English Version
This Site Is Available In English

عقل فرمانروای درونی

عقل فرمانروای درونی

جلسه دهم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم :مسافر محمدرضا و نگهبانی: مسافر نعمت الله و دبیری: مسافر جعفر بادستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من :حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایید.» یکشنبه 25 مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.

خدا را شاکرم که این بستر را فراهم کرد تا دور هم جمع شویم و از وجود همدیگر آموزش بگیریم.

دستور جلسه این هفته در مورد وادی ششم و تأثیر آن روی من است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایید.»

اول باید بدانیم عقل چیست و چه کاری باید انجام بدهد. زمانی که بیرون از کنگره بودم، فکر می‌کردم عقل همان مغز است. وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم که عقل در صور پنهان انسان است و می‌شود گفت مغز جایگاه و مترجم برای عقل است. عقل با مرگ هم از بین نمی‌رود، چون گوشت و پوست و استخوان نیست.

در مورد عقل در کلام‌الله شریف آمده که عقل از «عقال» گرفته شده است. عقال همان ریسمانی است که به بینی شتر می‌بندند تا بتوانند شتر را بهتر هدایت کنند و کلمه عقل هم از همان‌جا گرفته شده است.

برای چه می‌گویند عقل فرمانروای درونی انسان است؟ برای اینکه فر ایزدی دارد؛ یعنی مستقیم به عالم بالا و مبدأ متصل است. به همین دلیل دروغگو نیست و فرمان اشتباه صادر نمی‌کند.

پس چرا گاهی عقل فرمان اشتباه صادر می‌کند؟ برای اینکه من خودم مجبورش می‌کنم. زمانی که دانش من نسبت به خودم پایین است، عقل را فریز می‌کنم و یخ می‌زند و دیگر نمی‌تواند حکم درست صادر کند. برای همین احتیاج دارد به چیزی که آن را راه‌اندازی کند و آن چیزی نیست جز «حس».

حس اولین نیرویی است که عقل را به کار می‌اندازد. حس مثل یک خبرنگار در هستی می‌چرخد، یک سری اطلاعات را جمع می‌کند و تحویل عقل می‌دهد و هرچه درست باشد، عقل به آن مهر تأیید می‌زند.

به خاطر عدم دانش و پایین بودن آگاهی، حس آلوده می‌شود و وقتی حس آلوده باشد، اطلاعات اشتباه به عقل می‌دهد و عقل مجبور می‌شود آن را تأیید کند. همان موقع نفس می‌گوید: «تو به درد این جایگاه نمی‌خوری، این کرسی مال من است.» وقتی نفس جای عقل بنشیند، اجازه نمی‌دهد عقل کار خودش را درست انجام بدهد.

برای اینکه عقل از یخ‌زدگی و کما بیرون بیاید، باید در مسیر درست حرکت کنیم و مسیر مستقیم است که پیش روی آن الله است؛ پس صددرصد این مسیر درست است و همان «شو، شود» پیش می‌آید.

آقای مهندس این مطالب را به‌صورت جامع عملی کرده‌اند و برای اینکه به فرمان عقل برسیم، باید در این مسیر حرکت کنیم و با این فرمان حرکت کنیم تا عقل بتواند فرمان درست بدهد. هرچه بتوانیم حرمت‌های کنگره را به‌درستی عمل کنیم، عقل زودتر راه می‌افتد.

آمده‌ایم در کنگره حکم عقل را به‌عنوان فرمانروا اجرا کنیم. برای اینکه به فرمان عقل باشیم، باید روزنه موجودیت خود را بزرگ کنیم.

یک در چوبی را در نظر بگیرید که یک سوراخ کوچک دارد و از آن نور آفتاب به زمین می‌تابد و یک محوطه را روشن می‌کند. به آن می‌گویند روزنه موجودیت آن در.

هر کس باید به اندازه موجودیتش از عقل کل نور دریافت کند. اگر روزنه موجودیت من کم باشد، کم دریافت می‌کنم و اگر زیاد باشد، زیاد دریافت می‌کنم.

زمانی که وارد کنگره می‌شوم، باید تمام فکرم این باشد که سفرم را درست انجام بدهم. این می‌شود فرمانروایی عقل و هرچه گوش به فرمان باشی، بهتر و سریع‌تر به فرمان الهی می‌رسی.

ان‌شاءالله که بتوانیم با رفتار و کردارمان به آن فرمان نزدیک بشویم تا بتوانیم خوب را از بد تشخیص بدهیم و به فرمان عقل نزدیک‌تر بشویم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردین، سپاسگزارم.

عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .