جلسه چهارم از دور هفتم لژیون سردار نمایندگی دهخدا با استادی : راهنمای محترم پهلوان مسافر مهدی ،نگهبانی مسافر صفرعلی ،دبیری مسافر مهدی و خزانه دار مسافر کریم در روز سه شنبه تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. وادی پنجم، آن علمی را که از وادی اول تا چهارم یاد گرفته ایم را می خواهد کاربردی کند یعنی تزکیه وپالایش. اینکه تشخیص می دهیم تزکیه ای که انجام داده ایم حقیقت است یا تصور؟ هر کدام از آنها به من کمک می کند که راحت تر به هدفم برسم . قوانینی را هم ذکر کرده است، دوری از ضد ارزش ها ،جبران خسارت، قناعت ، پس انداز ،صبر، تسلیم خداوند بودن.وادی پنجم باید عملی شود، تا مسئولیت های زندگی و جایگاه خود را پیدا کنیم. در این وادی می آموزیم چیزی را گردن خداوند و یا بنده ی خدا نیاندازیم.تاریکی اعتیاد من را به غربت برده بود، با خودم غریبه بودم، با همسرم بیگانه بودم ،از همه طلبکار بودم. تاریکی راهمه ما تجربه کرده ایم از ظلمتی صحبت می کنم که تنهایی از عهده آن بر نمی آمدم .آقای مهندس می گوید اگر تو در قعر جهنم هم که باشی ،کافی است روی خود را به سمت نور برگردانی و حرکت کنی. اگر آن نور نبود، من کجا بودم، کانون خانواده من چه می شد؟ این نور به من بخشیده شد مثل یک معجزه، واین کاملا علمی است. روش DST یک علم محض است که با اجرا کردنش معجزه اتفاق میافتد، زمانی که ما گل رهایی را می گیریم تازه وارد وادی پنجم می شویم تا این زمان همه چیز به ما آموزش داده شده وما استفاده کرده ایم . لژیون سردار هم به ما معرفی شد، آیا می خواهیم که دیگران هم استفاده کنند و در این مسیر باشند؟ آیا یاری رسانی است؟خودت را به یاد بیاور که در حال پر پر شدن وخاکستر شدن بودی، آیا می خواهی آتش زندگی دیگران را خاموش کنی، آیا می خواهی پدر وپسر را از قهر به مهر برسانی، آیا می خواهی همسفری سر سجاده گریه نکند؟

این موارد صور ظاهر لژیون سردار است که در اختیار من گذاشته شده ومن چقدر می توانم در اختیار دیگران قرار بدهم؟لحظه ای که می خواهی ببخشی اهریمن با تمام وجود سد راهت می شود، نمی گذارد که انرژی مادی به انرژی ذاتی خودش تبدیل شود، که بخواهی مسافری را ازتاریکی وظلمت اعتیاد نجات دهی ،ولی با آموزش هایی که از کنگره و از لژیون سردار می گیری، متوجه می شوی که خودت هم از همین لژیون سردار به این مکان دعوت شده ای.من می خواهم با بخشش ،بندهایی که توسط مادیات در روی کره زمین به من زده شده رها شوم.من تازه متوجه می شوم و به درون خودم رجوع می کنم که با خودم آشتی هستم یا نه. ما در جمعی هستیم که می خواهیم ببخشیم.سخت است ولی شدنی است. برای من امکاناتی فراهم شد که به مدت یکسال بر روی این صندلی ها بنشینم و آموزش بگیرم وبه درمان برسم، که در نهایت بتوانم دست فرد دیگری را بگیرم و او را از این تاریکی ها نجات بدهم .امیدوارم با کمک هم در این مدت زمانی که در کنار هم بودیم، نسبت به تعهدات ، عاقلانه تصمیم درست را بگیریم و یادمان باشد که از کجا آمده بودیم والان در چه جایگاهی هستیم.ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
65