جلسه دوازدهم از دوره نود و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافرعلی، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملا اجرا نماییم» روز شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، از آقا عیسی نگهبان محترم، گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه تشکر میکنم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه خدمت کنم.
دستور جلسه وادی ششم است. حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم. نکتهای که در اینجا خیلی مهم است برای رسیدن به فرمان عقل و حرکت در این مسیر مهمترین کار این است که تزکیه و پالایش نماییم.
قلعه عقل ما سربازانی دارد که همان دانایی ما هستند و باید به دانایی موثر تبدیل بشوند. مثالی که آقای مهندس میزنند این است که برای اینکه پیش رئیس یک مجموعه برویم وقتی شما میخواهید به کاخ سفید بروید شما را همینطوری راه نمیدهند باید یک درخواست یا یک پیشینهای داشته باشید، عقل هم همینطور است. اگر میخواهید بروید و در عقل ما خللی ایجاد نمایید باید حتماً از سربازان دانایی عبور کنید. اگر سربازان ما در راه غیر مستقیم و غیر ارزشی باشند به راحتی میتوانید عبور کنید ولی اگر در صراط مستقیم و ارزشها باشند این کار غیر ممکن است.
کسانی که در ابتدای سفر اول و آغاز راه هستند همگی در نفس اماره قرار دارند و جنگ نفس و عقل است. نفس خواسته دارد، خواستههای معقول و غیر معقول و عقل در مقابل آنها قرار دارد. سفر اولی که وارد کنگره ۶۰ میشود فقط به فکر مصرف مواد است، گریز میزند، مواد مصرف میکند، ولی چون در مرحله نفس اماره قرار دارد عین خیالش هم نیست. در خانه بچه شیرخوار دارد پول شیر خشک او را کنار گذاشته است با آن پول از درد خماری مواد میخرد، مصرف میکند ولی عین خیالش هم نیست، ولی بعد از گذشت مدتی در طول سفر وارد مرحله سرزنش کننده میشویم، خطا میکنیم ولی بعد از آن خودمان را سرزنش میکنیم. یعنی وارد مرحله تشخیص شدهایم، به مرور زمان وقتی از مرحله نفس سرزنش کننده عبور کردیم وارد مرحله نفس مطمئنه میشویم. یعنی کار اشتباه انجام نمیدهیم تمام راهنمایان کنگره ۶۰ به واسطه آموزشهایی که دیدهاند وارد مرحله نفس مطمئنه شدهاند و همینطور الکی این جایگاه را به دست نیاوردند. بلکه آزمایش شدهاند و آزمونهای سختی را پشت سر گذاشتهاند .
آقای مهندس بارها فرمودهاند که فرمان عقل کار زیاد سختی نیست، همین که ما در کارهای روزمره وقتی که غذا میخوریم بلافاصله ظرفهای خود را بشوییم، لباسهایمان را به موقع بشوییم، آشغال را سر وقت بیرون ببریم، همین حرکتهای کوچک میشود اجرای فرمان عقل، همه کسانی که به کنگره آمده و این راه را گذراندهاند و جایگاهها را تجربه نمودهاند و راهنما شدهاند و خدمت کردهاند به این مرحله دست پیدا کردهاند.
و اما قسمت دوم دستور جلسه تولد یک سالگی حسین آقا میباشد. حسین آقا شانزدهم تیر ماه ۱۴۰۴ وارد لژیون بیست و دوم شدند. زمانی که وارد کنگره شدند ۱۲ سال بود که مواد مصرف نکرده بودند و پاکی داشتند ولی به خاطر مشکلاتی که در زندگی با آن مواجه بودند و تعریف کنگره را هم شنیده بودند دوست داشتند که وارد کنگره بشوند. وقتی راهنمای تازه واردین به ایشان گفت که باید سفر کنند و دارو مصرف کنند ایشان گفتند که ۱۲ سال است پاک هستند و هیچ دارویی مصرف نکردهاند، ولی به واسطه اینکه در کنگره کسانی که سقوط آزادی هستند باید دو ماه در لژیون نشسته و هیچ دارویی مصرف نکنند و فقط سیدی بنویسند و وقتی به این تفکر رسیدند میتوانند سفر کنند. راهنما برای آنها برنامه سفر و مصرف دارو را آغاز میکند. این اتفاق برای حسین آقا در لژیون بیست و دوم هم افتاد و ایشان به این نتیجه رسیدند که باید دارو مصرف کنند، زیرا جسم ما به خاطر مشکلاتی که در سیستم ایکس و خمر ما به واسطه مصرف مواد افتاده بود به وسیله این برنامه ترمیم میشود. سفر خودشان را بعد از دو ماه آغاز کردند و بسیار رهجوی حرف گوش کنی بودند. سیگار خود را هم درمان کردند. ۴۰ سی دی و سی سیدی خود را تکمیل کرده و همه آنها را برای رهایی ارائه دادند. به هیچ عنوان اذیتی برای من نداشتند خدمتگزار هم بودند و الان هم برای راهنمایی در حال خواندن هستند. پیام من هم به ایشان امروز این است که در جهت حرکت به سوی هدف تلاش کنند. مهمترین زکات کنگره این است که راهنما بشوید و به کسانی که در آینده نیازمند کمک هستند کمک کنید. و مطمئن هستم که حسین به درجه راهنمایی میرسد. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

خلاصه سخنان مسافر حسین
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
به نام قدرت مطلق
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد چونکه او بالاتر است
یک NGO هست که شهرت و کاربرد جهانی دارد اما برای کنگره ۶۰ این اتفاق میسر نشده است. به نظرم کنگره ۶۰ مانند چشم و NGOهای دیگر مانند ابرو هستند، به همین دلیل در مسیر درمان و سفر کردن به چشم بیشتر نیاز داریم تا ابرو و اگر خوب دقت کنیم مشاهده میکنیم که، درمان واقعی فقط در کنگره ۶۰ انجام میشود. اینجا ترک نمیکنیم بلکه روش دی اس تی با سفر کردن و ذره ذره آموزش دیدن و بدست آوردن دانایی و حضور در کارگاه آموزشی باعث میشود که من مسافر پس از حدودا ده تا یازده ماه به درمان واقعی و تعادل نسبی دست پیدا کنم. یک روز پس از خرید مواد مصرفیام داشتم به منزل نزدیک میشدم که صدای آژیر پلیس را شنیدم من هم از ترس دستگیر شدن موادم را داخل جوی آب انداختم اما متوجه شدم که این صدای آژیر متفرقه هست ولی متاسفانه موادم گم شد و نتواستم پیدایش کنم.


نزدیک دوازده سالی که من ان ای رفتم ، فقط ترک کردم اما تعادل نسبی نداشتم و مرتب داخل جوی آب دنبال مواد گم گشتهام بودم ولی طی این مدتی که در کنگره اعتیادم را درمان کردم نه در خواب و نه بیداری به جوی آب توجه نکردم، زیرا نفس گرسنه من طی این مدت تربیت شده است و دیگر بدن من به مواد مخدر نیازی ندارد .
از اینکه به صحبت های من توجه نمودید از همه شما ممنونم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
140