سیزدهمین جلسه از دور چهارم لژیون سردار نمایندگی امام قلی خان دولت آباد، با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر محمدرضا و خزانهداری مسافر مجید، با دستور جلسه: "وادی ششم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه 25 مردادماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۵:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
تشکر میکنم از دبیر محترم و نگهبان و خزانهدار عزیز لژیون سردار و خدا را شکر میکنم بابت فرصتی که به دست آمد برای خدمت کردن در این جایگاه. دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» یا بهبیاندیگر اجرای کامل حکم عقل در قالب فرمانده بزرگ است. همینالان که روی صندلی نشستم به خاطر آوردم که خواسته فرزندم آرمان در جشن تولد من که درگذشتهای نزدیک برگزار شد این بود که پدرم بهفرمان عقل برسد! و استادی لژیون سردار با این دستور جلسه هم به بنده واگذار شد. در ابتدا میخواهیم ببینیم که عقل چیست؟ حکم و فرمان آن چگونه است؟ اصلاً فرمان مذکور از طرف عقل است یا از سوی نیروهای منفی و نفس میباشد؟ من آنچه آموخته و تجربه کردم با شما در میان میگذارم.
چه موقع ما میتوانیم از عقل استفاده کنیم؟ زمانی که خط خمر ما کار خود را به دستی انجام میدهد و سیستم ایکس ما منظم است. تولید مواد شبه افیونی در این سیستم بهقرار در حال انجام است. موادی مثل انکفالین، سروتونین، اندورفین و ... همه در حال انجام وظایف خود هستند. حال سوال دیگر این است که چه چیزی موجب میشود عقل بهدرستی کار کند؟ پاسخ حس سالم است. حس سالم اولین نیروی راهانداز و بهکارگیرنده نیروی عقل است. حواس ما اگر دریافت درست داشته باشند و به عقل منتقل کنند آنگاه عقل خواهناخواه منظم شده و فرمانهایی که صادر میشوند درست خواهند بود و آنوقت مطمئن میشویم که از عقل نیست. حس سالم داشتن، عمل سالم میخواهد؛ ایمان سالم میخواهد. زمانی که وارد کنگره 60 میشویم، در ابتدا حسهای ما بسته است. راهنما انتخاب میکنیم و ایشان به ما میگوید که چه مقدار و به چه نحوی داروی OT مصرف کن. اول کار باورمان نمیشود، چند روز که گذشت و حالمان بهتر شد، ایمان ما قویتر میگردد. با اطمینان خاطر به راهنما تکیه میکنیم. کمی که پیشتر میرویم بهصورت خواهناخواه اعمال ما درست میشود. همان برگشت از ضد ارزشها و رفتن به سمت ارزشهاست که موجب میگردد اعمال ما سالم شوند. با گذشت چند ماه کمکم حسهای ما باز میشود و متوجه میشویم که راهنما در مورد چه مسائلی سخن میگوید. یاد میگیریم که داروی خویش را بخشیدیم و حالمان بهتر شده است. در خانه شروع میکنیم به محبت کردن و این همان باز شدن حسهاست. شاید هنوز به قدرت عقل خویش پی نبرده باشیم ...
زمانی که راهنما از ما میخواهد برای قانون سبد 11 کارت بکشیم، اول حسابگرانه عمل میکنیم و با خود فکر میکنیم که هر مقدار کمتر از آنچه هزینه روزانه مصرف من بوده است کارت بکشم اما بازهم خوب است و این همان رفتن در مسیر درست است. زمانی که هفته راهنماست و گفته میشود که بایستی پاکت و دل نوشته و پول تمیز و با توجه برای راهنمای بگذاریم باز شاید حسابوکتاب کنیم که مگر رایگان نیست!؟ باز این کاری حسابگرانه است که مثلاً مقایسه کنیم با هزینه مشاوره ساعتی و مبلغی ناچیز در نظر بگیریم با این استدلال که راهنمایان که نیازی ندارند! ایشان از وقت خویش گذشتهاند. بیشتر و کمتر هرچه گذاشتیم اما تفاوتی برای راهنما ندارد. چراکه ایشان سرداری، دونری یا حتی پهلوانی را گذرانده است و هرچه بگذاریم و نگذاریم در ظرفیت بالای ایشان حل میشود. راهنما چراغی به دست در حال آموزش دادن و گذر کردن است و برایش فرقی ندارد. مدتی که گذشت به لطف خدا از حالت حسابگرانه به عقلانیت پی میبریم. به اینکه آنچه اینجا سرپا شده است با صرف هزینه و وقت فراوان خدمتگزاران فراتر از مادیات است و بحث عشق است. زمانی که عقل به کار میافتد، عشق و محبت ما فعال و افزونشده و ماندگار در کنگره میشویم و شروع به خدمت مکنیم. دیگر برایمان مادیات به آن معنای رایج جامعه اهمیتی نخواهد داشت؛ چراکه محبت دریافت کردهایم و زندگی و حیات دوباره یافتهایم. همیشه راهنمایان بزرگوار من، مرا به شستن ظرف در منزل، جارو کردن و در کل کمک کردن توصیه میکردند؛ در ابتدای سفرم اطاعت و عمل میکردم اما سخت بود تا متوجه شدم پس از مدتی که این القا و جریان محبت است و زندگی راحت و آرامش به دست آوردم.
پس عقل برای من عشق سالم به ارمغان آورد و پسازاین عشق، تفکری سالم به دست آورده و چرخهای شکل گرفت که مجدد به وادی اول رجوع کردم. از نو تفکر کردم. اندیشیدم به آنکه راهنمای من چطور در مناسبتهای مختلف کنگره 60 مثل ماه مبارک رمضان، دونری و پهلوانی و ... بهراحتی میگذرد و پرداخت دارد؟ اول حسابگرانه بود اما نوری بر من تابیده شد و هر چه بیشتر به سمت آن بروی بیشتر بر تو خواهد تابید. نور فرمان است. فرمان عقل همان نور است که در کنگره توسط راهنمایان بر ما تابیده میشود. چهبسا که از اول اگر باعقل خویش میخواستیم راه سپری کنیم، قطعاً برمیگشتیم به مصرف مواد. متوجه شدم که باید هر آنچه راهنما بگوید گوش کنم و به مسیر برگشتم چراکه نور به تعادل رسیده است. بهفرمان عقل رسیده است. مراحل بسیاری طی کرده است. شاید من از نفس اماره و لوامه رسیده بودم اما بازهم مشکلات فراوان داشتم. در ادامه و به لطف خدا متوجه شدم هر آنچه دارم در کنگره 60 پیدا کردم. باید کنگره باشم و خدمت کنم چراکه به دنبال حال خوش هستم.
برای بخشش که به لژیون سردار هم مربوط میشود بایستی از عقلانیت استفاده کنیم و ببخشیم. من اگر بخشیدم و به دنبال بازپرداخت آن نبودم آنگاه حال خوش به دست میآورم. من تجربه کردم که OT را که بخشیدم چقدر سرحال شدم؛ خدمت که میکنم چقدر حال خوبی دارم. حال اگر سردار یا دونر شدم میدانم که قرار نیست انتظار بازگشت پول داشته باشم. شاید اصلاً صلاح نباشد آنطور که میپندارم پولی به من بازگردد. قرار است من به آرامشی برسم. رهایی من واقع چقدر ارزش دارد؟ مواد شبه افیونی که در بدن من خودش تولید میشود و از مریضی من و خانوادهام جلوگیری میکند چقدر میارزد؟ تأثیر عشق و محبت در منزل و البته کنترل خشم خود را روی فرزندانم میبینم. بهوضوح بر من آشکارشده آنچه خودم و خانوادهام بهبود یافتیم. حال آیا میتوان چنین تحول بزرگی را تنها با پول جبران کرد؟ عقل میگوید ما در کنگره هر چه پرداختی داشته باشیم نباید چشمی پی آن بداریم چراکه از قبل همین کمکهاست که شعب دیگر ساختهشده و ما در آن نقش داریم به همین خاطر به درمان ما کمک میکند. شاید دیگر مصرف مواد نداشته باشیم اما در زندگی وقتی حال خوب هرروزه داریم و امنیت داریم، مرهون کنگره 60 هستیم؛ چه بسیار آنانی که حتی سبک زندگی و ورزش منظم دارند اما حالشان خوب نیست. پس تلاش کنید اگر تعهدی بر عهده شماست، زودتر پرداخت کنید و به تأخیر نیندازید چراکه شاید مشکلی پیش بیاید و دیگر نتواند پرداخت کند. بایست هدف اول ما پرداختهایمان در لژیون سردار باشد. قبلاً شاید حتی بسیاری کمکهای ما بیجا بود و تخریب درست میکرد. مثلاً کمکی که به فرد بیکاری میکردیم و او تازه بیحالتر و بیانگیزهتر میشد. اینجا اما اینطور نیست و ما کمک میکنیم به تاسیس شعب جدید که با راهنمایی و فرمانهای راهنمایان عزیز در جهت رشد رهجویان بسیاری گام برداشتهایم. ممنون از اینکه با سکوت زیبای خود به صحبتهای من گوش کردید.
























.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
188