پنجمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران به نمایندگی اردبیل به استادی:ایجنت محترم مسافر طیب به نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر فرشاد با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن بر من» روز یکشنبه 25مرداد ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز بکار نمود
خلاصه سخنان استاد:
من خدا را شاکرم که امروز فرصت حضور و آموزش در کنگره را پیدا کردم. دستور جلسه امروز، وادی ششم است. مشارکت، بخشی از درمان است؛ وقتی تجربهای را به دست میآوریم و میتوانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم، شاید همین تجربه بتواند به فرد دیگری کمک کند.
بحث وادیها برای من یعنی پیدا کردن مسیر. قبل از ورود به کنگره، به عقل اعتقاد داشتم، اما واقعاً نمیدانستم عقل چه وظیفهای دارد. در کنگره 60 یاد گرفتم که عقل یک وظیفه مهم دارد: حکم میدهد و فرمان صادر میکند.من زمانی که مصرفکننده شدم، تصور میکردم عقل ندارم. در جامعه هم گاهی میگویند فرد مصرفکننده عقل ندارد؛ اما این حرف درست نیست. چطور ممکن است فردی که تحصیلات دانشگاهی دارد، پزشک، مکانیک ماهر یا راننده خوبی است، چون مصرفکننده شده باشد، دیگر عقل نداشته باشد؟ ما در کنگره 60 یاد میگیریم که مصرفکننده عقل دارد، اما ممکن است اطلاعات غلط به عقل او برسد.برای مثال، زمانی که مصرف کننده شیشه بودم، اطلاعات نادرستی درباره آن داشتم. تصور میکردم شیشه خماری ندارد، انرژی میدهد و حتی مورفین را از بدن خارج میکند. چون اطلاعات و آگاهی درستی نداشتم، تصمیم اشتباهی گرفتم و مصرفکننده شیشه شدم.
.jpeg)
در کنگره یاد میگیریم که مغز و عقل با یکدیگر تفاوت دارند و عقل ماهیت متفاوتی دارد. اگر عقل را مانند فرمانروای یک شهر در نظر بگیریم، این شهر همان جسم ماست؛ در این شهر ساکنان مختلفی وجود دارند و یک حاکم هم هست که باید فرمانروایی کند. اگر اطلاعات درست به این حاکم برسد، تصمیمهای درست میگیرد.به نظر من، عقل در اصل اشتباه نمیکند؛ عقل زمانی دچار خطا میشود که یا نفس بر آن غلبه کند یا اطلاعات غلط به آن برسد. بنابراین سؤال مهم این است که من چه کار کنم تا عقلم بتواند درست حکم بدهد؟
یکی از مسائل مهم، ارتباط عقل و جسم است. زمانی که جسم من در وضعیت مناسبی نباشد، طبیعی است که عملکرد عقل هم تحت تأثیر قرار بگیرد. من زمانی که مصرف کننده بودم، حتی در کارهای ساده هم تصمیمهای درستی نمیگرفتم. یا وقتی خواب و غذای من از تعادل خارج میشود، جسم من تحت تأثیر قرار میگیرد و در نتیجه تصمیمگیری من هم دچار مشکل میشود.بنابراین ارتباط مستقیمی بین جسم و عقل وجود دارد. اگر بخواهم در کنگره 60 بهدرستی حرکت کنم، باید جسمم را نیز ترمیم کنم. وقتی راهنما برای من مقدار مشخصی دارو تعیین میکند و من بیشتر یا کمتر از آن مصرف میکنم، طبیعی است که تعادل جسمم به هم بخورد و در نتیجه عقل من هم نتواند بهدرستی تصمیم بگیرد.
موضوع مهم دیگر، حس است. در کنگره بارها درباره حس صحبت میکنیم. ما پنج حس ظاهری داریم، اما پنج حس دیگر هم وجود دارد که ممکن است در ظاهر دیده نشوند. مثلاً گاهی فردی را میبینیم و بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشیم، از او خوشمان میآید یا نسبت به فرد دیگری حس خوبی نداریم. این حسها در تصمیمگیری ما نقش دارند.
در کنگره میگوییم با تزکیه و پالایش باید حس خودمان را اصلاح کنیم. وقتی حس درست باشد، اطلاعات درست به عقل میرسد و عقل میتواند حکم درست صادر کند. من زمانی که مصرف کننده شیشه بودم، به دلیل تغییرات شدیدی که در سیستم بدن و مغزم ایجاد میشد، طبیعی بود که دریافت و برداشت من از محیط و اتفاقات درست نباشد و در نتیجه تصمیمهای درستی هم نداشته باشم.
امروز اگر در کنگره قرار است درمان شوم، باید جسمم را به تعادل برسانم، حس خودم را اصلاح کنم و اطلاعات درست دریافت کنم. در این صورت عقل میتواند جایگاه واقعی خودش را پیدا کند و فرمان درست صادر کند.
به نظر من، وادی ششم میخواهد به من یاد بدهد که عقل فرمانده است؛ اما برای اینکه فرمانده بتواند درست فرمان بدهد، باید جسم، حس و اطلاعات من نیز در مسیر درستی قرار داشته باشند. اگر این مسیر را درست طی کنم، میتوانم تصمیمهای درستتری بگیرم و قدمبهقدم به سمت درمان و تعادل حرکت کنم
تهیه و ارسال گزارش:مسافر حامد(لژیون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
77