در وادی ششم موضوع اصلی شناخت و اجرای فرمان عقل است. در وادیهای قبل، درباره مسئله تفکر صحبت شد، اینکه تفکر میتواند مثبت یا منفی باشد. تفکری که منطقی و درست است، تعقل نام دارد و به عملی که در این راستا انجام میدهیم، کار معقول گفته میشود و آن تفکری که به راه منفی ختم میشود، تفکر شیطانی و ضد بشری نام دارد.
با توجه به این موضوع وقتی انسان تفکر میکند؛ باید سیستم و دستور العمل بالاتری به عنوان ترازو یا معیار ناظر باشد تا درست و غلط بودن این تفکر را به ما نشان دهد و مشخص سازد که نتیجه این راه خیر یا شر است. این مرجع و مقام بالاتر عقل نام دارد که مانند یک سیستم کنترل و نظارت در اندیشه انسان جای گرفته است و علاوه بر اینکه روح را رهبری میکند تابع خودش هم هست و ذره ذره با استفاده از تجربیات رشد مییابد و مانند قاضی عمل میکند. قاضی خود نفس است که در رأس آن عقل قرار دارد و تصمیمگیری میکند.
خصوصیت مهم عقل این است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و نمیتوانیم بگوییم از چه زمانی شروع شدهاست. ما تصور میکنیم از بدو تولد آغاز شده؛ ولی اینگونه نیست. زیرا هر انسانی که به دنیا میآید با فرد دیگری فرق دارد. موضوع مهم این است که ما در تمام مسیر میخواهیم به فرمان عقل برسیم؛ امّا در این مسیر مشکلاتی مانند اینکه خوب و بد کارها را میدانیم؛ ولی نمیتوانیم آن را اجرا کنیم، وجود دارد و بازی زندگی بر این است که ما روزی به آن نقطه برسیم که آنچه درست بوده را انجام دهیم و آنچه نادرست است، انجام ندهیم که به آن فرمان عقل گفته میشود.
فرمان عقل این نیست که با کائنات صحبت کنیم، بلکه بدین معنی است که کارهای روزانه خود را انجام دهیم. تعبیر زیبایی در وادی ششم وجود دارد که عقل کل مانند خورشیدی است که به تمام گیتی میتابد و تمام موجودات و انسانها مانند خانههایی هستیم که از یک روزنه نور وارد آن میشود و این روزنه بصورت خودکار عمل میکند؛ ولی یک شرط دارد هر چه به طرف روشنایی برویم روزنه بزرگتر و نور بیشتری وارد خانه ما میشود.
برای درک بیشتر این موضوع واقعیتی وجود دارد، اینکه جزء به جزء هستی دارای اطّلاعات است (یعنی لوح محفوظ). ما انسانها هم تک به تک عقلهای جزئی هستیم که همه به عقل بالاتر میرسیم و کاری که هستی انجام میدهد این است که اطلاعات را جمع میکند و آنچه مناسبتر است را بازتاب میدهد. اطلاعات و پژوهشهایی که در زمین انجام میگیرد، همه به سماء میرود و آنجا بررسی میشود و دوباره به زمین منتقل میشود و این رفت و برگشت اطلاعات بین جهانها ادامه دارد؛ پس اطلاعاتی که از کل هستی گرفته شده مثل نور خورشید به همه انسانها میتابد و هر چه انسان در حال تزکیه، پالایش و تلاش باشد، این روزنه بزرگتر و در نتیجه نور عقل بیشتری وارد خانهاش میشود.
یکی از راههای رسیدن به این جایگاه تقویت هوش درون فردی است. هوش درون فردی به معنای توانایی شناخت خود، آگاهی از نقاط قوت و ضعف و شناخت دنیای درون است. این توانایی با تلاش، آموزش و کاربردی کردن آموختهها تقویت میشود. در این مسیر انسان باید مراتب نفس را پشت سر بگذارد، یعنی از نفس اماره به نفس لوامه و در نهایت به نفس مطمئنه برسد. هر چه انسان این مراحل را بهتر طی کند، نفس او بیشتر تربیت میشود و به فرمان عقل نزدیکتر خواهد شد.
در واقع رسیدن به فرمان عقل یعنی به خود واقعی نزدیک شدن و در مسیر الهی حرکت کردن و هر چه این آموزشها بیشتر در زندگی کاربردی شوند، انسان راحتتر میتواند فرمان عقل را بشناسد و آن را در زندگی خود اجرا کند. پس من وظیفه دارم که پیوند و رابطه این مفاهیم یعنی عقل، روح، نفس و دانایی را درک کنم تا بتوانم به ندای درونی خود و خویش خویشتن معنا ببخشم و به تکامل برسم، چون هدف آفرینش همین است.
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر طیبه (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
153