English Version
This Site Is Available In English

عقل؛ فر ایزدی دارد

عقل؛ فر ایزدی دارد

یازدهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر جمال، نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر بهرام، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در تاریخ ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

 

سلام دوستان، جمال هستم یک مسافر.

از نگهبان و دبیر جلسه ممنون هستم  که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.

می خواهم دربارهٔ وادی ششم صحبت کنم: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» برای رسیدن به وادی ششم، باید پنج وادی قبلی را پشت سر بگذاریم. چهار وادی دربارهٔ تفکر است و یک وادی، پل عبور از تفکر به عمل را به ما نشان می‌دهد. اما وادی ششم این تذکر را به ما می‌دهد که حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم. اولاً اینکه عقل چیست؟ آقای مهندس می‌فرمایند که ما نمی‌دانیم عقل دقیقاً چیست، اما مطمئن هستیم که عقل با مغز فرق دارد. مغز فقط یک پردازنده در بدن است که بدن را کنترل و هدایت می‌کند، اما عقل کاملاً با مغز متفاوت است.

عقل، کلمه‌ی عربی و ریشهٔ آن «عِقال» است؛ عِقال وسیله‌ی است که شتر را به جهت دلخواه هدایت می‌کند. در فارسی، عقل را به معنای «خِرَد» می‌دانیم. ما می‌گوییم که عقل، «فَرِّ ایزدی» دارد؛ یعنی عقل اشتباه نمی‌کند. ممکن است دستوری صادر نکند، اما خطا نمی‌کند.

حالا رسیدن به فرمان عقل، خودش سلسله مراتبی دارد. همهٔ ما از فرمان عقل خود مطلع هستیم؛ یک مسافر سفر اولی می‌داند فرمان عقلش چیست، یک سفر دومی هم همینطور، و هر کسی در هر جایگاهی که هست. همهٔ انسان‌ها خوب و بد را تشخیص می‌دهند، اما آن عقل که بیاید و دستور بدهد، خیلی‌ها نمی‌توانند آن را اجرا کنند. مثلاً عقل به رهجوی سفر اول می‌گوید: «رأس ساعت پنج در جلسه حضور داشته باش»؛ اما من به جای ساعت پنج، پنج و ده دقیقه حاضر می‌شوم که این فرمان عقل نیست.

در سفر دوم هم نکاتی وجود دارد و در هر جایگاهی، فرمان عقل ویژهٔ همان جایگاه است. مهم این است که بتوانیم به آن فرمان عقل برسیم. شرط رسیدن به فرمان عقل این است که یک مسافر یا سفراولی بتواند ریزه‌کاری‌ها را رعایت کند. رسیدن به فرمان عقل فقط این نیست که من هم صحبت شوم و سیر و سلوک کنم؛ فرمان عقل به من می‌گوید که شب‌ها دندانهایت را مسواک بزن، می‌گوید سر ساعت یازده شب بخواب، می‌گوید نظافت را رعایت کن، برو دوش بگیر. آیا می‌توانم این‌ها را انجام بدهم؟ یا می‌گویم ولش کن، هر وقت شد میرم؟ اگر انجام بدهم یعنی من دارم به فرمان عقل نزدیک می‌شوم.

عقل در تکامل، مانند ماشین، تابع خویش است؛ یعنی عقل همراه با هستی، رو به جلو در حرکت است و پیشرفت می‌کند. همانطور که کائنات رو به جلو حرکت می‌کند، عقل هم در حال تکامل است. یعنی وقتی در جاده حرکت می‌کنم و یک دست انداز را می‌بینم، دفعهٔ بعد آن را در نظر می‌گیرم. این یعنی من از عقل خودم استفاده می‌کنم تا نسبت به دیروز، انسان بهتری باشم. آدمیزاد نباید یک خطا را دوبار تکرار کند؛ اگر یک بار خطا کند، سزای آن را می‌پردازد، اما اگر دوبار شود، تاوانش دوبرابر است.

 عقل فرمان اشتباه نمی‌دهد. آقای مهندس می‌فرمایند: عقل مانند خورشیدی است که به همه انسان‌های روی زمین می‌تابد. یک نفر پنجره را باز می‌گذارد و از آن استفاده می‌کند و دیگری در و پنجره را بسته و  از این نور خورشید بهره‌مند نمی‌شود. عقل بر تمام موجودات یکسان می‌تابد؛ حالا من می‌توانم استفاده نکنم و خودم را به کنج ظلمات ببرم، اما مطمئن باشید که عقل اشتباه نمی‌کند، فرِّ ایزدی دارد و آدم را به سمت خوبی‌ها سوق می‌دهد.

نکتهٔ دیگری که به ذهنم رسید، فرق بین تعقل و تفکر است. قبل از آمدن به کنگره، من هم نمی‌دانستم تفکر چیست و تعقل چیست. تعقل یعنی بنشینم با خودم حساب و کتاب کنم که ببینم کدام راه به صلاح من است. اما تفکر یعنی بدانیم که یک قضیه صحت دارد یا نه.

در پایان، یک جملهٔ قشنگ از آقای مهندس: «از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس، از نظر مکانی کمتر از یک مو فاصله است، اما از لحاظ زمانی هزاران سال به طول می‌انجامد.» پس آن کنیم که فرمان است.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: همسفر ابوالفضل 

عکاس: مسافر افشین لژیون ۳ 

تنظیم: مسافر علی لژیون ۷

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .