهانهایی است که در هستی وجود دارند. مهندس میگوید سه تا جهان را شما میتوانید لمس کنید،یکی جهان ذهن ماست، یکی جهان خواب و یکی هم جهان فیزیکی است که در آن زندگی میکنیم.
.jpg)
خب،در لژیون سردار، عقل چه حکمی به ما میدهد؟ همه ما واقف هستیم که به زودی این جهان را ترک میکنیم؛ یا هشتاد سال، یا صد سال، یا صد و بیست سال. من که میدانم قرار است این جهان را ترک کنم، مثل وقتی که میخواهم یک کشوری را ترک کنم و به کشور دیگری بروم، داراییهایم را میآورم و چنج (تبدیل) میکنم؛ یعنی داراییهایم را به داراییهایی تبدیل میکنم که در آن کشور مقصد قابل دسترسی باشند. من نمیآورم مثلاً با ریال بروم آمریکا، چون در آمریکا با ریال به من هیچچیزی نمیدهند و اصلاً معنایی ندارد. یا مثلاً با پول افغانستان بروم یک کشور انگلیسی، داراییام را در همان کشور مبدأ به دارایی قابل استفاده در کشور مقصد تبدیل میکنم. حالا من که میدانم مبدأ، جهانی است که الان در آن دارم زندگی میکنم (جهان خاکی) و مقصد، جهانهای بعدی است؛ حالا جهان بعدی ما دقیقاً چه جهانی است، نمیدانیم، ولی با تمثیلهایی که مهندس برای ما زد، چیزهایی دستمان آمده و میدانیم که جهان بعدی وجود دارد. این دارایی که خانه باشد، ماشین باشد یا پول، خوب است؛ من از آنها دارم استفاده میکنم و در رفاه زندگی میکنم، اگر این داراییها نبودند من امروز نمیتوانستم اینجا بیایم و در کنار شما از انرژیتان بهره ببرم. ولی اینجا یک مبدأ زودگذر است و من باید این را در نظر داشته باشم. همینطور که نمیدانم چطور شده بیست و هفت، هشت سال از زندگیم گذشت و الان اینجا هستم، اگر بهم بگویند چقدر گذشته، یک چشم بهم زدن بوده، به زودی این جهان را ترک خواهم گفت و به جهان بعدی خواهم رفت. توی لژیون سردار ما میگوییم چه کار میکنیم؟ میگوییم دارایی که از جنس ماده است را تبدیل میکنیم به دارایی از جنس نور، محبت و دانش؛ چون دارایی که از جنس ماده است را نمیتوانم به جهان بعدی حمل کنم، اما دانش و محبت را میتوانم حمل کنم.همانطور که شما عزیزان شاید بارها در خواب، عزیزانی که از دست دادهاید را دیدهاید و در برخی شرایط، حس و حال خوبی داشتید یا بد؛ چه کسی حس و حال خوب دارد؟ قطعاً کسی که ثروتمند است، حالش خوب است و کسی که فقیر است، همیشه در عذاب و رنج است. ما همه اینجاییم که ثروتمند شویم. ثروت یعنی چی؟ یعنی آن چیزی که با اضافه شدنش، حال من بهتر میشود و شرایط موجود من را بهتر میکند؛ بهاین میگویند ثروت. توی کنگره ۶۰، با اضافه شدن درمان اعتیاد، آیا حال من بهتر میشود یا نه؟ قطعاً شده است. همین راهنمایی که میبینید، نمونه بارز ثروت و نمونه بارز حال خوش است. من محمد، باید امروز هوشیار باشم و غافل نشوم که این فرصتی که هست را از دست ندهم؛ که فردایی وقتی این جهان تمام شد و وقتی در جهان دیگر چشم گشودم، خودم را آنجا فقیر پیدا نکنم که بگویم: ای کاش دارایی گذاشته بودم. بیایم از شرایط استفاده کنیم و آن مسئولیتی که بر گردن من است را انجام دهم. حالا بماند که این خدمت، معنوی است اما بار مادی هم دارد؛ این نیست که من فقط بایستم ببینم کی میروم آن دنیا که بتوانم برداشت کنم، نه؛ تو همین امروز هم یک گامی برمیداری و فردا هم اتفاقات خوبی برایت رخ میدهد. قطعاً الهامات و القائات خوبی به تو میشود و میتوانی از زندگی بهره بهتری ببری. امیدوارم که همه بتوانیم فرماندهان خوبی باشیم. با فرمانبردار بودن، میتوانیم فرماندهان خوبی باشیم و حکم عقل را در زندگیمان اجرا کنیم.سپاسگزارم از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
خلاصه نویسی مسافر منصور ل۱۸
عکس و ضبط صدا مسافر میلاد ل ۱۷
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد ل ۵
مرزبان کشیک مسافر عباس علی
تهیه شده در گروه سایت شعبه ابوریحان
- تعداد بازدید از این مطلب :
116