جلسه دوم از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر علی و استادی مسافر راهنمای تازه واردین علی با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من » یکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت 17شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر

با سلام و درود خدمت دوستان عزیز و همسفران گرامی. امروز بار دیگر توفیق پیدا کردم که از نزدیک در جمع دوستان حضور داشته باشم و از این زیارت بهرهمند شوم. از نگهبان محترم جلسه و ایجنت گرامی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در محضر استاد جلسه باشم و از آموزشهای ارزشمند ایشان بهره ببرم. دستور جلسه امروز در مورد وادی ششم و تأثیر آن بر من است. ما وقتی وارد کنگره ۶۰ میشویم، معمولاً بهعنوان یک فرد جدید، صورت مسئله اعتیاد برایمان توضیح داده میشود و در سه جلسه اول، با ارکان مهم کنگره آشنا میشویم. یکی از این ارکان مهم، صور پنهان عقل و نفس است. ما چهار وادی را پشت سر میگذاریم، وادی تفکر را طی میکنیم و سپس وارد وادی پنجم میشویم؛ جایی که فعل به عمل تبدیل میشود و فرمان عقل صادر میگردد. در آنجا به تشخیص میرسیم؛ تشخیص خوب از بد، روشنایی از تاریکی و ظلمت، و همینطور تشخیص درست از نادرست. اینها همه در وادی ششم به ما آموزش داده میشود. وادی ششم به ما میآموزد که عقل از پوست نیست، از گوشت نیست و از استخوان هم نیست، و ما نمیتوانیم بگوییم عقل دقیقاً از چه ساخته شده است، اما آنچه برای ما انجام میدهد، در عمل قابل مشاهده است. عقل در ذهن ما تصویری را ایجاد میکند و وقتی میخواهیم کاری را اجرا کنیم، فرمان عقل به ما میگوید این کار را انجام بده یا این کار را انجام نده. مثلاً میگوید صبح بلند شو و به سفرت اعلام کن، و اگر این کار را انجام دادیم، میگوید بلند شو و به کنگره برو. اگر فرمان را اجرا کردیم، فرمانهای بعدی هم بهدرستی صادر میشود. همه اینها مجموعهای از آموزشهای وادی ششم است که به ما نشان میدهد عقل چه جایگاهی دارد. عقل یک بعد ایزدی دارد و چیزی نیست که بتوانیم آن را فقط در مغز تعریف کنیم. آنچه عقل را برای ما ترجمه و عملی میکند، همان مترجم عقل است. گاهی گفته میشود فلانی عقل ندارد؛ یعنی فرمان نمیگیرد و تشخیص درستی ندارد. تشخیص، در واقع همان فرمان است. وقتی ما فرمان را نقض کنیم، دیگر نمیتوانیم خوب و بد را درست تشخیص بدهیم. اگر کاری را اشتباه انجام بدهیم، فرمان اجرا نشده و نتیجهاش ایجاد تخریب در سیستم ما خواهد بود. در زندگی روزمره هم همینطور است. گاهی صبح ساعت ۵ بیدار میشویم، اما نفس میگوید میتونی بخوابی هنوز ، یا میگوید این کار را انجام نده، یا کار مهم را عقب بینداز. همین مسئله باعث تخریب میشود. اگر بخواهیم در کارهایمان موفق باشیم، باید از نوشتارها و گفتارها جلوتر باشیم و نسبت به کارهایی که میخواهیم انجام بدهیم، برداشت درستی داشته باشیم تا در فرمان دچار اشتباه نشویم. فرمان عقل کار سختی نیست، اما نیاز به استمرار و تمرین دارد. ما بهعنوان رهجو وقتی وارد کنگره میشویم، ممکن است فکر کنیم وادی ششم یعنی باید یکباره و با شدت فرمان بدهیم و همه چیز را تغییر دهیم، اما اینطور نیست. باید کمکم و یواشیواش پیش برویم. مثلاً میگوید دروغ نگو، بعد از مدتی دزدی نکن، حرمت را نگه دار، با رهجو معامله نکن، امور مالی رهجو را با مسائل دیگر قاطی نکن. همه اینها را باید بهتدریج و با صبر و حوصله انجام بدهیم. اگر فرمان عقل را اجرا کنیم، ثبات سفر ما به هم نمیریزد و میتوانیم سفر را بهدرستی به پایان برسانیم. ما باید اجرا کنیم تا به یک فرمان عقل درست برسیم و به آن هدفی که در نظر داریم دست پیدا کنیم. گاهی ما کاری را انجام میدهیم و میخواهیم خوب باشد، اما چون درست اجرا نمیکنیم، نتیجه مطلوب نمیگیریم. مثلاً تشخیص دادهایم که بهعنوان خدمتگزار باید ساعت ۵ در پارک باشیم، اما نیستیم. تشخیص دادهایم که بهعنوان مرزبان باید از همه زودتر در محل باشیم. تشخیص دادهایم که نباید با دیگران با لحن بد صحبت کنیم. همه اینها را در ذهن خودمان تصویر کردهایم، اما وقتی فرمان اجرا نمیشود، نفس وارد عمل میشود و سیستم به هم میریزد. این مسئله مانند یک دستگاه است؛ وقتی فرمان نگیرد، عملکرد آن مختل میشود. همانطور که در یک دستگاه فرز یا تراش اگر فرمان درست صادر نشود، قطعه درست کار نمیکند، در زندگی ما هم اگر فرمان عقل اجرا نشود، از مسیر خارج میشویم. درست است که دستمان قطع نمیشود و چشممان کور نمیشود، اما از جامعه و از مسیر درست پرت میشویم و این همان نقص فرمان است. امیدوارم بتوانیم با حضور در کنگره و طی کردن این مسیر، فرمان عقل را در زندگی خودمان اجرا کنیم. رسیدن به فرمان عقل یکباره اتفاق نمیافتد، بلکه با تمرین، تکرار و آموزش بهدست میآید. وقتی به فرمان عقل برسیم، کارها بهراحتی و در جای درست خودشان پیش میروند. آنوقت در خانه اگر یک بشقاب هندوانه جلوی ما گذاشته باشند، بعد از خوردن، خودمان بلند میشویم و آن را میشوییم اگر چای جلوی ما باشد، بعد از استفاده، آن را سر جایش میگذاریم. اگر در جلسه ببینیم صندلی جابهجا شده، آن را مرتب میکنیم. اینها همان فرمان عقل است که به ما میگوید خدمت کن و کمک کن. حتی وقتی میخواهیم از سالن بیرون برویم، اگر آشغالی جلوی پایمان افتاده باشد، از کنارش رد نمیشویم، بلکه آن را برمیداریم. اگر این کارها را انجام بدهیم، با انرژی خوبی از سالن بیرون میرویم و تا ساعتها حال خوبی خواهیم داشت. امیدوارم صحبتهایی که امروز مطرح شد، مثمر ثمر باشد و دوستان بتوانند وادی ششم را در زندگی خود عملی کنند و با اجرای آن، در مسیر رشد و خدمت، هم برای کنگره، هم برای خانواده و هم برای جامعه، فردی مفید و مثمر ثمر باشند. ممنون از توجه شما
تایپ و ویرایش: مسافر سجاد لژیون چهارم
عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم
ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
76