English Version
This Site Is Available In English

عقل با حس‌های ما کار می‌کند

عقل با حس‌های ما کار می‌کند

پنجمین جلسه از دوره چهل و هفتم، کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ابوریحان با استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه " وادی ششم و تاثیر آن روی من" در روز شنبه ۲۴مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر، در مورد دستور جلسه، وقتی از وادی ششم صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که کتاب عشق اصولاً برای کسانی است که سفر اول خود را به پایان رسانده‌اند. این کتاب برای مصرف‌کننده‌ها یا کسانی که هنوز درگیر اعتیاد هستند، لزوماً اولویت نیست؛ هرچند برای همه بسیار مفید است. اگر به وادی‌های قبلی نگاه کنیم، می‌بینیم که آن‌ها مسیر رسیدن به وادی ششم را می‌سازند. وادی چهارم: می‌گوید تو در هر جایگاهی که هستی، یا می‌توانی درست نگاه کنی و زندگی‌ات را ادامه بدهی، یا حرکت کنی. وادی پنجم: مسئولیت‌پذیری را مطرح می‌کند و می‌گوید در این جهان باید حرکت کرد و گریزگاه‌ها را بست.وادی ششم می‌گوید؛ عقل باید فرمانده باشد. اما یک سوال مهم پیش می‌آید: اگر عقل یکی از اجزای صور پنهان است و از خطا و اشتباه فراری است، پس چرا ما انسان‌ها چه آقایان، چه خانم‌ها و چه مصرف‌کننده‌ها این همه اشتباه در زندگی انجام می‌دهیم؟

برای درک این موضوع، عقل را مانند یک ماشین‌حساب مهندسی در نظر بگیرید. این ماشین‌حساب به همه انسان‌ها داده شده و قدرت انجام محاسبات بسیار پیچیده از جمع و تفریق ابتدایی تا مثلثات دانشگاهی را دارد. عقل اشتباه نمی‌کند، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که ما داده‌ها را اشتباه به آن می‌دهیم. عقل با حس‌های ما کار می‌کند. وقتی دست خود را روی میزی می‌کشید، حس لامسه به ذهن فرمان می‌دهد که سطح یا بافت میز چگونه است. این اطلاعات، ورودیِ عقل هستند. اگر حس و ادراک ما روزنه‌های ما به سمت ارزش‌ها یا ضد‌ارزش‌ها، دچار خطا یا پالایش غلط باشد، ما اطلاعات اشتباه را به عقل می‌دهیم. در این صورت، عقل دستورات اشتباه را صادر می‌کند.  پس اشتباه از عقل نیست، بلکه از اطلاعات غلطی است که از طریق حس‌های معیوب به عقل می‌رسد. هر چه بیشتر به سمت ارزش‌ها حرکت کنیم، روزنه‌های دریافت اطلاعات دقیق‌تر باز می‌شوند و می‌توانیم از قوه عقل خود استفاده بهتری ببریم.

بخش دوم: دستور جلسه تولد و روایت از تجربه سفر مسافر علی را بخواهم بگوییم؛  تجربه‌ای را بازگو کنم که درس بزرگی برای همه ما در کنگره است. در کنگره، ما نباید اهل تعریف و تمجید از افراد باشیم، اما باید از مسیرِ درست درس بگیریم. مسافر علی؛ او زمانی که وارد لژیون شد، با ظاهری بسیار شیک و با اوضاع مالی خوبی بود.

در ابتدا به نظر می‌رسید همه چیز عالی است. او در حوزه املاک فعالیت می‌کرد و معامله‌های بزرگی انجام می‌داد. اما با گذشت چند ماه از سفر، متأسفانه وارد معامله‌های سنگینی شد که به نتیجه نرسید. او دچار بحران شد، بیکار شد و حتی در حوزه شغلی‌اش نیز دچار افت شدید شد. مشکلات او ادامه یافت؛ از بیکاری و تنگدستی گرفته تا بیماری‌ . از نظر ظاهری و مالی، او به نقطه بسیار سختی رسیده بود. اما نکته‌ی حیاتی و الهی در داستان او اینجاست: او در تمام این بحران‌ها، سفرش را به نحو احسنت انجام داد.

با وجود تمام مشکلات، او از نظم و تکالیف خود غافل نشد؛ درس‌هایش را خواند، به جلسات گوش داد، نظم و حضورش را حفظ کرد و به مسئولیت‌هایش وفادار ماند. او نشان داد که وقتی وارد کنگره می‌شوید، ورود به مسیر ارزش‌ها همیشه هموار نیست؛ بلکه نیروهای منفی و مشکلاتِ زندگی، دقیقاً در همان لحظه جلو راه شما قرار می‌گیرند تا شما را بازدارند.علی سرسخت بود و از این موانع عبور کرد. او ثابت کرد که می‌توان در میانه‌ی طوفان، هم به سلامت سفر کرد و هم به اصول پایبند بود. امروز او با وجود تمام سختی‌ها، پایدار است و امیدواریم که بتواند در آینده، خدماتی را که به او شده، در کنگره جبران کند و خدمتگزار باشد.

خلاصه صحبت های مسافر علی:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، ورود من به کنگره و اغاز سفر من با مشکلات عدیده ای روبرو شدم .ولی با آموزه های کنگره توانستم بر مشکلات غلبه کنم . و امروز پس از یکسال رهایی حال خیلی خوبی دارم و از اوضاع راضی هستم.امروز شنبه هست همسفران در جلسه حضور دارند.آقای مهندس با اون ژرف و فلسفی که به مسائل دارند خانواده را وارد درمان اعتیاد کردند ،و یکی از اضلاع درمان در کنگره ۶۰ همسفران هست.امروز همه جامعه شناسان بر اینکه خانواده یکی از ارکانهای مهم پیشرفت هست اتفاق نظر دارند.من هم به لطف خداوند از داشتن یک خانواده منسجم بهرمند هستم و باید عرض کنم که آنچه اندک داشته مادی و معنوی پس از سی سال مصرف موادمخدر فقط بخاطر داشتن یک خانواده با محبت هست و خداوند را از این بابت شاکرم و به یک شعر از معینی کرمانشاهی مشارکتم را به پایان می‌برم:این شعر یک گزارش هست از سفر اول من:
پرده پرده انقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اینک از در صلح آمده
کشتم آن خویش و ز خاکش پروریدم خویش را
بزم سازان جهان می از سبوی پر خورند
من تهی پیمانه بودم سر کشیدم خویش را
برده داران زمان تا چوب حراجم زدند
دست اول تا بر آمد خود خریدم خویش را

تشکر از آقای مهندس دژاکام ، راهنمای خوبم آقا مجتبی ، و همه دوستان شعبه ابوریحان
که این جشن را تدارک دیدند.

خلاصه نویسی مسافر منصور ل۱۸ و مسافر علی ل ۱۹
عکس و ضبط صدا مسافر میلاد ل ۱۷
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد ل ۵
مرزبان کشیک مسافر رضا
تهیه شده در گروه سایت شعبه ابوریحان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .