نهمین جلسه از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز با استادی همسفر خدیجه، نگهبانی همسفر سارا، دبیری همسفر فاطمه سادات با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که یک بار دیگر لیاقت حضور در کنگره و قرار گرفتن در این جایگاه را به من داده است؛همچنین از ایجنت، دبیر و نگهبان جلسه سپاسگزارم که استادی جلسه را به من واگذار کردند. دستور جلسه امروز، وادی ششم است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» مهمترین موضوع در وادی ششم برای من این است که یاد بگیرم به ندای عقل گوش بدهم و در تصمیمهای زندگیم فرمان عقل را به کار بگیرم. شاید خیلی وقتها صدای عقل را میشنویم؛ اما خواستههای نفس و احساساتمان جلوی آن صدا را میگیرند. همه ما خواستههایی داریم؛ خواستههای معقول و نامعقول.
گاهی میبینیم که ما خیلی چیزها را میدانیم و خیلی کارها را میتوانیم انجام دهیم؛ حتی میتوانیم در بعضی مواقع آرامش داشته باشیم و در بعضی مواقع آرامش خودمان را از دست بدهیم؛ اما همیشه دانستن به این معنا نیست که بتوانیم به دانستههایمان عمل کنیم. اینجاست که وادی ششم برای من معنا پیدا میکند. من در اینجا میآموزم که به فرمان عقل عمل کنم و عقل را در جایگاه واقعی خودش، یعنی جایگاه فرماندهی، قرار بدهم. عقل چیزی نیست که یکباره بخواهیم آن را به دست بیاوریم؛ باید پلهپله و آرامآرام به جایگاه واقعی عقل برسیم. عقل مانند یک چشمه زلال است. اگر ما سد راه این چشمه که همان خواستههای نامعقول هستند، نشویم، چشمه مسیر خودش را پیدا میکند و به حرکت ادامه میدهد؛ اما اگر خواستههای نامعقول،خشم،کینه، قضاوتهای بیجا و ضدارزشها سد راه آن شوند، نفس فرماندهی را به عهده میگیرد.
آقای مهندس در صحبتهایشان میفرمایند: «عقل مانند خورشیدی است که به همه هستی و نیستی میتابد و ما انسانها و موجودات نیز مانند خانههایی هستیم که عقل از یک روزنه به آنها میتابد. هرچه ما به سمت ارزشها، خوبیها و اعمال صالح حرکت کنیم، این روزنه بازتر میشود و نور بیشتری به ما میتابد؛ اما اگر به سمت ضدارزشها برویم، روزنه نور کوچکتر میشود.» عقل در کشور وجودی ما حکم یک فرمانروای بزرگ را دارد. عقل به من میگوید: «صبر کن، عجله نکن.» اما نفس میگوید: «نه، برو و هرچه زودتر این کار را انجام بده.» گاهی عقل به من میگوید: «آرام باش»؛ اما من میبینم که به خواسته نفس عمل کردهام و جلو رفتهام. وقتی به نتیجه کار میرسم با خودم میگویم: «عقل همان موقع به من گفت؛ اما من به فرمانش گوش ندادم.» در واقع، فرصت فرماندهی را از عقل خودم گرفتم.
آقای مهندس میفرمایند: عقل چیزی بسیار پیچیده و دور از دسترس نیست. همین فرمانهای کوچک و کارهای سادهای که در زندگی روزمره انجام میدهیم، میتوانند تمرین فرمان عقل باشند، مثلاً وقتی حوصله نداریم کارهایمان را انجام دهیم؛ وقتی سینک ظرفشویی پر از ظرف میشود یا زبالهها آنقدر میمانند که بوی تعفن میگیرند، یا حتی در مسائل دیگری مثل حذف هزینههای اضافی از سبد خانواده، پسانداز کردن و قضاوت نکردن دیگران. اگر همین فرمانهای کوچک را شروع کنیم و انجام دهیم، کمکم به فرمانهای بزرگتر خواهیم رسید. عقل با تجربه، آموزش و گذشت زمان به درجه بالاتر خود میرسد. هر انتخاب درست و هر تصمیم درستی که در زندگی میگیریم، یا هر بار که از یک خواسته نامعقول میگذریم، در واقع یک قدم به فرمان عقل نزدیکتر شدهایم.
من فکر میکنم حتی در سختترین شرایط زندگی هم میتوانیم تمرین کنیم. اولین چیزی که به ذهنمان میرسد، کمی مکث کنیم. قبل از اولین حرکت یا حرفی که میخواهیم بزنیم، مکث کنیم، شاید همان حرف، زندگی یک نفر را زیر و رو کند. شاید همین مکث کوتاه، فاصله بین فرمان عقل و فرمان نفس باشد. من در کنگره یاد گرفتم که هیچ چیزی یکباره اتفاق نمیافتد. همانطور که درمان یکشبه اتفاق نمیافتد، رسیدن به جایگاه عقل هم یکشبه اتفاق نمیافتد. ما باید آرامآرام با تزکیه و پالایش به نفس مطمئنه برسیم از اشتباهات خودمان تجربه بگیریم و به فرماندهی عقل نزدیکتر شویم. امروز، جلسه وادی ششم برای من فقط یک دستور جلسه نیست؛ بلکه یک مسئولیت است. مسئولیت انتخابهایم را بپذیرم و به فرمان عقل گوش بدهم. شاید رسیدن به جایگاهی که فرماندهی لایق باشم، کار آسانی نباشد؛ اما با یک تصمیم کوچک، از همین لحظه میتوانیم شروع کنیم.
اما در مورد برکت لژیون سردار، اولین باری که عضو لژیون سردار شدم، یک بدهبستان با خدا کردم. گفتم: «من سردار میشوم تا مسافرم رها شود.» اما وقتی امروز به گذشته نگاه میکنم، میبینم آرامشی که کنگره و لژیون سردار به من داده، با هیچ چیزی نمیتوانم عوضش کنم. امروز تنها چیزی که از جلسات سردار و سردار شدنم میخواهم، این است که از خداوند بخواهم توفیق بدهد تا بتوانم در این جلسات شرکت کنم، آموزش بگیرم و این آرامش را در وجودم حفظ کنم.

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
تایپ: همسفر سارا مرزبان خبری
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
88