English Version
This Site Is Available In English

عقل مانند خورشیدی است که نور آن از یک روزنه به ما می‌تابد

عقل مانند خورشیدی است که نور آن از یک روزنه به ما می‌تابد

عقل یکی از مؤلفه‌هایی است که در صور پنهان قرار دارد. جنس عقل نامشخص است و آغاز و پایانی ندارد. مغز، جایگاه یا مترجمی برای عقل به حساب می‌آید و عقل، دستورهای معقول را صادر می‌کند. اگر یک شهر را در نظر بگیریم، برای اداره بهتر آن و رعایت مقررات، به یک حاکم نیاز دارد. در شهر وجودی ما نیز لازم است یک مافوق در رأس قرار داشته باشد تا شهر وجودی بهتر مدیریت شود. این حاکم بزرگ، همیشه خیر و مصلحت مردم شهر را در نظر دارد و برای پیشرفت شهرش تلاش می‌کند. اجرای فرمان‌های این حاکم، ما را در رسیدن به صلح، آرامش و هدف والای انسانی یاری می‌نماید. عقل مانند خورشیدی است که نور آن از یک روزنه به ما می‌تابد؛ هرچه ما به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم، این روزنه بزرگ‌تر می‌شود و نور بیشتری را دریافت خواهیم کرد؛ یعنی به مرحله «شو شود» می‌رسیم.

حال مسئله‌ای در اینجا وجود دارد؛ نیروی فوق‌العاده قوی و زیرکی به نام نفس امرکننده یا نفس اماره وجود دارد که همیشه با عقل در چالش است و در مقابل آن قرار دارد و کار خودش را نیز به‌خوبی بلد است. نفس اماره باعث می‌شود که انسان صدای عقل را نشنود. بسیار موذیانه عمل می‌کند و خودش را خیلی زیبا نشان می‌دهد و راه‌هایی را به ما پیشنهاد می‌کند که جذاب هستند و انسان را به سوی خودش می‌کشاند. مانند فرد مصرف‌کننده‌ای که در دام اعتیاد گرفتار شده است. این افراد تمام عواقب اعتیاد را می‌دانسته‌اند و هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند که روزی مصرف‌کننده شوند؛ اما تحت تأثیر نفس اماره قرار می‌گیرند و کم‌کم به این مسیر سوق داده می‌شوند. اوایل به خواسته‌های نفس جواب رد می‌دهند؛ اما نفس از راه‌های جذاب‌تری وارد می‌شود و شخص زمانی به خودش می‌آید که نفس اماره، کل حاکمیت شهر وجودی او را به دست گرفته است. دیگر خبری از حاکم بزرگ نیست و شخص در ضد ارزش‌ها غوطه‌ور شده است. اصلاً صدای عقل شنیده نمی‌شود و تمام ارگان‌های بدن توسط نیروهای منفی تسخیر شده‌اند.

بعضی از افراد از این مسیر ناهموار، به کمک قوه عقل بیرون می‌آیند. به نجواهای درون خود گوش می‌دهند و از کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده شروع می‌کنند؛ در این راستا لازم نیست کار خارق‌العاده‌ای انجام دهند. افراد افسرده نیز مانند یک فرد مصرف‌کننده هستند؛ گویی حکومت جسم خود را از دست داده‌اند و حتی ساعت خواب و غذا خوردنشان نیز در اختیار خودشان نیست و افکارشان پریشان است. وقتی با این افراد صحبت می‌کنیم، می‌گویند: «من دیگر کاری نمی‌توانم انجام بدهم، همه‌چیز از دستم خارج شده است.» این‌گونه افراد باید با کسب آگاهی، یادگیری جهان‌بینی، داشتن افکار مثبت و تغییر سبک زندگی، کم‌کم از تاریکی خارج شوند تا نار وجودشان تبدیل به نور گردد. امیدوارم همه بتوانیم با به‌کارگیری قوه عقل، در راستای هدف والای انسانی حرکت کنیم.

نویسنده: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه سادات رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا نگهبان سايت
همسفران نمایندگی پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .