English Version
This Site Is Available In English

عقل هیچ وقت از بین نمی‌رود

عقل هیچ وقت از بین نمی‌رود

جلسه اول از دوره‌ شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شهباز به استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه، نگهبان موقتی همسفر ملیحه و دبیر موقتی همسفر منیژه با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم.) و تاثیر آن بر روی من» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

وادی ششم می‌گوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» وادی ششم، وادی عقل است، عقل با مغز فرق می‌کند. عقل از گوشت، پوست و استخوان نیست که بگوییم با مرگ از بین می‌رود؛ عقل ما از بین نمی‌رود. عقل در برابر نفس قرار دارد. اگر ما حس خرابی داشته باشیم و حس‌هایمان خوب نباشد، فرمان اشتباهی به عقل می‌دهیم. اگر روی نفس خودمان کار نکنیم و نفسمان را تربیت نکنیم، دوباره فرمان اشتباه را به عقل می‌دهیم؛ بنابراین ما همیشه باید روی نفس خودمان کار کنیم.

آن پنج وادی‌ که پشت سر گذاشتیم، اساسی‌ترین کارهایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا به فرماندهی عقل برسیم. زمانی که به فرماندهی عقل برسیم؛ یعنی می‌توانیم کن‌ فیکون کنیم. این شو شود در زندگی ما هم اتفاق می‌افتد. این‌طور نیست که فقط شو شود و کن‌ فیکون برای زندگی آدم‌های خاص باشد. شاید ما چیزهای کوچک را در زندگی‌مان نبینیم؛ ولی شو شود با همین چیزهای کوچک هم در زندگی ما اتفاق می‌افتد.

فرمانده کل و عقل کل هم خداوند است؛ ولی عقل کامل، عقل ماست. ما هم جانشین خداوند روی زمین هستیم و باید عقلمان کامل باشد. عقل کامل به ما می‌گوید: اگر شام خوردی، ظرفت را بشور. اگر سطل زباله‌ات پر از آشغال است، آن را بیرون ببر، سر موقع غذایت را آماده کن، به ما می‌گوید به بچه‌هایت درست رسیدگی کن. وقتی وارد کنگره می‌شوی و تعهد می‌دهی، به تعهدت عمل کن. وقتی راهنمایت می‌گوید سی‌دی بنویس، بنویس. این‌ها همان فرمان‌هایی هستند که باید اجرا کنیم.

خود آقای مهندس می‌گویند این نیست که هر روز فقط بخواهی عبادت کنی؛ اگر همین کارهای روزمره خودت را درست انجام بدهی، همان شو شودها برایت اتفاق می‌افتد. ما هنوز آن‌قدر تزکیه و پالایش نشده‌ایم که وقتی عقلمان به ما فرمان می‌دهد، مثلاً می‌گوید: آماده شو، بلند شو و برو دوش بگیر، می‌خواهی بروی کنگره، آن را به‌راحتی اجرا کنیم؛ ولی نفس می‌گوید: ولش کن، این‌ همه رفتی کنگره، چه شد؟ به کجا رسیدی؟

عقل یک بار به ما فرمان می‌دهد؛ ولی نفس می‌آید و با مرحله‌ها و لباس‌های رنگارنگ و زیبا می‌گوید: می‌خواهی بروی چه کار؟ این‌ همه رفتی، چه کار کردی؟ همه ما می‌دانیم که عقل می‌گوید دروغ گفتن کار بدی است؛ غیبت، تهمت و تجسس در کار دیگران هم کارهای نادرستی هستند. عقل درست می‌گوید؛ ولی ما با نفس خودمان کار می‌کنیم و می‌گوییم: حالا یک بار که شده عیبی ندارد؛ مصلحتی بوده است.

ما معجزه‌های خداوند را اصلاً نمی‌بینیم؛ چیزهایی را که خداوند در اختیار ما قرار داده نمی‌بینیم. آقای مهندس جسم ما را برایمان توضیح داده‌اند؛ مثل دست، گوش، پا و ...؛ ولی ما اصلاً آن‌ها را نمی‌بینیم؛ اما اگر چیزی در زندگی کم داشته باشیم، سریع آن را می‌بینیم. یکی از بچه‌ها به من گفت: چه طور درخت حاجت می‌دهد؟ گفتم: شما داری عظمت خداوند را در آن درخت می‌بینی. درخت را با آن عظمت می‌بینیم، ولی جسم خودمان را نمی‌بینیم.

مهندس هزار بار گفته‌اند که ما هزاران سلول داریم و هر سلول چه تعداد ژن دارد؛ ولی ما جسم خودمان را نمی‌بینیم و فرمان عقلمان را هم نمی‌بینیم. اگر بیاییم و به فرمان عقلمان گوش کنیم، مطمئن هستیم که به نفس مطمئنه می‌رسیم. امیدوارم هر کسی که وارد کنگره می‌شود، از همان روز اول که مشاوره می‌شود، با خودش عهد و پیمان ببندد. اگر تعهد بستی، به جایی می‌رسی. همین تعهدی که بستی، به نوعی فرمان عقل است و ما باید آن را اجرا کنیم. امیدوارم همه ما بتوانیم فرمان عقل را در زندگی‌مان اجرایی کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر الهه و مسافر عباس
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
عکاس: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .