English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌عقل مانند نور بر تاریکی است

فرمان‌عقل مانند نور بر تاریکی است

سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر؛

وادی ششم درست است که می‌گوید: حکم عقل را در قالب فرمانده به اجرا در آوریم، ولی قبل از آن باید بدانیم عقل چیست؟ یا بهتر بگویم عقل کیست؟ به فرض مثال در یک بعد کوچک‌تر می‌توان عقل را شبیه به پدر خانواده در نظر بگیریم که تمام تلاشش را می‌کند برای بهتر زندگی کردن خانواده، اما این اتفاق تا زمانی است که پدر خانواده سالم است و وقتی اعتیاد به سراغش بیاید حس‌های او ابتدا آلوده و سپس بسته می‌شود و تمام فکر و ذهن او اول به مواد مصرفی می‌رسد، عقل نیز در حالت سلامتی کامل درست تصمیم می‌گیرد و درست انتخاب می‌کند و جسم و روح را به آرامش و آسایش می‌رساند اما اگر حس‌ها آلوده باشند و اطلاعات غلط به عقل برسانند آن‌وقت است که همه‌چیز بهم می‌خورد اولویت‌ها در انتخاب و فرمان‌عقل عوض می‌شود، دیگر همه‌چیز حساب‌گرانه می‌شود و کم‌کم خانه و جسم وجودی انسان به حسرت ناامیدی و نابودی نزدیک می‌شود، بنابراین ابتدا با تزکیه و پالایش با ذره‌ذره کار نیک و ارزشمند ابتدا نفس را ارزشمند کنیم و سپس به فرمان‌عقل که مانند نور بر تاریکی است نزدیک شویم.

سلام دوستان مهسا هستم یک همسفر؛

باید اعتراف کنم که پیش از ورود به کنگره، همیشه تصور می‌کردم خداوند عقل هر انسانی را به اندازه‌ای که شایسته و لازم است، به او عطا کرده است. اگر عقل کسی کمتر یا بیشتر است، یا فردی کمتر یا بیشتر می‌فهمد، عاقلانه‌تر رفتار می‌کند و حتی در زندگی مادی خود به دستاوردهای بیشتری می‌رسد، تصورم این بود که دلیلش این است که خداوند عقل بیشتری به او داده است؛ یا به عبارتی، خداوند به بعضی از انسان‌ها لطف و عنایت بیشتری داشته است. همیشه این موضوع برایم سؤال بود که چرا خداوند نعمت‌ها و توانایی‌هایی را که به انسان‌ها می‌دهد، به یک اندازه عطا نکرده است؟ خدا را صد هزار مرتبه شاکر و سپاسگزارم که به کنگره راه پیدا کردم؛ جایی که نه‌تنها پاسخ تک‌تک پرسش‌ها و ابهاماتم را به من می‌دهد، بلکه اگر خواست و تلاش آن را داشته باشم، می‌توانم از علم بیکرانش در تمامی مسائل زندگی‌ام بهره ببرم اما در مورد عقل، من هم مانند بسیاری از انسان‌ها تصور می‌کردم که عقل در مغز انسان قرار دارد و هرگز از خود نپرسیده بودم که اگر انسانی از دنیا برود و مغزش از بین برود، پس عقل او چه می‌شود؟ از آنجا که در کنگره، مطالب و آموزش‌ها همواره با مثال‌های ساده و قابل درک بیان می‌شوند، برای منِ مهسا نیز فهم و درک آن‌ها آسان‌تر شده است. مبحث عقل نیز با مدل «قلعه عقل» که در آموزش‌ها مطرح شده، برایم بسیار قابل فهم و ملموس است. عقل نیرویی است که «فرّ ایزدی» دارد؛ یعنی دارای شکوه و جایگاه الهی است و قدرت آن برگرفته از قدرت الهی است. هرچه ما بیشتر در صراط‌مستقیم حرکت کنیم و به نیروی الهی نزدیک‌تر شویم، قوه تعقل ما نیرومندتر، فعال‌تر و حضور آن پررنگ‌تر می‌شود. در مقابل، هرچه از صراط مستقیم دور شویم، نیروی عقل نیز ضعیف‌تر شده و قدرت تشخیص و تصمیم‌گیری آن کاهش می‌یابد. کار عقل، سنجش و ارزیابی است. عقل میزان و ترازویی است که به ما نشان می‌دهد خواسته‌های ما درست و معقول هستند یا نادرست و نامعقول. خواسته‌هایی را که عقل تأیید می‌کند، «خواسته‌های معقول» می‌نامیم؛ یعنی خواسته‌هایی که مهر تأیید عقل را دریافت کرده‌اند. در مقابل، خواسته‌هایی را که عقل آن‌ها را تأیید نمی‌کند، «خواسته‌های نامعقول» می‌نامیم. این نگاه به عقل برای من بسیار آموزنده است؛ زیرا به من یادآوری می‌کند که عقل، تنها یک ویژگی ذاتی و ثابت نیست، بلکه می‌توان با حرکت در مسیر درست و نزدیک شدن به ارزش‌های الهی، زمینه رشد و نیرومندتر شدن قوه تعقل را فراهم کرد.

سلام دوستان سحر هستم یک همسفر؛

اگر بخواهم دربارهٔ وادی ششم صحبت کنم، باید بگویم که تمام زندگی ما تحت کنترل عقل است؛ یعنی عقل مانند فرمانده‌ای بر جسم ما حکومت می‌کند و خواسته‌های معقول ما را مدیریت و هدایت می‌کند. شاید این سؤال برای شما پیش بیاید که پس خواسته‌های نامعقول چگونه به وجود می‌آیند و عقل چگونه آن‌ها را می‌پذیرد؟ در پاسخ باید گفت که ما دارای نفسی هستیم که خواسته‌های نامعقول از آن سرچشمه می‌گیرند. نفس دارای سه مرحله است: نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه. این نفس است که گاهی با گمراه کردن عقل، باعث می‌شود عقل فرمان اجرای خواسته‌های نامعقول را صادر کند. برای مثال، فردی که در مرحلهٔ نفس اماره قرار دارد، هنگامی که خواسته‌ای نامعقول را انجام می‌دهد، ممکن است هیچ احساس خاصی نداشته باشد و حتی انجام آن کار برایش طبیعی به نظر برسد. اما شخصی که به مرحلهٔ نفس‌لوامه رسیده است، پس از انجام یک خواستهٔ نامعقول، دچار احساس پشیمانی و ناراحتی می‌شود. در واقع، همین احساس پشیمانی می‌تواند نشانه‌ای از بیدار شدن وجدان و حرکت فرد به سمت شناخت بهتر خود باشد. کسی که به مرحلهٔ نفس‌مطمئنه برسد، به فرمان عقل نزدیک‌تر شده و توانایی بیشتری در کنترل نفس خود پیدا می‌کند. چنین فردی اجازه نمی‌دهد نفس، او را به سمت خواسته‌های نامعقول و نادرست سوق دهد. کسی که به فرمان‌عقل نزدیک شود و به مرحلهٔ نفس‌مطمئنه برسد، به جایگاه بسیار بالایی دست یافته است؛ زیرا توانسته است میان عقل و خواسته‌های درونی خود تعادل برقرار کند و با آگاهی و آرامش بیشتری مسیر زندگی خود را انتخاب کند.

سلام دوستان زینب هستم یک همسفر؛

پیش از آنکه وارد کنگره شوم، همیشه تصور می‌کردم عقل و مغز یکی هستند و تفاوتی میان این دو وجود ندارد. اما زمانی که وارد کنگره شدم و به ‌تدریج آموزش دیدم، به‌خصوص هنگامی که به وادی ششم رسیدم، متوجه شدم که در تمام این سال‌ها برداشت درستی از مفهوم عقل نداشته‌ام. در وادی ششم می‌خوانیم: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» با گذشت زمان و دریافت آموزش‌ها، متوجه شدم که تک‌تک وادی‌ها مانند چراغ‌هایی هستند که مسیر حرکت انسان را در صراط‌مستقیم روشن می‌کنند. هر وادی نوری است که می‌تواند راه را به ما نشان دهد تا از مسیر درست منحرف نشویم. در وادی ششم، با مفهوم «عقل» بیشتر آشنا شدم و دریافتم که عقل یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌ سازترین مسائل در زندگی انسان است؛ مسئله‌ای که آغاز و پایان مشخصی ندارد و انسان در مسیر تکامل خود همواره باید تلاش کند تا به فرمان‌عقل نزدیک‌تر شود و بتواند حکم آن را اجرا نماید. در این وادی با این مفهوم نیز آشنا شدم که عقل‌کل مانند خورشیدی است که بر تمام هستی و نیستی می‌تابد. ما و همه موجودات نیز مانند خانه‌هایی هستیم که نور از روزنه‌ای وارد آن‌ها می‌شود. این روزنه به‌صورت خودکار عمل می‌کند؛ یعنی هرچه انسان به سمت ارزش‌ها و روشنایی‌ها حرکت کند، این روزنه وسیع‌تر می‌شود و نور بیشتری وارد خانه وجود او خواهد شد. در مقابل، هرچه انسان به سمت ضد ارزش‌ها و تاریکی‌ها حرکت کند، این روزنه تنگ‌تر می‌شود و ارتباط او با ارزش‌ها و منبع نور کمتر خواهد شد. من در این وادی آموختم که انتخاب مسیر، به رفتار و حرکت خود انسان بستگی دارد. هر قدمی که در جهت ارزش‌ها برمی‌داریم، راه را برای دریافت نور و آگاهی بیشتر باز می‌کند و هر قدمی که به سمت ضد ارزش‌ها برداشته شود، این روزنه را کوچک‌تر می‌کند. امروز بهتر می‌فهمم که رسیدن به فرمان‌عقل، یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه مسیری تدریجی است که با آموزش، تجربه، تزکیه و انتخاب‌های درست شکل می‌گیرد. شاید یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی که از وادی ششم دریافت کردم این باشد که برای رسیدن به روشنایی، ابتدا باید حرکت خود را در مسیر درست قرار دهم و به‌تدریج یاد بگیرم که فرمان‌عقل را بشنوم و به آن عمل کنم.


رابط خبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .