جلسه چهاردهم از دور شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان با استادی ایجنت محترم مسافر رضا نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (وادی ششم و تاثیر آن بر روی من) در روز یکشنبه ۲۵مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
در ابتدا، خداوند بزرگ شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر لیاقت یافتم در این جایگاه خدمت کنم. همه ما برای حضور و مشارکت به کنگره ۶۰ میآییم واین موضوع جزو قوانین و مقررات است و همین دستور جلسهی این هفته، که وادیِ ششم است، ما را به این امر رهنمون میسازد.
از تمام خدمتگزاران شعبهی جواد گلپایگان و تمام راهنماها و تیم آنها سپاسگزارم که مشکلات شعبه را حل نمودند و این چند هفته، بدونِ منت و چشمداشت و بدونِ هزینه، آبِ لولهکشیِ شعبه را درست کردند.به همهی عزیزان و خدمتگزاران خداقوت میگویم؛ در نتیجه، کمکِ آنان بسیار بزرگ بود و الحمدلله اکنون سیستم برقرار است.
دستورِ جلسهی این هفته، یعنی وادیِ ششم، است: «حکمِ عقل را در قالبِ فرمانده کاملاً اجرا کنیم».
یکی از اساسیترین مسائلِ زندگیِ هر شخص، عقل است.برخی میگویند سخنِ عقل چیست و آن را پیچیده میدانند؛ اما من به نوبهی خودم، هیچچیز از آن نمیفهمیدم و تمام مطالبِ کنونی را در کنگره آموختهام.
آقای مهندس دژاکام میفرماید: «عقل چیزی نیست که من بگویم از گوشت و پوست و استخوان است»، اما در جملهای گفتند: «نخستین نیرویی که خداوند به انسان داد، عقل بود؛ وقتی تأمل میکنم، میبینم که نیروی بسیار بزرگی است؛ به گمانم خداوند این نیرو را با انسان تقسیم کرد؛ یعنی ما میگوییم خداوند «کُن فَیَکُون» دارد و هر چه بخواهد انجام میدهد؛ سپس در سطحی پایینتر آن را در قالب عقل به انسان بخشید و فرمود: «من حق را به تو میدهم، خودت انجام بده و آن قدرت را هم به تو میدهم».
در کتابها خواندهام که تفکرات و اندیشهها و اطلاعات، دائماً از آسمان به زمین و از زمین به آسمان حرکت میکنند؛ این حرکت توسط چه چیزی صورت میگیرد؟ اطلاعات و آگاهی از خداوند به انسان میرسد؛ زیرا خداوند میداند به چه کسی بدهد.
به انسان عقل میدهد تا دریافت کند؛ بنابراین،عقل انسان چیزی شگفتانگیز، مرموز و خارقالعاده است.آقای مهندس میفرماید من هنوز درک نکردم که عقل از چه تشکیل شده، اما در سرنوشتِ انسان بسیار تأثیرگذار است.برخی میگویند عدهای عقل ندارند، در صورتی که این حق در درونِ همهی انسانها وجود دارد.
هیچکس نمیتواند بگوید من عقل ندارم؛ زیرا هر کسی به نوبهی خود تشخیص میدهد.
حتی فردی که از نظر ذهنی کمبود دارد، هرگز به خانهی همسایه نمیرود و مستقیم به خانهی خود میرود؛ یعنی خوب و بد را تشخیص میدهد؛ پس همهی انسانها عقل دارند و خوب و بد را میشناسند.
عقل، چند نیرو دارد که خداوند به آن داده است و میفرماید: «این نیروها تحتِ امرِ عقل باشند؛ عقل از آنها در جهتِ مثبت استفاده کند، نه منفی». یکی از این نیروها حس میباشد که در کتاب ۱۴ وادی در آن نوشته شده است«روح با لطافتی منحصربهفرد، در اختیارِ عقل قرار گرفته تا از حق فرمان ببرد».
همچنین یکی از صورِ آشکارِ انسان نیز در اختیارِ عقل گذاشته شده تا اطلاعات و آگاهیهایی را که من نمیتوانم دریافت کنم، برایم بیاورد؛ از سوی دیگر نیرویی در درونِ انسان قرار داده شده که با عقل در جنگ و ستیز است؛ آن نیرو، نفسِ امّاره است.نفس اماره انسان را به زشتیها و بدیها هدایت میکند؛ در نتیجه، عقل و نفس دائماً با هم درگیرند؛ عقل به کارهای خوب فرمان میدهد و نفس، انسان را به کارهای بد ترغیب میکند.این دستورِ جلسه، دربارهی همان عقلی است که در این نبرد با آن صحبت میکنیم.در درمان، عقل به من کمک میکند؛ زیرا زمانی که من در کنگره نبودم و اطلاعی از آن نداشتم، نفس میگفت: «دنیا ارزش ندارد، بنشین و لذت ببر، با دوستان باش، با زن و بچه زندگی کن؛ ما عقل میگفت: آن کار را نکن؛ همچنین عقل میگوید: تو باید به بالاترین درجهی تکامل برسی، به آرامش دست یابی و تمام موجوداتِ در اختیارت را آموزش دهی.در کتابِ چهارده وادی، وادیِ اول تا چهارم درباره تفکر است و وادی پنجم در مورد عملیاتی کردن آموختهها و وادی ششم میگوید قوانینِ کنگره را رعایت کن؛ سرِ ساعت در جلسه حضور داشته باش؛ زیرااگر حضور نداشته باشم، دچار بینظمی و مشکلات میشوم؛ همچنین فرمانِ عقل، مرا به صلح و آرامش میرساند.
در کتابِ عبور از منطقهی ۶۰ درجه، قانونِ ۹ نیز بر همین نکته تأکید دارد: حکمِ عقل را در قالبِ فرمانده کاملاً اجرا کن.در جزوهی جهانبینی، مدلی به نام قلعه عقل آمده که میگوید: «عقلِ انسان، فرمانروایی بزرگ است که همهی موجودات از او تبعیت میکنند».این تبعیت، نه از روی ترس مانندِ نظامِ ارتشِ قدیم، بلکه از روی آگاهی است.
در قدیم، مردم از جویبار آب مینوشیدند؛ یک بار به کسی گفتند آب نخور، عقل کم میشود. او پرسید عقل چیست؟ پاسخ دادند نمیدانیم.
این نشان میدهد که هنوز شناختِ کاملی از عقل نداریم؛ اما میدانیم اگر گوش به فرمانِ عقل باشیم، به تکامل میرسیم.



تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
364