English Version
This Site Is Available In English

همیشه یک نبردی بین عقل و نفس وجود دارد

همیشه یک نبردی بین عقل و نفس وجود دارد

وادی ششم می‌گوید حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنیم زمانی که ما می‌خواهیم حرکتی را انجام دهیم حس‌هایی سراغ ما می‌آیند که این حس‌ها تعیین می‌کنند که چه فرمانی توسط چه نقطه‌ای به ما داده می‌شود و این نقطه هم می‌تواند فرمان عقل باشد یا خواسته‌های نفس (اماره) و اینکه ما تشخیص بدهیم ماهیت اصلی چیزی را که از درون به ما الهام می‌شود چه چیزی است بستگی به میزان آگاهی و دانش و جهان‌بینی ما دارد، ما اگر بخواهیم در مسیر زندگی سر از بیغوله‌ها درنیاوریم بایستی این دو مسئله را از هم تشخیص بدهیم که همین مسئله اولین نقطه برای به کار بردن فرمان عقل است.

نکته بعدی به اجرا درآوردن فرمان عقل است یا همان شو شود چون زمانی که ما بتوانیم حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاً اجرا کنیم مطمئناً هیچ کار ضد ارزشی مانند مصرف مواد مخدر و... انجام نخواهیم داد و به همین دلیل حتماً در بهشت قرارخواهیم گرفت چون این زمان ما هرچه که در ذهن خود داریم که به حال خود و جسم خود کمک می‌کند را قادر خواهیم بود که انجام دهیم به‌طور مثال اگر بخواهیم مسواک بزنیم صداهایی در همان لحظه به ما می‌گوید که حالا بگذار چند دقیقه دیگر این کار را انجام بده و این صداها مدام تکرار می‌شوند ولی یک‌بار و فقط یک‌بار یک‌صدا از درون به ما می‌گوید که همین الآن بلند شو و انجام بده که آن همان صدای عقل است.

ما باید بدانیم که کدام صدا را دنبال کنیم. ما اگر می‌خواهیم در مسیر حرکت خود چه در زندگی و هر مسئله و کاری خاص موفق باشیم و به نتیجه خوب و مطلوبی برسیم باید بدانیم که تنها به اجرا درآوردن فرامین عقل است که ما را موفق خواهد نمود و نیروهای منفی و بازدارنده به زیباترین شکل ممکن تمام تلاش خود را می‌کنند که ما را از انجام این امر باز بدارند؛ زیرا فرمان عقل یعنی اینکه ما می‌گوییم شو و همان لحظه می‌شود چون بهشت از این می‌آید ما هر کاری را که می‌خواهیم انجام دهیم یا هر خواسته‌ای که طلب می‌کنیم همان انجام می‌شود و نیروی منفی مانند یک سد جلو ما می‌ایستد که این امر برای ما اتفاق نیفتد.

چه زمانی می‌توانیم حکم عقل رادرقالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم چه زمانی انسان می‌تواند در این شرایط قرار بگیرد که هرچه عقل می گویید اجرا کند؟ زمانی که انسان قبلش یک فرمان‌بردار خوبی باشد. ما می‌دانیم همیشه یک نبردی بین عقل و نفس وجود دارد اگر سربازان عقل دانا باشند مطمئنا عقل تصمیم درستی می‌گیرد ولی اگر سربازان به دانایی نرسیده باشند نفس پیروزمی شود؛ چون خواسته‌های نفس طوری بیان می‌شوند که انسان متوجه نمی‌شود که کارهایش اشتباه است ما در کنگره یاد گرفتیم که اگر می‌خواهیم به‌ فرمان عقل برسیم باید از کارهای کوچک شروع کنیم؛ اما همیشه کارهایمان را به‌روز آخر موکول می‌کنیم می‌خواهیم سی‌دی بنویسیم عقل می‌گوید بنویس ولی نفس اماره می‌گوید: حالا وقت است یا شب می‌نویسم روز آخر می‌شود و اینقدر مشکلات سر راه انسان قرار می‌گیرد، مهمان ناخوانده می‌آید، برق قطع می‌شود یا اینترنت‌ها مشکل پیدامی کنند یا خیلی مسائل پیش می‌آید که نتوانیم سی‌دی را بنویسیم و اگر هم بتوانیم بنویسیم هیچ لذتی از سی‌دی نوشتن نمی‌بریم؛ یعنی آن انرژی که می‌خواهیم دریافت نمی‌کنیم به‌جز این‌که یک‌سری حس‌های بد نصیب انسان می‌شود.

خیلی مواقع است که هرسال از این وادی‌ها گذر می‌کنیم شاید خیلی خوب در مورد این وادی توضیح دهیم به نظر من خوب است یک نگاهی به خودمان کنیم که چقدر در کارهایمان به عقلمان گوش کردیم آیا صبح زود می‌توانیم از خواب بلند شویم؟ آیا شب زود می‌توانیم بخوابیم؟ آیا درجلسه سر موقع حاضر می‌شویم؟ در مسیر مستقیم هستیم آیا تمام حواسمان به خودمان است یا در حاشیه هستیم؟ انسان در تمام‌ مسیر تکامل خود باید به‌ فرمان عقل برسد. فرمان عقل یکی از مهم‌ترین سرنوشت ‌سازترین مسائل حیاتی زندگی است؛ و هرچه حساب‌شده و درست به آن عمل شود انسان در صلح و آرامش قرار می‌گیرد و هر چه میزان عقل کمتر باشد در بدبختی و بیچارگی است از این وادی نتیجه می‌گیریم که اگر عقل درراه مستقیم و ارزشی خرج نشود به سیاهی و تباهی کشیده می‌شود و از صلح و آرامش و آسایش خبری نیست و ناامیدی در انسان ریشه می‌کند که پایان خوبی ندارد.


نویسنده،ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا (ز) رهجوی راهنما همسفر زینب (نگهبان سایت)

همسفران نمایندگی آزادشهر.ر.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .