English Version
This Site Is Available In English

شعری از مسافر امیرحسین

شعری از مسافر امیرحسین

به نام قدرت مطلق الله
سلام امیرحسین هستم یک مسافر
درمود احساسی گه در کنگره دارم و حال و هوای خودم در کنگره 60 ، کلمات ناتوان از بیان احساسات من ، بنابراین شعری سرودم برای بیان حال و هوای خودم

زخویش آغاز کردم جست و جوی بی کرانم را
که تا پیدا کنم در خویشتن ، پنهان جانم را

نه درد ، آموزگارم گشت ، نی رنجی نشانه شد
خدا در سینه ام آموخت ، معنای جهانم را

به نور آشتی ، آرام شد طوفان درونم زود
چو فهمیدم که باید یافت ، نه رنجید آنم را

رهی دارم به سوی خالق بی نام و بی پایان
که میخواند مرا از  خویش ، تا ویران کن آنم را

ببخشییدم همه خلق جهان را ، تا سبک گردم
که این بخشش نجاتم داد ،از زنجیر جانم را

همچون موجی که به دریا رسید و بی اتنها شد
هر درد و هر گناهم ز آب مهر پاک جانم را

در سکوت شب ، در دل نور، پیدا کردم آن راز
که در خویشتن یافتم ، بی نیازم از جهانم را


نویسنده : مسافر نور امیرحسین

ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .