جلسه چهاردهم از دوره چهارم لژیون سردار ویژه همسفران آقا کنگره۶۰، شعبه شیخبهایی با استادی همسفر امید، نگهبانی همسفر دانیال و دبیری همسفر ساسان با دستور جلسه، «وادی ششم و تأثیر آن روی من»، شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، امید هستم، یک همسفر.
خوشحالم که امروز هم در کنار شما دوستان عزیز در کنگره ۶۰ حضور دارم و بابت این حضور خدا را شکر میکنم.
خب، در اینجا اکثر استادهایی که میآیند و صحبت میکنند، از قدیمیها هستند. درباره دستور جلسات هم گفته میشود کسی که بهعنوان استاد در مورد یک دستور جلسه صحبت میکند، یا از آن مرحله عبور کرده و یا همچنان درگیر آن مرحله است.
حالا دستور جلسه هرچه میخواهد باشد. مثلاً ما در تولدها یک دستور جلسهای داریم و گاهی همسفر یا راهنما صحبت میکند و انگار قرار بوده آن دستور جلسه بهنوعی با تولد او ارتباط داشته باشد.
من چند وقت پیش در لژیون راهنماها و خدمتگزاران، استاد همین دستور جلسه بودم و امروز هم دوباره قسمت شد که در مورد همین دستور جلسه، یعنی «عقل»، صحبت کنم.
خب، من از این مرحله عبور نکردهام، ولی همچنان درگیر آن هستم. دوست دارم خیلی بیشتر به فرمان عقل نزدیک شوم و با آموزش گرفتن در این جمع و در کنار شما عزیزان، به تکامل برسم.
اگر بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت کنم، بیرون از کنگره اکثر افراد ادعا میکنند که عقل کل هستند. مثلاً در جایی تصادف میشود. تا تصادف اتفاق میافتد، هرکسی میآید و نظری میدهد و میگوید: «این از این راه آمده، آن از آن راه آمده، فلانی این کار را کرده و...»
اما وقتی افسر راهنمایی و رانندگی میآید و بر اساس تحقیقی که انجام داده و اطلاعاتی که به دست آورده صحبت میکند، شاید مشخص شود که بیشتر آن اظهارنظرها اشتباه بوده است. بااینحال، آن افراد هیچوقت متوجه نمیشوند که هرجا میرسند، دوست دارند اظهارنظر کنند و ادعای عقل کل بودن داشته باشند.
در مورد اعتیاد هم شما میتوانید همین موضوع را برآورد کنید. هر انجمنی که وجود دارد، ادعا میکند که عقل کل است و میتواند مصرفکننده را به درمان برساند.
خود من و خیلی از عزیزان، در مورد مسافرانمان همین کار را انجام دادهایم. بسته به اطلاعات و آگاهیای که داشتیم، به چنین انجمنهایی وابسته میشدیم و اعتماد میکردیم. مسافرمان را میبردیم آنجا تا درمانش کنند، ولی هیچوقت این اتفاق نیفتاد و متأسفانه مسافرانمان از همان روز اول حالشان بدتر شد.
خب، اگر بخواهم از ورودی همسفر و مسافر عزیزی که وارد کنگره میشود و با مقوله «عقل» برخورد میکند صحبت کنم، در جهانبینی داریم که عقل، فرمانروای بزرگی است و فرّ ایزدی دارد؛ یک حاکم بزرگ که اشتباه نمیکند.
این چیزهایی که خودم یاد گرفتم، باعث شد متوجه شوم چرا ما خیلی وقتها اشتباه میکنیم. با آموزشهایی که گرفتم، فهمیدم که عقل مانند یک قاضی یا حاکم، بر اساس اطلاعاتی که به آن میرسد تصمیم میگیرد و حکم صادر میکند. یعنی طبق همان اطلاعاتی که دریافت میکند، حکم را صادر و اجرا میکند و چیزی از آن کم یا زیاد نمیکند.
در واقع، همان اطلاعاتی که به دست میآورد، مبنای حکمی قرار میگیرد که فرمانروا صادر میکند و مغز ما در بدن آن را اجرا میکند.
ببینید، یک مثلثی داریم که ما مرتباً در رابطه با این موضوع، در بیشتر سیدیها درباره آن صحبت کردهایم؛ مثلث «نور، صوت و حس».
دوستان، حس ما در کنار نور و صوت قرار دارد. یعنی چه؟ یعنی چیزهایی که میبینیم و چیزهایی که میشنویم، روی حس ما تأثیر میگذارند.
چرا میگویند غیبت کردن اشتباه است؟ چرا دروغ گفتن اشتباه است؟ چرا یکسری چیزها را نباید ببینیم و یکسری چیزها را نباید بشنویم؟
چون این موارد وقتی در کنار هم قرار میگیرند، اطلاعاتی را به حس ما منتقل میکنند و حس ما نسبت به چیزهایی که شنیده و دیدهایم تغییر میکند؛ حالا ممکن است نسبت به یک قضیه خوشبین شویم یا بدبین.
ما یکسری تصمیمات را وابسته به آنچه دیده و شنیدهایم و عملکردی که داشتهایم، خواهیم گرفت و آن فرمان توسط عقل صادر میگردد.
جناب مهندس هم در سیدی وادی ششم توضیح میدهند که تفکر دو نوع دارد: تفکر مثبت و تفکر منفی. تفکری که منفی است، پوچ است و تفکر مثبت ما را به سمت سعادت و خوشبختی رهنمود خواهد کرد. زمانی که این تفکر به چنین نتیجهای میرسد، به تعقل تبدیل خواهد شد.
در ادامه توضیح میدهند که ما اکثر چیزها را میدانیم که انجام دادنشان درست است یا اشتباه.
برای مثال، کودکی که از بلندی میترسد، در ذهنش میداند که افتادن از بلندی خطرناک است یا چیزی که داغ است، نباید به آن دست زد.
اما ما یکسری مسائل را میدانیم که خوب یا بد هستند؛ بهطور مثال، مصرف سیگار و مواد مخدر یا دروغ گفتن. نسبت به این موضوعات دانایی داریم، اما دانایی ما، داناییِ مؤثر نیست.
یعنی زمانی که دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم، بهطور تقریبی به نفس مطمئنه خواهیم رسید.
به این منظور که مثلاً مسافری که وارد کنگره میشود و درمان میشود، نسبت به درمان این مسئله دانایی پیدا میکند. به این دانایی، دانایی مؤثر میگویند و در اینجا تقریباً به نفس مطمئنه خواهد رسید و به حکم عقل نزدیک خواهد شد.
اما این مسئله بهطور صددرصد نیست. ممکن است صدها بار در یک مسیر با یک مشکل روبهرو شوید.
اگر بیاییم این مسئله را به لژیون سردار ارتباط بدهیم، باید توجه کنیم که وقتی حس ما تغییر میکند، عقل نسبت به آن تصمیمگیری خواهد کرد.
برای مثال، اگر یکی از دوستان ما با مشکلی روبهرو شود و نیاز به پول داشته باشد و از شما بخواهد مبلغی به او بدهید و شما هم آن مبلغ را به او بدهید، دقیقاً در سردار، پولی که میدهید را برای آینده خود ذخیره کردهاید؛ یعنی آن پول در جایی که واقعاً به آن نیازمند شوید، به کمک شما خواهد آمد.
خیلی خب، اگر بخواهیم واقعاً با عقلمان تصمیم بگیریم، در کمک کردن، خیلی وقتها بیرون از کنگره هم کمک میکنیم، ولی کمکهایمان اشتباه است.
ما در کنگره آموزش دیدهایم که پولی که برای لژیون سردار دادهاید، در مسیر درست استفاده میشود.
آنهایی که پهلوان شدهاند، میدانند چه مقدار باید بدهند. خیلیها گریه میکنند و التماس میکنند، ولی آقای مهندس قبول نمیکنند که پولشان را بگیرند. اما به بعضی از آنها نوشتهای میدهند و میگویند: «شما سال آینده، اگر پشیمان شدید، میتوانید بیایید و پولتان را پس بگیرید.»
این شفافسازی، این موضوع را به ما نشان میدهد که پولی که میدهید، کجا استفاده میشود.
نگهبان، پیام لژیون سردار را خواندند و ما اگر بتوانیم یک نفس را پیدا کنیم، در واقع نفس خودمان هم درمان میشود و مسافر خودمان به درمان میرسد. چهقدر این کار قشنگ و بزرگ است.
بزرگترین چیزی که ما در لژیون سردار یاد گرفتهایم، همان بخشیدن و گذشت کردن است.
مثلاً ما یک جایی داریم تمرین میکنیم، همهچیز به دست میآوریم و انشاءالله بتوانیم بیرون از اینجا هم دانایی به دست بیاوریم و داناییمان به دانایی مؤثر تبدیل شود.
شاید من چندین سال از کسی ناراحت باشم و او را نبخشم. دکتر امین هم گفتند که من چندین سال با یک نفر مشکل داشتم و وقتی آن مشکل حل شد، فهمیدم که خودم مشکل داشتم. شاید چند سال سختی کشیدم، آن هم الکی. بعد که متوجه شدم، فهمیدم خودم در آن موضوع مقصر بودم.
حالا چه من مقصر باشم و چه نباشم، بهترین راه، بخشش کردن است.
این چیزی است که من باید در کنگره و در لژیون سردار یاد بگیرم.
ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.

تایپ و ویرایش: همسفر رسول و همسفر محمد
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
455